» .اسلایدر » فخرفروشی و تظاهر؛ مشکل امروز جامعه ایران/ ادبیات می‌تواند به رهایی از این وضعیت کمک کند

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۴/۲۰ - ۱۶:۴۵

 کد خبر: 10068

مصطفی مستور مطرح کرد:

فخرفروشی و تظاهر؛ مشکل امروز جامعه ایران/ ادبیات می‌تواند به رهایی از این وضعیت کمک کند

گروه فرهنگ و هنر ـ یک نویسنده با بیان اینکه فخرفروشی و تظاهر را مشکل امروز جامعه ایران عنوان کرد و گفت: ادبیات می‌تواند کمک کند از این فضا درآمده و عنصر فردیت و هویت پیدا شود.

فخرفروشی و تظاهر؛ مشکل امروز جامعه ایران/ ادبیات می‌تواند به رهایی از این وضعیت کمک کند

به گزارش آتی نیوز، نشست دوم سلسله نشست‌های «پابوس» به همت گروه شمس، ۱۸ تیرماه در فرهنگ‌سرای ترافیک مشهد برگزار شد.

این نشست با هدف گفت‌وگو با مصطفی مستور، رمان‌نویس و داستان‌نویس، مترجم و پژوهشگر کشورمان و به‌عنوان جلسه‌ای مشترک میان سازمان کتابخانه آستان قدس و معاونت فرهنگی هنری شهرداری مشهد برگزار شد.

مصطفی مستور در این مراسم با اشاره به مسئله فردیت، اظهار کرد: در ادبیات قدیمی، عنصر فردیت به نسبت کمتر دیده می‌شد. مسئله‌ای که تقریباً دو قرن پیش و در عصر جدید پیش آمد، اضافه شدن مفهومی به نام مفهوم فردیت در ادبیات بود. زمان نوشتن از یک موضوع اجتماعی، طرح ابتدا از فیلتر ذهن نویسنده عبور می‌کند و رنگ و بوی فردیت او را می‌گیرد.

مصطفی مستور: نتیجه فخرفروشی و تظاهر ما ایرانی‌ها، زندگی کردن در جامعه‌ای مریض است که در آن آدم‌ها چه روشن‌فکر و چه مذهبی و چه ضد مذهبی همگی تقلبی هستند. این بیماری‌ای است که جامعه ما دچار آن شده است.

وی سپس با نقد از شرایط کنونی جامعه گفت: به شکل تأسف‌آوری، سیلی کاذب تفکر جامعه ما را با خود برده است. باید ببینیم چیزی که به آن علاقه داریم یا نداریم، چقدر ریشه در فردیت ما دارد و تا چه حد ما به آن باور رسیده‌ایم. ما در جامعه دوست داریم شبیه به هم زندگی کنیم و میل به دیده شدن داریم و این امر باعث می‌شود ما وجود جعلی و دروغین از خود درست کنیم. نتیجه این فخرفروشی و تظاهر، زندگی کردن در جامعه‌ای مریض است که در آن آدم‌ها چه روشن‌فکر و چه مذهبی و چه ضد مذهبی همگی تقلبی هستند. این بیماری‌ای است که جامعه ما دچار آن شده است. ادبیات می‌تواند کمک کند از این فضا درآمده و عنصر فردیت و هویت پیدا شود.

پس از جمع‌آوری پرسش‌های یادداشت شده از طرف حضار، براتی، نویسنده و منتقد ادبی به عنوان مجری مراسم، تعدادی از آن‌ها را انتخاب کرد و اولین سؤال را از مستور پرسید: «چرا شما رفتید سراغ نوشتن داستان کوتاه» که مستور پاسخ داد: داستان کوتاه بعد از شعر، مهم‌ترین قالب ادبیات است. گفته می‌شود کسانی که نمی‌توانند داستان کوتاه بنویسند، رمان می‌نویسند. زمانی که رمان می‌نویسم، بسیار فاخر هستم و اضطراب ندارم. اما زمان نوشتن داستان کوتاه، مسائل بسیار فشرده و نوشتن آن هم دشوارتر است.

مستور در خصوص وجه تسمیه عناوین کتاب‌های خود، توضیح داد: اسم باید عصاره و چکیده‌ای از داستان باشد اما چیزی را لو ندهد. به همین دلیل، معمولاً تا آخر نوشتن کتاب، نام انتخاب نمی‌شود. تعیین کردن نام کتاب خلاقیت بسیاری می‌خواهد و زمانی اسمی برای یکی از کارها به من الهام می‌شود، مانند داستان یا شعر روی آن کار می‌کنم و تا زمانی که به آهنگ و ساختار داستان نزدیک شود، آن را بالا پایین می‌کنم.

مستور در رابطه با کتاب‌هایی که نویسنده‌های نو قدم باید بخوانند، پیشنهاد داد: خوب یا بد بودن هر داستانی نسبت به نگاه ما به زندگی تعیین می‌شود. شخصی که کتابی به شما پیشنهاد می‌کند، دارد خودش را به شما پیشنهاد می‌دهد. نکته‌ای که باید به یاد داشته باشیم، این است که در پیشنهاد‌ها، تکنیک داستان برای زدن حرف خود،، فارغ از این که موافق آن باشید یا نباشید، مورد بررسی قرار بگیرد. خودم رمان‌های خیلی کمی ‌می‌خوانم و حجم بیشتر مطالعات من مربوط به فیزیک و فلسفه است، اما ریموند کارور، که داستان‌هایشان را ترجمه کردم، هاروکی موراکامی و آنتون چکوف همگی از نویسندگان مورد علاقه من هستند.

مستور نسبت به ایده پردازی خود و نکات خلق داستان توصیه کرد: من در نوشتن بسیار بی‌نظم هستم اما زمان زیادی می‌گذارم. نویسنده‌ها همیشه در حال نوشتن هستند به‌خصوص زمانی که نمی‌نویسند. آن‌ها در ذهن خود یادداشت و برداشت‌های مختلفی می‌کنند. زمانی که ایده در فکر شکل می‌گیرد، ۷۰، ۸۰ درصد کار تمام شده و تنها قسمت کسل کننده یعنی نوشتن مانده است. توصیه می‌کنم جرقه‌های ذهن خودتان را باور نکنید و سریع هر ایده جدیدی را ننویسید. باید یک یا دو هفته صبر کنید و اگر دیدید این جرقه خاموش نشد، می‌شود نتیجه گرفت ایده نایاب و خوبی است که می‌شود درباره آن نوشت. یادتان باشد که مسائل کوچک زندگی شما به‌مراتب ارزشمندتر از مسائل بزرگ دیگران هستند. از آنچه که به آن باور دارید، تجربه می‌کنید و از آن رنج می‌برید، آثاری اصیل می‌توان خلق کرد.

ساختار جامعه ما در دست مردها است. سیاست‌مدارها و تصمیم‌گیرنده‌ها مردها هستند. در کشور ما که فاجعه است، زمانی که می‌خواستند وزیر زن انتخاب کنند، مردم طوری واکنش نشان می‌دادند که انگار ایران با خاک یکسان شده است. زنان در ساختن این چیزی که ما تحت عنوان جامعه امروز جهانی می‌شناسیم، نقشی نداشتند.

مستور در خصوص شخصیت زنان داستان‌های خود که عصیانگر نیستند، گفت: ساختار جامعه ما در دست مردها است. سیاست‌مدارها و تصمیم‌گیرنده‌ها مردها هستند. در کشور ما که فاجعه است، زمانی که می‌خواستند وزیر زن انتخاب کنند، مردم طوری واکنش نشان می‌دادند که انگار ایران با خاک یکسان شده است. زنان در ساختن این چیزی که ما تحت عنوان جامعه امروز جهانی می‌شناسیم، نقشی نداشتند. زمانی شخصی نبوده و دیکته‌ای ننوشته، نمی‌تواند مسئول اتفاقاتی باشد که دیگران درست کردند. اینکه می‌گویند «پای زن همیشه در میان است» حرفی است که مردها ساختند. مسبب جنگ‌های گذشته مردها بودند و زن‌ها نقشی نداشتند. یکی از وزرا گفته بود: «ما هر جا در ادارات زن‌ها داشتیم، اختلاس و دزدی وجود نداشته است». من نمی‌گویم اگر زن‌ها تصمیم‌گیرنده بودند، دنیا گلستان و بهشت بود اما تهوع‌آور است دنیایی که ما مردها ساختیم. می‌توان گفت که زن‌ها همیشه بخش خوب و دوست‌داشتنی و معصوم دنیا بودند. این باعث می‌شود، زمان نوشتن شخصیت‌هایم، نتوانم زن‌ها را خبیث و زشت جلوه بدهم. حس می‌کنم دارم دروغ می‌گویم چون به آن باور ندارم و نمونه مشابه آن را هم نمی‌شناسم. زن‌ها در جامعه ما منفعل هستند و دلیل آن مردسالار بودن جامعه و پذیرفتن این نقش از طرف زنان است. عقل، تفکر، آرزو و آگاهی زنان در جامعه بسیار جلوتر از آن چیزی است که گرفتارش هستند. زنان می‌دانند چه می‌خواهند اما نمی‌توانند به نقطه‌ای که می‌خواهند برسند و این به دلیل قانون، فرهنگ، سنت و مردسالاری است که جلوی آن‌ها را گرفته است. این خواستن و نتوانستن باعث از هم گسیختگی شده است و این گسیختگی ادبیات زنان را بسیار قوی کرده است. زیرا توصیف از هم گسیختگی، خود بهترین دست‌مایه برای یک نویسنده است. البته من ترجیح می‌دهم ما ادبیات خوبی نداشته باشیم اما زن‌های ما این مشکلات را نداشته باشند.

مستور سپس از جدیدترین پروژه خود توضیح داد: من تقریباً دو سال است مجموعه‌ای از داستان‌های نیمه مستند را شروع کردم که در آن از گفت‌وگوها و مصاحبه‌های خودم با زنان قوی الهام گرفتم. این پروژه با ۳۰ داستان از زنان قوی و فعال قصد دارد جنبه دیگری از زنان جامعه ما را به عموم نشان بدهد. زنانی که تلاش می‌کنند زندگی بهتر داشته باشند، موانعی از سر راه بردارند، چیزی بشکانند و یا دست‌کم زندگی الهام بخشی دارند.

مستور در پاسخ به این سؤال که «آیا فردیت خودتان در کتاب «ماه خدا را ببوس» بوده است؟»، اظهار کرد: فرایندی که در آن یک ایده به داستان تبدیل می‌شود، فرایند پیچیده‌ای است. ردیابی رگه‌های واقعیت در یک داستان بسیار دشوار است. من در سال ۷۳، یعنی ۲۵ سال پیش به مدت ۹ ماه گرفتار شک بسیار عمیقی شده بودم. من بسیار تصادفی در کتاب درسی‌ام تصویری از کره مریخ دیدم که در آن هیچ موجود زنده‌ای نبود و به این فکر کردم که زمین هم روزی به این شکل بوده است. شروع به مطالعه در زمینه‌های شکل‌گیری زمین، منظومه‌ی شمسی، کهکشان‌ها، هستی و غیره کردم و هر چه بیشتر می‌خواندم، بیشتر متقاعد می‌شدم که انسان با وجود این که یک حیوان هوشمند است و اجداد او قارچ‌ها و جلبک‌ها بودند، دلیلی ندارد که خود را اشرف مخلوقات بداند. انسان در کره زمین که بر گرد یک ستاره کاملاً معمولی و در موقعیت بسیار معمولی در کهکشان راه شیری قرار دارد و این کهکشان در میان ۲۰۰ میلیارد کهکشان دیگر واقع است. من در این شک خود به اعتقاداتی که داشتم، خیلی اذیت شدم تا بالاخره به راه حل رسیدم. این راه حل برای خود من است و قطعاً مشکلات عالم را برای همه حل نمی‌کند. این از مسائلی است که راه حل آن را باید خودتان برای خودتان پیدا کنید. من پیدا کردم و توانستم به زندگی عادی‌ام برگردم و بعد از گذشت چند سال، حس کردم می‌توانم چیزی درباره این جریان بنویسم که نتیجه شد اولین رمانم.

انتهای پیام/


برچسب ها :
ارسال دیدگاه