» .مشروح خبر » مشروح خبر | عدم دسترسی نویسندگان ایرانی به آثار زبان اصلی دنیا

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۴/۱۸ - ۱۲:۲۳

 کد خبر: 10021

یک نویسنده مطرح کرد:

مشروح خبر | عدم دسترسی نویسندگان ایرانی به آثار زبان اصلی دنیا

گروه فرهنگ و هنر ـ نوید ظریف کریمی با بیان اینکه جمالزاده در فرانسه به منابع پرشماری دسترسی داشته و طبیعی است که کتابها و متنهایش همچون منابعش باشد، گفت: همین الان در ایران به آثار زبان اصلی دنیا دسترسی نداریم و باید دست به دامن یک نفر بشویم که این کتابها را از خارج از کشور به‌صورت چمدانی بیاورد.

مشروح خبر | عدم دسترسی نویسندگان ایرانی به آثار زبان اصلی دنیا

به گزارش آتی نیوز، اولین جلسه از سلسله جلسات بررسی سیر تحول داستان در ایران با محوریت بررسی آثار محمدعلی جمال‌زاده، ۱۶ تیرماه در فرهنگسرای حجاب مشهد برگزار شد.

در ابتدای این نشست مونا بدیعی جوان، نویسنده و مجری این نشست گریزی کوتاه به زندگی شخصی جمال‌زاده زد و او را اولین کسی دانست که داستان کوتاه را برای اولین بار وارد ایران کرده است و گفت: محمدعلی جمال‌زاده پدر داستان کوتاه مدرن ایرانی است. قبل از ایشان، امثال و حکم‌هایی مثل گلستان سعدی و کتاب‌های جامی وجود داشته اما او خرق عادت می‌کند و داستان کوتاه را برای اولین بار وارد زبان فارسی می‌کند.

بدیعی جوان با بیان این نکته که پدر جمال‌زاده از اولین شخصیت‌هایی است که روی او و داستان‌نویسی‌اش تأثیر گذاشته است، ادامه داد: ایشان در سال ۱۲۷۰ در اصفهان متولد شد، پدری وی به سید جمال‌الدین واعظ و شهید مشروطه معروف بوده است. جمال‌الدین واعظ از منبری‌های معروف شهر اصفهان بوده و وعظ و خطابه را به‌صورت داستان بیان می‌کرد، آن هم با زبان کوچه و بازار. آن‌طور که جمال‌زاده تعریف می‌کند همیشه اولین پامنبری پدرش بوده و به شدت مجذوب منبرها و خطابه‌های او می‌شده که تأثیر آن‌ها در داستان‌های او کاملاً مشهود است. پدر جمال‌زاده به خاطر همین خطابه‌ها و وعظ‎ها از آدم‌های مورد احترام و وثوق ظل السلطان برادر ناصرالدین شاه بود که از او لقب صدرالواعظین را می‌گیرد. اما چون مشروطه‌خواه بوده و مردم را با حقشان آشنا می‌کرده، مورد خشم ظل السلطان قرار می‌گیرد و مجبور به فرار از اصفهان می‌شود و بالاخره او را در شهر بروجرد می‌کشند. جمال‌الدین واعظ پسرش را سال ۱۲۸۶ برای تحصیل به بیروت می‌فرستد و جمال‌زاده بعد از شهادت پدرش به فرانسه می‌رود و در رشته حقوق ادامه تحصیل می‌دهد.

برگزیده جشنواره داستان‌نویسی سیمرغ در ادامه افزود: فرانسه مهد ادبیات جهان و سرمنشأ بیش از ۹۰ درصد از مکاتب ادبی جهان این کشور است. جمال‌زاده که در فرانسه درس خوانده بود به شدت از ادبیات این کشور تأثیر می‌پذیرد. این امر باعث می‌شود که او با توجه به آموزش‌هایی که در فرانسه دیده و گزارش‎هایی که از اوضاع و احوال سیاسی اجتماعی ایران به دستش می‌رسیده، دست به نوشتن داستان‌هایی بزند که به اوضاع ایران نزدیک بوده است. این را هم باید در نظر بگیریم شخصیت‌های نوشته‌های جمال‌زاده یا مثبت مثبت هستند یا منفی منفی و حد وسطی ندارند. گنج شایگان یا تاریخ روابط ایران و روس، یکی بود یکی نبود که اولین مجموعه داستان کوتاه ایرانی است، گلستان نیک‌بختی، دارالمجانین، قلتشن دیوان و نمایش‌نامه معصومه شیرازی از کتاب‌های ایشان است. جمال‌زاده حتی در دوره‌ای فرهنگ‌نامه ادبیات عامه را هم نوشته است.

همچنین نوید ظریف کریمی، از داستان نویسان و مترجمان جوان مشهدی نیز با بیان ‌این‌که داستان‌های جمال‌زاده را با متر و معیار امروزی نمی‌توانیم داستان کوتاه بخوانیم، گفت: با توجه به این‌که همه جمال‌زاده را به عنوان پدر داستان‌نویسی کوتاه مدرن ایرانی می‌دانند، ماهم به همین منظور آثار و کتاب‌های ایشان را بررسی می‌کنیم، اما باید بدانیم که از شش داستان کتاب یکی بود یکی نبود، فقط یک داستان ،آن هم با اغماض، با متر و معیارهای داستان مدرن هم‌خوانی دارد.

وی شاخص‌ترین مجموعه‌ای که از جمال‌زاده به چاپ رسیده است را کتاب یکی بود یکی نبود دانست و افزود: این کتاب در فرانسه به چاپ رسیده و بعد به ایران رسیده است. به اذعان کارشناسان، بهترین داستانی که جمال‌زاده تا امروز نوشته است، قصه اول یکی بود یکی نبود، یعنی درد دل ملا قربان‌علی است. جمال‌زاده در یکی بود یکی نبود، جسارت و شجاعت خاصی در نقد جامعه و حکومت ایران از خودش نشان می‌دهد که این ویژگی در دیگر آثار او دیده نمی‌شود. جمال‌زاده در اول کتاب یکی بود یکی نبود این بیت را از فرخی نوشته است «فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر/ سخن نوآرا که نو را حلاوتی دگر است» که نشان می‎دهد، از ابتدای انتشار این کتاب ادعای نوآوری داشته و جالب است که به داستان‌هایش می‌گوید حکایت. انگار می‌خواسته به سنت‌های قدما وفادار باشد، هرچند که تعریف‌های جدیدی از شکل روایت داشته و تغییراتی در آن داده است و در داستان درد دل ملا قربان‌علی این تغییر شکل کاملاً محسوس است.

در ادامه نشست و پس از پایان خوانش داستان درد دل ملا قربانعلی قربان علی از کتاب یکی بود یکی نبود جمال‌زاده، ظریف کریمی، منتقد ادبی به بررسی این داستان پرداخت و گفت: داستان درد دل ملا قربان‌علی از نظر شکل روایی و فرم از دیگر قصه‌های این کتاب سرآمدتر است و به داستان نزدیک‌تر. جمال‌زاده به فرانسه و عربی مسلط بوده و به همین خاطر کتاب گوبینو را که ۵۰ سال قبل از خودش نوشته شده بود را کاملاً مطالعه کرده است. گوبینو که سفیر و جهانگرد بوده، برای سفری به ایران می‎آید و بعد از آن مجموعه‌ای را به نگارش درمی‌آورد که سه داستان در ایران و حوالی ایران اتفاق می‌افتد و یکی بود یکی نبود کاملاً تحت تأثیر گوبینو است. این یعنی جمال‌زاده خیلی خلاقانه عمل نکرده و نگاهی به آثار غربی‌ها داشته است.

در بخش دیگر این نشست، یکی از حضار به مشابهت‌های این داستان با مجموعه داستان‌ قصه‌های کانتربری اشاره و اظهار کرد: جفری چاسل که پدر داستان‎نویسی مدرن به حساب می‌آید، کتابی دارد به نام قصه‌های کانتربری که در آن چند مسافر که مقصدشان یکی است، دور آتش نشسته‌اند و برای این‌که حوصله‌شان سر نرود، هر شب یک نفرشان شروع می‌کند به قصه تعریف کردن. درد دل ملا قربان‌علی شبیه یکی از قصه‌های کانتربری است که در آن یک کشیش داستان، زندگی خودش را تعریف می‌کند و خباثت‌های ظاهر و باطنش را نشان می‌دهد.

وی نقطه شروع داستان‌نویسی مدرن در ایران را به دوره‌های قبل از جمال‌زاده نسبت داد و افزود: داستان‌نویسی مدرن در ایران از نوشته‌های روشنفکرهای ایرانی که در زمان قاجار به فرنگ رفتند آغاز شد. روشنفکران عصر روشنگری که می‎خواستند از جامعه خودشان انتقاد کنند، قهرمان داستان‌هایشان از مشرق زمین است و روش‌های غلط زندگیمان را به ما نشان می‌دادند. جالب است که جمال‌زاده همیشه به حکومت انتقاد نمی‌کند و در جاهایی هم مردم را از دم تیغ انتقاد می‎گذراند و می‌گوید چون آن‌ها ظلم‌پذیر هستند، این اتفاق برای جامعه ما می‌افتد.

در ادامه مونا بدیعی با اشاره به ویژگی‌های زبان فارسی و سخت‌نویسی در دوره صفویه، گفت: زبان ایران تا قبل از دوره صفویه سخت و ثقیل بوده است. هم در نگارش و هم در گفتار. طوری که یک نامه‌نگاری ساده، سخت بوده است. شکست صفویه از روس‌ها باعث شد عده‌ای به این فکر بیفتند که مردم را با حقوقشان آشنا کنند و طبیعی بود که با آن زبان سخت و پیچیده، این کار ممکن نبود و به سمت ساده‌نویسی می‌روند. بعد از روی کار آمدن قاجار، ساده‌نویسی ادامه می‌یابد و دربار قائم مقام فراهانی اولین کسی است که زبان دیوانسالاری را به زبانی موجز و ساده تبدیل می‌کند. یکی از دلایل رشد ساده‌نویسی در ایران، تأسیس دارالفنون بود. مستشاران انگلیسی و فرانسوی باید جزوات را به فارسی ترجمه می‌کردند، آن هم به زبان عامیانه و همه فهم. در کنار مدرسه دارالفنون، جایی مثل آمفی تئاتر تأسیس می‌شود که نمایشنامه‌های مولیر در آن روی صحنه می‌رود. مردم و درباریان به این نمایش‌ها اقبال نشان می‌دهند و کم‌کم داستان‌ها و رمان‌های فرنگی به فارسی ترجمه می‌شوند تا در دسترس مردم قرار بگیرند. داستان‌هایی که در این دوره خیلی در ایران مورد اقبال قرار می‌گیرد حاجی بابای اصفهانی جیمز موریه است. ما امروز این ساده‎نویسی را مدیون روشنفکران و مترجمانمان خلاقی مثل جمال‌زاده هستیم. او بابی را برای ایرانی‌ها باز کرد که کسی قبل از او نمی‌خواست یا نمی‌توانست وارد این فضا باشد. جمال‌زاده، خرق عادت می‌کند و نشان می‌دهد که می‌توان به زبان‌ ساده‌تر هم نوشت و با مردم صحبت کرد.

ظریف کریمی با بیان این‌که قبل از جمال‌زاده داستان‌نویسی در ایران معنای چندانی ندارد، گفت: ما فقط جستارنویسی و ژورنالیست داشتیم که سرآمدش علی‌اکبر دهخدا و ستون چرند و پرند است که اصلاً مردم به خاطر همان، روزنامه می‌خریدند. تقریباً سه چهار سال بعد از این ماجرا، جمال‌زاده و کتاب‌هایش پا به عرصه می‌گذارند. نوشته‌های دهخدا پر از ضرب‌المثل و محاوره‌گویی است و خیلی‌ها به اشتباه این محاوره‌نویسی را به جما‌ل‌زاده هم نسبت می‌دهند که درست نیست. او محاوره‌نویسی نمی‌کند و متونش پر از اصطلاحات فارسی و جملاتش بلند است و اطناب‌گویی دارد. این مسئله را برای جمال‌زاده نمی‌شود اشکال دانست چون نمونه‌ای قبل از او وجود نداشته که محل رجوعش باشد و آثار او بیشتر بر ذوق و سلیقه شخصی می‌چرخد و گرته‌برداری از کتاب گوبینو که اصلاً نویسنده است و صرفاً یک جهانگرد است، به حساب می‌آید.

نویسنده کتاب آژان برازنده، وقایع مشروطه را سرآغاز داستان‌نویسی مدرن ایران دانست و افزود: خیلی‌ها فکر می‌کنند که جریان داستان‌نویسی در ایران با داستان کوتاه آغاز می‌شود که اشتباه است. ما در واقع، بعد از وقایع مشروطه که تأثیر بسزایی روی ادبیات ما گذاشت، با رمان و داستان بلند شروع کردیم. چندین سال بعد از رمان‌هایمان به داستان ‌کوتاه می‌رسیم. فضای انتقادی که به‌واسطه مشروطه در کشور آغاز شد، سرمنشأ داستان‌نویسی در ایران است. مثل اتفاقی که با رنسانس در غرب افتاد، البته نه به آن وسعت. شدت و حجم تحولات در اروپا خیلی بیشتر از ایران بوده و در کشور ما به خاطر مذهب و ویژگی‌های دیگر، این روند خیلی کند اتفاق افتاده است. در دهه ۲۰ ما این همه مترجم و داستان‌نویس نداشتیم. الان یک زن خانه‌دار می‌تواند یک رمان بنویسد و چاپ کند، ولی تا قبل از جمال‎زاده هیچ‌کس به خودش جرات نمی‌داد که کتاب چاپ کند و داستان بنویسد. این روندی که گفتم در ایران کُند بوده است.

در بخش دیگری از این نشست یکی دیگر از حضار به بیان ویژگی‌‌های داستان درد دل ملا قربانعلی پرداخت و گفت: این داستان، یک داستان اجتماعی است که در قالب خاطره بیان می‌شود و نویسنده سعی می‌کند نوع گویش و آداب و باورهای مردم آن زمان ایران را در متن نشان بدهد. داستان از نظر زمانی، خطی است و حرکت دایره‌ای است که از زندان شروع می‌شود و با زندان هم تمام می‌شود و خواننده دوست دارد بداند که چرا ذاکر سیدالشهدا (ع) در زندان است. شخصیت‌پردازی‌ها خوب انجام شده و ما کاملاً با آدم‌هایی که در داستان وجود دارند، همذات‌پنداری می‌کنیم.

بدیعی جوان در تکمیل صحبت‌های او افزود: داستان‌ها از نظر من یک گنجینه هستند که آداب و رسوم و باورها را خیلی خوب در خودشان نگه می‌دارند و به من و شما نشان می‌دهند. مثلاً وقتی تاریخ بیهقی را می‌خوانیم و زمانی فقط تاریخ بوده، امروزه آیینه زمان زندگی بیهقی است. من فکر می‌کنم که جمال‌زاده سیاه‌نویسی دارد و نوآر در آثارش موج می‌زند و در بعضی جاها خنده توأم با ترسی را به خواننده هدیه می‌دهد. این را هم در پرانتز بگویم که او در نوشته‌هایش از گویش مشهدی زیاد استفاده کرده است و خودش هم به این موضوع در دیباچه کتابش اشاره می‌کند.

ظریف کریمی در ادامه اظهار کرد: به نظر من، این داستان از کهن‌الگو استفاده کرده است و نیم‌نگاهی به قصه شیخ صنعانِ عطار نیشابوری داشته و اقتباسی از آن حکایت است. باز هم نشان می‌دهد که جمال‌زاده به سنت‌های گذشته پایبند است و همان‌طور که گفتم خودش اسم داستان‌هایی که نوشته را گذاشته است حکایت. خود اسم مجموعه هم نشان‌دهنده این وفاداری است و ما زمانی که می‌گوییم یکی بود یکی نبود، آماده شنیدن قصه‌ای هستیم از بوستان و گلستان یا کلیله و دمنه و داریم خودمان را برای پند شنیدن آماده کنیم. خودِ جمال‌زاده هم در داستان‌هایش، نتیجه‌گیری اخلاقی دارد و پیام تعلیمی بدهد و دوست دارد وفاداری‎اش را نشان بدهد و خط و خطوط ناخوانده‌ای برای خواننده باقی نگذارد. جمال‎زاده ۹۰ سال خارج از ایران زندگی کرد، ولی هیچ‌وقت ارتباط خودش را با ایران قطع نکرد. جمال‌زاده در فرانسه به منابع پرشماری دسترسی داشته و طبیعی است که کتاب‌ها و متن‌هایش این ویژگی را داشته باشد. ما همین الان در ایران به آثار زبان اصلی دنیا دسترسی نداریم و باید دست به دامن یک نفر بشویم که این کتاب‌ها را از خارج از کشور به‌صورت چمدانی بیاورد. پدر جمال‌زاده یک روحانی طراز اول بوده و او در فضای روحانیت بزرگ شده است. این داستان یک پشیمانی در آن موج می‌زند. ایشان از اهل بیت (ع) می‌گوید ولی داستان، نقد روحانیت است احتمالاً چیزهایی از این قشر در آن زمان دیده که در داستانش نمود پیدا کرده است و از قضا، موفق‌ترین داستان او همین درد دل ملا قربانعلی است و این تأکید جمال میرصادقی است نه من.

وی، یکی از ضعف‌های اصلی داستان جمال‌زاده شخصیت‌پردازی این اثر دانست و گفت: او یک‌جاهایی نمی‌تواند ما را با قهرمان قصه درگیر کند و به حواشی می‌رود و حوصله خواننده را سر می‌برد. این ضعف در شکل نگارش ایشان است و به خاطر زواید متن می‌باشد. او در این داستان می‌خواهد بگوید که دست قضا و قدر، ملا قربانعلی را در دامان روحانیت انداخته و هیچ سنخیتی با این قشر ندارد و از درون مثل بقیه است و روضه‌هایی که می‌خوانده، روی او تأثیری نداشته است و به همین دلیل است که آن اشتباه را به طرز بدی مرتکب می‌شود. اساس داستان درد دل ملا قربانعلی را تصادف‌های پشت سرهم تشکیل می‌دهد که این خودش یکی از ضعف‌های داستان است. ما نهایتاً اجازه داریم در متن از یک تصادف استفاده کنیم و درام را پیش ببریم، نه چندین و چند تصادف پشت سرهم. خواننده وقتی با چنین متنی روبه‌رو شود، دیگر آن را قصه و داستان نمی‌داند، چون از خط خارج شده است. جمال‌زاده را می‌توانیم وارد کننده رئالیزم در داستان‌نویس ایران بدانیم. در همین داستانی که خوانده شد، این مسئله کاملاً مشهود است. چون دارد از بی‌عملی عالمی می‌گوید که خودش آن را احتمالاً در یک‌ بخش‌هایی از زندگی‌اش درک کرده است. او می‌خواهد بگوید که باید برخی از تعصبات را کنار بگذاریم و وارد دنیای مدرن و جدید بشویم.

نوید ظریف با اشاره به نقد و نظرهایی که در خصوص متون جمال‌زاده شده است، متن‌های این نویسنده سرشناس ایرانی را در ردیف داستان‌ قرار نداد و گفت: به نظر من بیش از ۹۰ درصد متن‌های ایشان ناداستان است یا به قول جمال میرصادقی، مرز بین داستان و ناداستان است. اما من اسمش را می‌گذارم ناداستان یا بهتر بگویم که ایشان جستارنویسی دارد. یک موضوع مرکزی در نظر گرفته است و بعد نظر خودش را درباره آن می‌گوید. مثلاً در درد دل ملا قربانعلی، موضوع نقد روحانیت و عالم و بی‌عمل است. این، جستار است و با اغماض به آن می‌گوییم داستان. بیشتر کارهای جمال‌زاده از همین جنس است. او سفرهای زیادی رفته است و کودکی پر داستان و ماجرایی داشته و تجربیات زیادی از این دست دارد که داستان کوتاه این فضا را برایش مهیا کرده است که این تجربه‌ها و حرف‌ها را با مردم در میان بگذارد. چیزی که تئوریزه شده و بزرگان ادبیات ما بر آن صحه گذاشته‌اند این است که آثار جمال‌زاده ناداستان است و ایشان در ناداستان‌هایش روایت و زاویه دید و شخصیت دارد که قهرمان نیستند، چون نوشته‌هایش حادثه محور است.

در پایان یکی از حضار از شیوه نقد آثار جمال‌زاده توسط ظریف کریمی انتقاد کرد و ناداستان خواندن داستان‌های او را بی‌انصافی دانست و اظهار کرد: ما نباید آثار ادبی گذشته‌مان را با زاویه دید امروزی نقد کنیم. چون اگر این کار را انجام بدهیم، فاتحه ادبیاتمان را خوانده‌ایم. هر اثری را باید در ظرف زمانه خودش مطالعه و نقد کنیم. الان در ایران همه‌جور داستان از زبان‌ها و کشورهای مختلف ترجمه شده است. جَمال‌زاده در زمان خودش نوآور است و نمی‌توانیم هیچ ایرادی به آن بگیریم. درست است که جمال‌زاده داستان‌نویسی مدرن ایران را پایه‌گذاری کرد، اما متأسفانه راه او ادامه داده نشد. ما این‌قدر در غرب‌زدگی شتاب داشتیم که همه‎چیزمان را فراموش کردیم. الان در متن‌ها و داستان‌های ایرانی اگر اسم شهرها و آدم‌ها را بردارید، هیچ تفاوتی با متون خارجی ندارد، اما نویسنده‌های آمریکای جنوبی که الان در دنیا حاکم هستند، همان شیوه قدیمی خودشان را پیش گرفتند و مدام اصلاحش کردند، همان کاری که ما می‌توانستیم انجام دهیم ولی و نکردیم.

انتهای پیام/


برچسب ها :
ارسال دیدگاه