» .اسلایدر » ضرورت حضور نخبگان در احزاب سیاسی/ احزاب ایران، بعد از انتخابات ناپدید می‌شوند

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۵/۰۶ - ۱۴:۴۲

 کد خبر: 10430

یک استاد دانشگاه مطرح کرد:

ضرورت حضور نخبگان در احزاب سیاسی/ احزاب ایران، بعد از انتخابات ناپدید می‌شوند

گروه سیاست ـ حبیب رجبی مشهدی گفت: در بعد سیاسی، در واقع ما حزب نداریم و فقط نزدیک انتخابات می‌آیند و بعد ناپدید می‌شوند؛ درحالی‌که کشورهای دیگر، آدم‌های نخبه‌شان را در حزب نگه می‌دارند.

ضرورت حضور نخبگان در احزاب سیاسی/ احزاب ایران، بعد از انتخابات ناپدید می‌شوند

به گزارش آتی نیوز، نشست «ضرورت پرداختن به سویه‌های هویتی مشهد»، پنجم مردادماه در پژوهشکده ثامن مشهد برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، مجری با بیان اینکه حیات معنوی هر شهر، روابط انسانی است، گفت: تمدن و معماری، خانه فرهنگ است. تعیین فرهنگ و هویت در معماری و بناها، ما را با سویه‌های درون شهر آشنا می‌کند و تعلقات ما را به شهر شکل می‌دهد. هویت شهری، حاصل تعامل میان فضا و مکان شهری است. در این تعامل، انسان به فضا و مکان شهری معنای خاص می‌بخشد. هویت شهری، چیستی ما را درون مختصات مکانی فضایی شهر تنظیم می‌کند.

هادی خانیکی، روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه در این نشست اظهار کرد: در ارتباطات، چه به اعتبار شبکه‌های اجتماعی و چه جابجایی موجود در انسان و کالا، هویت را مفهومی کانونی و سرچشمه معنا می‌دانم. در پرداختن به هویت با دو امر مواجهیم؛ از طرفی برای تقویت تعلقات خاطر، می‌بایست به هویت‌ها بپردازیم، از طرفی وقتی به هویت‌ها می‌پردازیم، رویارویی‌ها و جنبه‌های اختلاف و تمایز برجسته‌تر می‌شود. امروزه هویت، دیگر یک برساخته اجتماعی است و یک مقوله ذاتی نیست. کاستلز، جامعه‌شناس اسپانیایی و نویسنده «سه‌گانه مهم عصر اطلاعات»، از شکل‌گیری سه گونه هویت اجتماعی سخن می‌گوید؛ هویت مشروعیت‌بخش، هویت مقاومت و هویت منعطف. هویت منعطف، هویتی بر اساس پذیرش تفاوت‌ها و ارتباط تعاملی بین تفاوت‌ها است. حال، با یک سؤال سه‌گانه مواجهیم؛ از یک طرف برای حفظ استمرار تاریخی و از طرف دیگر به منظور داشتن حافظه تاریخی که از آن دور بودیم و کمتر در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، ترمی به‌عنوان «سیاست حافظه در جامعه ما» توجه کردیم، چگونه جامعه، حافظه درازمدتی داشته باشد و خاطرات تاریخی‌اش را به خاطر بیاورد. طی سفری که به الجزایر داشتم و با مصطفی اشرف، متفکر الجزایری ملاقات کردم، او به من گفت که «میان انقلاب الجزایر و ایران، شباهت وجود دارد و سعی کنید گرفتار مشکل ما نشوید؛ ما نتوانستیم واقعیت انقلاب را به نسل‌های بعد منتقل کنیم و‌ در واقع زبان انتقال را نداشتیم. زبان ما عاطفی، احساسی و حماسی بود در حالی‌که زبان نسل بعد عقلانی‌تر بود».

این کارشناس رسانه بیان کرد: هویت‌های مبتنی بر گفتگو، می‌توانند باب تعلق خاطر به گذشته و هم زیستن در وضعیت موجود را باز کنند. گفتگو قائل به تفاوت است و آن را به رسمیت می‌شناسد ولی سعی می‌کند پذیرش دیگری را فرصتی برای معناکردن هویت خود ببیند. خود متفاوت، یک سمتش فرهنگ و سمت دیگر آن اقتصاد است. اگر از بعد اقتصادی نگاه کنند، ممکن است بگویند بحث‌هایی از قبیل گفتگو و هویت فایده‌ای ندارد. در دوران مرحوم هاشمی، وقتی که در وزارت علوم بودم، علامه جعفری علاقه‌مند بود که سطح معرفت علمی دانشجویان را از مفاخر ایرانی و مسلمان بالا ببرد. طرح ساده‌ای داشت؛ زیر اسامی دانشگاه‌ها که به اسم کسی بود، لوح مختصری را در نظر بگیرند که دانشجویان با این اشخاص آشنا شوند. وقتی این موضوع در سمینار رؤسای دانشگاه مطرح شد، فقط یک نفر از این طرح دفاع کرد. درواقع اصلاً، تبدیل شدن فرهنگ به ماده‌ای سودمند را نمی‌دیدند.

خانیکی در ادامه افزود: فقط این نیست که شهرداری به میان بیاید و کاری کند، از این طرف و در میان مخاطبان نیز باید اتفاقاتی بیفتد. دکتر شفیعی کدکنی، به دو مورد اشاره کرده‌اند؛ یکی اینکه «دکتر مهدوی دامغانی در آمریکا، هر موقع از آپارتمانش خارج می‌شود، سلامی به امام رضا (ع) می‌دهد و بعد به سراغ کارش می‌رود». این‌که کسی با سال‌ها دوری از وطن و ایران، هنوز چنین تعلقی دارد، آیا ما که مشهدی هستیم، چنین تعلقی به مشهد داریم؟ مورد دوم که شفیعی کدکنی به آن اشاره کرده، درباره بدیع‌الزمان فروزانفر است که همیشه در کلاس‌های درسش، صندلی‌اش را رو به امام رضا (ع) می‌گذاشته است.

همچنین محسن مدیرشانه‌چی، استاد دانشگاه نیز در این نشست مطرح کرد: ای کاش سخن مصطفی اشرف را زودتر مطرح می‌کردید و ای کاش در این صورت به حرف شما گوش می‌دادند. بحث هویت، در ساحت‌های مختلف علوم انسانی جای بحث دارد. یک بخش از هویت مشهد، فارغ از کل هویت ایران نیست. در مشهد با دو‌گانه‌ای مواجه هستیم. یکی اینکه مشهد، شهری فارغ از امام رضا (ع) و وجه مذهبی‌اش است. دیگری این‌که مشهد را فقط باید در امام رضا (ع) و آستان قدس خلاصه کرد. نگاه اول که مشهد را فارغ از امام رضا (ع) بدانیم، با عقل جور در نمی‌آید و نگاه مقابل آن هم چندان درست نیست. مشهد را اگر در دنباله توس و تاریخ گذشته‌اش بدانیم، تمام موارد را لحاظ خواهیم کرد و صرفاً بر یک مورد اتکا نمی‌کنیم. نگاه سوم آنکه، مشهد را شهری جامع بدانیم و با وجود اینکه شهری مذهبی است، هویت مستقل خود را نیز دارد.

در ادامه آقای مهندس، کارشناس فرهنگی، اجتماعی مشهد بیان کرد: شهر مشهد نماد سنت و مدرنیته است. اگر از بالا به شهر نگاه کنید، شهری با هویت آشفته است و معماری شهر، نشان‌ می‌دهد که افراد، دارای هویت منسجم نیستند. ساختمان‌ها، محصول باور‌ها و دغدغه‌های مردم‌اند. نماد سنت و بخش قدسی شهر، کارکرد خود را پررنگ‌تر و همسنگ سال‌های گذشته انجام می‌دهد. حضور مردم در حرم کمرنگ نشده که پررنگ‌تر شده است. اما در بخش عرفی شهر که همیشه سعی شده از بخش قدسی جدا بیفتد، بعضا‌ً با تعارضاتی مواجه می‌شویم. یکی از این تعارضات، مکان‌یابی تئاتر شهر در سال گذشته بود. یک دیدگاه، بیانگر این بود که تئاتر شهر وارد شهر شود و دیدگاه دیگری می‌گفت از مرکز شهر فاصله بگیرد. مدیریت این دو، کار بسیار سختی است زیرا مدیریت شهری، امر آسانی نیست.

حبیب رجبی مشهدی، استاد مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد نیز در این مراسم اظهار کرد: هویت، حافظه بلندمدت و قطعاً ساختاری برای پشتیبانی از این حافظه می‌خواهد. به نظر من، مشکل این است که نهاد بلندمدت نداریم و هیچکدام از بناهای ما تاریخچه بلندی ندارند. افراد متخصصمان را از دست می‌دهیم و این ضرری است که جامعه ایران متحمل شده است. در بعد سیاسی نیز در واقع حزب نداریم و فقط نزدیک انتخابات می‌آیند و بعد ناپدید می‌شوند؛ درحالی‌که کشورهای دیگر، آدم‌های نخبه‌شان را در حزب نگه داشته‌اند. ما استاد از دست دادن هستیم؛ چه متخصصین چه چیزهای دیگر. مثلاً نسل جدید، اصلاً گویش مشهدی را نمی‌شناسند. در مجموع به دنبال نهاد بلندمدت نیستیم. اگر می‌خواهیم این هویت به نقطه تعادل برسد، باید ساختارهای پشتیبان حافظه بلندمدت را اصلاح کنیم.

یکی از حاضران بیان کرد: مبلمان و معماری شهر مشهد، به گونه‌ای است که بیانگر هویت شهر نیست. مثلاً معماری در اصفهان، به گونه‌ای است که انگار مشخصه شهر است؛ در حالی‌که چنین وضعیتی در مشهد دیده نمی‌شود.

در انتها، یکی از مسئولان برگزاری این نشست، بیان کرد: هدف ما از این قبیل نشست‌ها، افزایش تعلق به شهر است، که متأسفانه اخیراً کمتر شده بود. افرادی که اینجا آمده‌اند، دغدغه سویه‌های هویتی مشهدی را دارند و دور هم جمع شدیم و سازمان مردم‌نهادی تشکیل دادیم.

انتهای پیام/ ۱۰۰۲


برچسب ها :
ارسال دیدگاه

بایگانی اخبار