» .مشروح خبر » مشروح خبر | مذهب و ملیت می‌توانند کنار هم باشند/ دموکراسی؛ ‌راه حل اختلافات

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ - ۱۹:۲۹

 کد خبر: 9099

مدیرشانه‌چی:

مشروح خبر | مذهب و ملیت می‌توانند کنار هم باشند/ دموکراسی؛ ‌راه حل اختلافات

گروه فرهنگ و هنر ـ یک استاد دانشگاه بیان کرد: کنار هم بودن مذهب و ملیت مثل شرکت در عاشورا و سینه‌زنی در کنار پاسداشت آیین نوروز و چهارشنبه‌سوری منافاتی با یکدیگر ندارند. این‌ها با یکدیگر در تضاد نیستند و می‌توانند کنار هم بیایند.

مشروح خبر | مذهب و ملیت می‌توانند کنار هم باشند/ دموکراسی؛ ‌راه حل اختلافات

به گزارش آتی نیوز، نشست نگاهی به مؤلفه‌های هویت ملی ایران به مناسبت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در مؤسسه فردای پارس مشهد برگزار شد.

محسن مدیرشانه‌چی در این نشست با بیان اینکه شناسنامه ما در واقع برگه هویت ما و برگه شناسایی ما است که برمی‌گردد به اینکه ایران و ایرانی بودن چه فرقی با ۲۰۰ ملیت دیگر در جهان دارد، اظهار کرد: بخشی از هویت ما برمی‌گردد به تاریخ چند هزارساله ما، ایران سرزمین کهنی است در این تاریخ کهن چندین ساله. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله که در زمان شاه پهلوی به ۲۵۳۵ هم رسید اما انقلاب شد و این جشن‌ها پایان گرفت، هویت ایرانی را بیش از نیم قرن به جهانیان نشان می‌داد.

مدیر شانه‌چی زبان فارسی را از شاخص‌های هویتی ایران عنوان کرد و گفت: درست است که زبان انگلیسی گسسته است اما زبان ما غنی‌تر است و واژگان بیشتری دارد. زبان انگلیسی ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال قدمت دارد در حالی که زبان فارسی قدمت هزارساله دارد. زبان انگلیسی آن‌چنان گسسته و متغیر است که اکنون آثار شکسپیر را همه انگلیسی‌زبانان نمی‌توانند متوجه شوند اما زبان فارسی هزار سال پیوسته مورد استفاده ایرانیان بوده است. زبان فارسی امروزه جزء جدایی‌ناپذیری از هویت ملی ایرانیان است. پس ملت و ملیت بخشی از هویت ما است و بخشی از آن ایرانی بودن است.

وی ادامه داد: همچنین بخشی از تاریخ کهن ایران، دین است. ایرانیان پیش از اسلام نیز یکتاپرست و موحد بودند تا زمانی که رسیدیم به اسلام، ما مسلمان بودیم که بعد اقلیت‌های تشیع و تسنن آمد. پس ایرانی بودن بخشی از هویت ما است و تاریخ چند هزارساله ما که عنصر زبان در آن قالب است و بخش دیگر آن دین است که اسلام و تشیع را در برمی‌گیرد. همه جزء هویت ما هستند. از یک سو ما در زندگی‌مان با مسائلی که جنبه دینی و مذهبی دارد سروکار داریم و از سوی دیگر با تاریخ سروکار داریم. اسلام، میراثی که از پیامبر گرامی (ص) به‌جایم‌اند، یکی از عناصر اصلی و سازندۀ هویت امروز ماست؛ به‌گونه‌ای که وقتی از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی سخن به‎میان‎می‎آید، منظور آن نظام فرهنگی است که عناصر دیگر را نیز در خود می‎گنجاند، زیرا ملاک خودی‎بودن در این فرهنگ، انطباق‎پذیری آن با ارزش‌های توحیدی است. ایرانیان به‌عنوان حلقۀ واسط، در تفکیک اسلام از عرب و سازگاری اندیشه‎های ایرانی و اسلامی و ارتقا و اعتلای آن نقش مهمی ایفا‎ کردند و گذشتۀ باستانی را با دین جدید پیوند زدند؛ به‌گونه‌ای که آمیختگی فرهنگ اسلام و ایران به حدی است که حتی برای شناخت تحولات تاریخ ایران، شناخت اسلام لازم و ضروری است. دین، یکی از عناصر پایدار و دائمی در همه تمدن‌هاست. دین در هر سرزمینی و در هر عصری در کار است و ظاهراً از آن گریزی نیست، سرزمین ایران نیز هیچ‌گاه از این شمول مستثنی نبوده، بلکه خود، مهد یکی از ادیان کهن بوده است و در عصر اسلام نیز دین اسلام نقش برجسته‌ای در فرهنگ و تمدن ایرانیان ایفا نموده است. در مطالعه هویت ملی ایرانی، هرگز نمی‌توان از نقش دین و مذهب غافل بود و باید آن را هویت جامعه ایرانی و به عبارتی هویت ملی به شمار آورد.

مدیر شانه چی متذکر شد: هویت بخشی نیست که فقط در کتاب‌ها بیاید بلکه در تمام رفتارهای روزانه ما است. به‌عنوان نمونه بخشی از اقتصاد ما برمی‌گردد به هویت ما. بعضی معتقدند ایرانیان از ابتدا بازرگان بوده‌اند و با شرق، غرب، شمال و جنوب تجارت داشته‌اند. ایرانیان تاجر پیشه بودند، تجارت در اولویت هویت ما است. کشاورزی، شبانی و حتی دامداری جزء هویت ما است. در بحث صنایع نیز همینطور است. بعضی می‌گفتند ایرانیان به دلیل علم خود به صنایع رسیده‌اند. در همین صنایع اخیر حتی در دوره صفویه قبل از اینکه کارخانه‌ها شکل بگیرند ما در ایران واحدهای تولیدی کوچک را داشتیم که برمی‌گردد به هویت ما. اینکه چه کسانی بودیم و به کجا رسیدیم. همینطور در بحث سیاست، تمام عرصه‌های سیاست‌ورزی احزاب سیاسی و اسلام‌گرا. ایران هویت اصلی‌اش دین است، مذهب است. از نظر جغرافیای تاریخی نیز، مردم ایران از دیرباز در سرزمینی که «فلات ایران» نامیده می‌شود، اسکان یافته و ملّت ایران را شکل داده‌اند. این شکل‌گیری را به آغاز سلسله هخامنشیان و پادشاهی کوروش (حدود ۲۵۰۰ سال پیش) نسبت می‌دهند. از آنجا که هخامنشیان در رقابت و کشمکش با دولت‌های مجاور خود، به‌ویژه یونانیان قرار گرفتند، ایران، هویتی جهانی پیدا کرد و در شمار تمدن‌های بزرگ جهان قرار گرفت. ایران امروزی نیز در جغرافیای جهان نه تنها ویژگی‌های گذشته را دارد بلکه به جهت موقعیّت استراتژیک و منابع زیرزمینی و در سال‌های اخیر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری یافته است. ما در جغرافیای جهانی پنج قاره آفریقا، آسیا، اروپا، آمریکا و استرالیا را داریم و از دیرباز ایران جزء قاره آسیا بوده است اما امروزه در محافل سیاسی کلمه خاورمیانه شکل گرفته است و در واقع خاورمیانه‌ای شدن، هویت جدیدی را برای ما شکل داده است.

مدیرشانه چی: از سال ۱۴۰۰ به مدد دولت صفوی به‌خاطر تبلیغات و بعضی زورها اکثریت مردم ایران شیعه شدند.

مدیر شانه چی خاطر نشان کرد: بعضی‌ها معتقدند که مؤلفه‌های هویت ما سه گانه است. اسلام، بخشی از هویت دینی و مذهبی ما است که از ۱۴۰۰ سال پیش شکل گرفت. بخشی هم عنصر ملی است. بخش دیگر آن غربی بودن است که ما از غرب قوانین و حقوق مدنی را فرا گرفتیم. همه‌چیزهایی که از حقوق داریم از غرب گرفتیم که این هم هویت‌ساز شده است. زبان عنصر شکل‌دهنده و دایه هویت ملی است. زبان شامل خیلی چیزها است، از شعر و داستان و رمان بگیرید تا خیلی چیزهای دیگر. شعر بیش از هر چیز در زبان غلبه دارد. ما در جهان غرب هم ادبیات داشتیم و آن‌ها مردمان سخنور و شاعری بودند اما بیش از هر چیز زبان ما هویت ملی ما است. زبان برای ما می‌تواند عنصری باشد که هویت می‌بخشد به ما اعتماد به نفس می‌دهد، این است که قله‌های بزرگ شعر یعنی سعدی، فردوسی، ثنایی، جامی، رودکی و …. در شعر فارسی نقش بزرگی دارند. بنابراین این قله‌های بزرگ شعر عناصر هویتی ما هستند. هویت ما جامع است، گاه ممکن است هویت را عنصری که ما را به جهان اسلام گره‌زده بدانیم، همانطور که زبان و فرهنگ ما را به افغانستان، چین و حتی غرب گره زده است اما عنصر زبان است که می‌تواند جامعیت را به کشور ما ببخشد. در کنار این عناصر، عنصر دین نقش مهمی در هویت ما دارد. ایران سرزمینی مسلمان است اما یهودی، مسیحی و …. را هم داریم. ایران سرزمین زرتشتی‌ها هم هست، خیلی از آئین‌های دیگری مانند مزدا بودند اما دیگر نیستند. همین هویت دینی ایران را به کانون بسیاری از ادیان و نقطه مرکزی آن تبدیل کرده است. صابئین در ایران هستند و در بوشهر دارند زندگی می‌کنند، اهل تسنن و شیعه هم در کنار هم زندگی می‌کنند. از سال ۱۴۰۰ به مدد دولت صفوی به‌خاطر تبلیغات و بعضی زورها اکثریت مردم ایران شیعه شدند. اینجا بود که جامعیت در دین و مذهب شکل گرفت. اکثراً شیعیان اثنی عشری در ایران هستند و دیگر زیدی نداریم. اسماعیلیان هنوز در ایران هستند و زندگی می‌کنند. اسماعیلیانی که در افغانستان و تاجیکستان هستند ایران را کانون خود می‌دانند و دلشان می‌خواهد پروژه‌های بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و …را به‌صورت رایگان و بی‌مزد و مواجب اجرا کنند. امام محمد غزالی در کنار فردوسی نیست، تنها سنگ قبری از او موجود است. آنجا نه مرقد هارون است، نه غزالی و نه زندان. بسیاری از دولت‌های اهل تسنن خواستند به‌صورت رایگان در این منطقه برای غزالی آرامگاه بسازند یا همین بکتاش‌ها در ترکیه و جنوب شرقی آلبانی که زادگاه آن‌ها نیشابور است، بسیاری از آن‌ها خواستند بیایند و در نیشابور مراکز فرهنگی و گردشگری بسازند. حال ببینید ایران چقدر هویت دارد که می‌شود در آن مراکز گردشگری دایر کرد به‌طوری که کل دنیا بیایند و ببینند و مرکزی برای کل دنیا باشد. به جای اینکه به افغانستان برویم، از دیدن مراکز آموزشی آن‌ها ذوق کنیم و بخواهیم از آن‌ها نمونه‌برداری کنیم، به دنبال حفظ هویت خودمان باشیم. اگر همین افراد بروند در افغانستان درس بخوانند می‌بینند در اصل زبان با هیچ تفاوتی ندارند چراکه این مدارس از گذشته جزئی از خاک ایران بوده، افغانستان در گذشته بخشی از ایران بوده پس ایران می‌تواند قطبی برای جهان اسلام و زبان فارسی باشد چراکه با زبان فارسی می‌توان با بیشتر کشورها ارتباط گرفت و هم اسلام که دین اصلی ما ایرانیان و بیشتر کشورهای دنیا است. ما یک هویت جامع در ایران داریم که در آن عناصر گوناگونی از جمله کمیسیون دینی و کمیسیون زبانی موجود است.

وی بیان کرد:‌ ایران حداقل در مشرق‌زمین چه خاورمیانه و چه سراسر آسیا، اولین کشوری بود که تجربه دموکراسی، تحصن و قانون‌گذاری را داشت. حالا کشورهایی که قدمت آن‌ها به ۵۰ سال هم نمی‌رسد به این حقوق دست‌یافته‌اند در حالی که ما قبل‌تر توسعه سیاسی، تحصن، مشورت و …را داشتیم. اینکه ما بخشی از این‌ها را بپذیریم و ادامه دهیم و اینکه بعضی‌ها را حذف کنیم بخشی از هویت ما است. این‌ها شکل‌دهنده عناصر هویتی ما است. در این هویت‌ها علاوه بر فردوسی، خیام، عطار و …باید ببینیم این شاعران پشت شعرهایشان چه حکمتی است. ما می‌توانیم صلح، همزیستی دوستی و همه و همه را که در اشعار بزرگان است دریابیم که این عناصر هویتی می‌توانند با تلفیق درست و بهینه به جامعه ایرانی کمک کنند تا به وضعیتی از صلح و همزیستی دست‌ یابیم تا آرامشی برای جان‌های خسته و درمانی برای افراد و مشکلات موجود باشد. در شهر، آموزه‌هایی است که عناصر هویتی ما است. موسیقی یکی از این نمونه عناصر هویتی است. شعر نیز عناصر هویت ما است. هر ملتی موسیقی خود را دارد و کسانی که می‌توانند در این مرزها و خارج از مرزها هویت ما باشند، افرادی مثل شجریان هستند که آن‌ها را کنار گذاشتیم، سوگ سیاوش و سوگ امام حسین (ع) را کنار گذاشتیم. جشن‌ها و شادی‌ها که اکنون تحت‌الشعاع وقایع دیگر قرار گرفته‌اند، می‌توانند هویت ما باشند هم به‌عنوان عناصر محوری هویت و هم به‌عنوان نجات و رهایی و شادابی به ما کمک کنند. خود نوروز می‌تواند به‌عنوان محور هویتی به ما کمک کند. در سال‌های اخیر حوزه نوروز فراتر از ایران در حوزه زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان در کشورهای دیگری مانند ازبکستان و ارمنستان نیز شکل گرفته است و کشورهایی که حتی آسیایی نیستند نوروز را با محوریت ایران جشن می‌گیرند.

در ادامه یکی از حضار با طرح سؤالی در خصوص فشار هویت تاریخی ایران بر روی رشد کشور افزود: بعضی از کشورها مانند استرالیا و آمریکا که تاریخ نداشتند زودتر رشد کردند و تاریخ نداشتنشان باعث رشد سریع‌تر آن‌ها شده است. هویت تاریخی ما روی ما آوار شده است تا آنجا که ما توانایی برون‌رفت از آن را که یک بخش آن نگاه سلطه‌خیز و استبداد شرقی است را نداریم. آیا این همه تأکید بر روی این تاریخ و نگاه به گذشته برای یافتن هویت مهم است؟ این هویت به جای اینکه ما را به جلو پیش ببرد روی سر ما آوار شده است. خیلی از کشورهایی که هویت نداشتند سریع‌تر توانستند به حقوق بشر برسند. چرا ما باید به هویت بچسبیم؟

در ایران قدیم شورا بود، گفت‌و‌گو بود اما اگر به هر دلیلی مقاومت کردیم و سر منافع شخصی و خودخواهی دموکراسی را نپذیرفتیم.

مدیر شانه‌چی در پاسخ گفت: آمریکا، کانادا، استرالیا و …آن پیشینه را نداشتند و به پیشرفت رسیدند اما انگلیس و فرانسه که پیشینه تاریخی دارند چه؟ آن‌ها هم پیشینه تاریخی و هویت داشتند و هم به پیشرفت رسیدند. نمی‌توانیم بگوییم اگر پیشینه داشته باشیم به دموکراسی می‌رسیم و اگر پیشینه نداشته باشیم دموکراسی نداریم و بالعکس. باید ببینیم چه ضرورت‌هایی داریم. تمام جهان به دموکراسی رسیده است. آسیا، آمریکا، اروپا، آفریقا و …به دموکراسی رسیده‌اند اما خاورمیانه نه. عربستان و قطر نیز به دموکراسی نرسیدند ما هم پیشینه داشتیم و سریع به دموکراسی نرسیدیم باید ببینیم مشکل چیست؟ پیشینه به ما کمک می‌کند تا بدانیم در گذشته دموکراسی را داشته‌ایم. در ایران قدیم شورا بود، گفت‌و‌گو بود اما اگر به هر دلیلی مقاومت کردیم و سر منافع شخصی و خودخواهی دموکراسی را نپذیرفتیم، ربطی به هویت ندارد. پیشینه به ما کمک می‌کند تا تداوم و تکامل را با هم ببینیم.

در ادامه یکی از حضار به اشعار فردوسی اشاره و بیان کرد: ما ایرانیان خیلی راحت با سعدی و حافظ که منابع زبان فارسی ما هستند ارتباط برقرار کردیم‌. حتی افراد عادی نیز با حافظ و سعدی و اشعارشان آشنایی دارند اما با فردوسی و شاهنامه ارتباطی نداریم و چیزی از آن نمی‌دانیم.

مدیرشانه‌چی در پاسخ با بیان اینکه طرح شاهنامه به‌صورت مثنوی در داستان‌هایی آمده است که نمی‌توان بخشی از آن را جدا کرد، گفت: اگر چه شاهنامه خواندن در زندگی شهری رنگ باخته است اما شاهنامه‌خوانی هنوز هم در بسیاری از مناطق ایران از جمله لرستان و بختیاری برپا است. شاهنامه چند لایه دارد برخی از آن‌ها همان شخصیت‌ها هستند که امروزه آن‌ها را نداریم اما در درون آن‌ها حکمتی است که خود فردوسی می‌گوید.

در ادامه یکی از حاضران با بیان اینکه لابه‌لای تمام اسطوره‌ها، جنگ دیوان با رستم، جنگ رستم و سهراب، رستم و اسفندیار و …در شاهنامه آموزه‌هایی پندآموز در باب انسان بودن، همزیستی و …اما در اسطوره‌های دیگر رومی و …این‌ها را نداریم، اظهار کرد: پس چرا شاهنامه‌خوانی در کشور کم است و بدان توجه نمی‌شود؟

شانه چی در پاسخ بیان کرد: همایون شجریان، قربانی و …این اشعار فردوسی را خوانده‌اند و در قالب موسیقی کار شده است که به نظر جدید می‌آید، زنده است و در روح و جان انسان می‌دمد. اگر شاهنامه را به‌صورت نقالی بخوانیم باید بگوییم کم شده و با زندگی جدید و نسل جدید همخوانی ندارد. اما می‌شود این داستان‌ها را در قالب فیلم، موسیقی و کارتون زنده کرد چراکه در همه آن وطن‌پرستی و زندگی است. یک زمان توجه به سعدی بود بعد حافظ و مولوی. شاید یک زمان هم فردوسی در بورس بیاید.

یکی دیگر از حاضران با طرح این سؤال که چرا ما همیشه باید مرکز و نقطه اصلی هر چیزی باشیم، گفت: سیستمی که کوچک باشد بهتر کنترل می‌شود و می‌شود بر روی آن کار کرد اما هویت ما بار سنگینی دارد که بر روی دوش ما قرار گرفته است. مثلاً نوروز را در ۱۷ تا ۱۸ کشور برگزار می‌کنند، شاید آن‌ها به دنبال این هستند که می‌خواهند آن را به نام خود بزنند. اینطور نیست که ما همیشه باید مرکز و جامعیت باشیم. در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاه افتخار می‌کرد که ما وارث هر کدام از آن‌ها هستیم در حالی که هر کدام شاید متضاد قبلی بوده است. هویت ما خیلی گسترده شده و ما نمی‌توانیم چیزی از آن بفهمیم. نظر شما چیست؟

ما زمانی سعدی را نفی می‌کردیم که چرا در مدح پادشاهان شعر سروده است. یا شاهان خود را نفی کرده‌ایم. اگر ایران، خودش این عناصر را نفی نکند و این تاریخ‌سازی‌های جعلی در خصوص گذشته ایران نباشد، بسیاری از پژوهشگران می‌پذیرند ما مرکزیت هستیم. هم اینکه خودمان عنادی با پیشینه تاریخی خودمان نداشته باشیم این مصادره‌ها صورت نمی‌گیرد.

مدیر شانه‌چی در پاسخ گفت: بله ما نباید انحصارطلب باشیم و بگوییم همه‌چیز متعلق به ماست. هر چند بسیاری از اندیشمندان می‌پذیرند که سرزمینی به نام ایران بوده و است. ما زمانی سعدی را نفی می‌کردیم که چرا در مدح پادشاهان شعر سروده است؟ و یا اینکه تاریخ خودمان را نفی کردیم. شاهان خود را نفی کردیم ما اگر نفی نمی‌کردیم وضعیتشان این نبود. اینکه مولانا در بلخ زاده شده بلخ هم متعلق به افغانستان و هم متعلق به ترکیه است اما اگر از خود مولانا بپرسند تو اهل کجایی اصلاً افغانستان و ترکیه نمی‌داند کجاست. می‌گوید من ایرانی‌ام، اهل شمال شرقی خراسان. پس وقتی صحبت از ایران می‌کنیم منظورمان ایران به لحاظ فرهنگی است که اگر امروز هم که عناصر مطرح می‌شود ایران خودش این عناصر را نفی نکند، ایران مرکزیت است. اگر این تاریخ‌سازی‌های جعلی نباشد بسیاری از پژوهشگران می‌پذیرند ما مرکزیت هستیم. هم اینکه خودمان عنادی با پیشینه تاریخی خودمان نداشته باشیم این مصادره‌ها صورت نمی‌گیرد. در رابطه با بحث گستردگی که بیان کردید باید گفت اگر ما یک سیستم کلی داشته باشیم که در درون خود خرده‌فرهنگ‌ها، زبان‌ها، پوشش‌ها و اعتقادات را به رسمیت بشناسد می‌توانیم یک ایران بزرگ‌تر از ایران کنونی داشته باشیم که با حفظ حقوق تمام قوم‌ها و اقلیت‌ها فعال باشیم.

یکی از حاضران: علم الهدی و شجریان هر دو خراسانی هستند اما مثل کارد و پنیر هستند و هر کدام آن یکی را نفی می‌کند ما نمی‌دانیم با این همه مصالح چطور معماری فرهنگی داشته باشیم.

یکی از حاضران پرسید: احساس نمی‌کنید در رابطه با ادیان، ما فکر می‌کنیم کسی که بالا نشسته باید همه‌چیز را بگوید؟ همه فکر می‌کنیم شاهنامه اثری ادبی است اما شاهنامه اثری فرهنگی است. در شاهنامه تاریخ داریم، سیاست داریم، ادبیات داریم، فرهنگ داریم. در رابطه با شجریان، علم الهدی و شجریان هر دو خراسانی هستند اما مثل کارد و پنیر هستند و هر کدام آن یکی را نفی می‌کند ما نمی‌دانیم با این همه مصالح چطور معماری فرهنگی داشته باشیم؟

آقای شجریان و آقای علم‌الهدی باید بیایند و بنشینند و سخنانشان را هم بگویند و نظراتشان را مطرح کنند اما کسی آن یکی را حذف نکند.

مدیرشانه‌چی پاسخ داد: این یک راه‌حل دارد و آن دموکراسی است. آقای شجریان و آقای علم‌الهدی باید بیایند و بنشینند و سخنانشان را هم بگویند و نظراتشان را مطرح کنند اما کسی آن یکی را حذف نکند. در زمانی با زبان، فرهنگ و پوشش ما مقابله می‌شد اما باید همه در کنار هم باشند؛ مثلاً در رابطه با زبان فارسی، زبان فارسی به‌عنوان زبان میانجی است و ما در ایران کرد و ترک و لر در کنار هم زندگی و با زبان فارسی به‌عنوان میانجی صحبت می‌کنیم. در رابطه با این هم همینطور است ما مسلمان هستیم در حالی که در ایران، مسیحی و یهودی و سایر ادیان در کنار هم زندگی می‌کنند.

همچنین یکی از حاضران پرسید: شما در صحبت‌هایتان از آرمان‌هایی می‌گویید که مرده است. از آرزوهایی می‌گویید که دیگر نیست. هویت چند تکه ما نتوانسته جاری شود و درخشش داشته باشد و در مقاطعی از تاریخ نتوانسته بالنده باشد، دلیلش چیست؟

مدیرشانه‌چی پاسخ داد: در برخی کشورها برای زبان خود، زبان ساختند. برخی معتقد بودند با گذشت زمان و تحول جوامع بشری، نقش و تأثیر فرهنگ‌های مختلف و عناصر تشکیل‌دهنده آن‌ها مانند: زبان، دین، قومیت و سرزمین و …کم‌رنگ‌تر شده اما گسترش جنبش‌های مذهبی و افکار ناسیونالیستی و روی‌آوری دوباره بسیاری از ملت‌ها به هویت تاریخی خود، نشان داد که بسیاری از تئوری‌های آن‌ها خوشبختانه غیر علمی و بعضاً مغرضانه بوده است. برای شناخت ملیت و هویت ملی هر جامعه‌ای باید ابتدا عناصر تشکیل‌دهنده آن را بازشناسیم. تأثیر این عناصر در ساختار کلّی هویّت ملّی، بسته به تاریخ و سرزمین و فرهنگ هر قومی متفاوت است. گاهی عنصری مانند نژاد و قومیّت چنان اهمیّت می‌یابد که دیگر عناصر را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد، مثل نژاد و قومیّت عرب در حجاز پیش از اسلام، یا عنصر فرهنگ عامّه و آداب و رسوم در ملّت ژاپن. همان صحبت‌های اول جلسه که گفتم تا زمانی که ندانیم چه کسی هستیم نمی‌توانیم مواردی را که گفتم بفهمیم.

در ادامه یکی از حاضران با طرح سؤالی مبنی بر اینکه چطور می‌توان منافع ملی و منافع فردی را با هم داشت، افزود: در اینکه اقوام مختلف با هم مدارا کنند مسئله‌ای نیست اما یک آدم را مدنظر بگیرید که هم هویت چینی و هم هویت مالزیایی دارد، این درست است که افراد با هم خوب باشند اما درون فردی باید یک جامعیت وجود داشته باشد.؟

جدای از قومیت من به‌عنوان یک فرد هم دوست دارم در عاشورا سینه بزنم و هم دوست دارم عید فطر و عید قربان جشن بگیرم و شادی کنم. در نوروز جشن بگیرم، در چهارشنبه‌سوری هم شرکت کنم. این‌ها همه عناصر هویتی من است. این‌ها با یکدیگر در تضاد نیست و می‌توانند در کنار هم بیایند. اگر همه این‌ها در کنار هم باشند اما قدرت حاکم به نفع یا ضرر یکی حکم صادر نکند این‌ها می‌توانند در کنار هم باشند. در این بین رسانه‌ها و حکومت باید بی‌طرف باشند و بگذارند همه‌چیز به یک هم‌جوشی مسالمت‌آمیز برسد، به نظر من مشکلی نخواهد داشت.

مدیر شانه چی در پاسخ بیان کرد: ما در دنیا مسجد، کلیسا، معبد داریم که در آن‌ها هم جشن گرفته می‌شود و هم مراسمات دینی برگزار می‌شود، این‌ها منافاتی با هم ندارند. مالزی یکی از کشورهای جهان است که مسلمانان زیادی در آن زندگی می‌کنند که توسعه‌یافته است، هم توسعه علمی و صنعتی و هم توسعه فرهنگی دارد. ما می‌بینیم در این کشور مسلمان با این و مذهب خودشان، هندی با این و مذهب خودش و فرد چینی با این و مذهب خودش در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و در جشن‌های یکدیگر شرکت می‌کنند. این‌ها عناصر هویتی هستند که باید تکامل‌بخش هم باشند. در رابطه با انسان هم همینطور است جدای از قومیت من به‌عنوان یک فرد هم دوست دارم در عاشورا سینه بزنم و هم دوست دارم عید فطر و عید قربان جشن بگیرم و شادی کنم. در نوروز جشن بگیرم، در چهارشنبه‌سوری هم شرکت کنم. این‌ها همه عناصر هویتی من است. ممکن است در سطح ملی پرسپولیس را تشویق کنم اما در سطح مشهد پدیده را تشویق کنم. این‌ها همه برمی‌گردد به من، برمی‌گردد به مسلمان بودن من، برمی‌گردد به مشهدی بودن من. این‌ها با یکدیگر در تضاد نیست و می‌توانند در کنار هم بیایند. اگر من واقعاً سرگشته شدم آن موقع باید سبک و سنگین کنم و بپرسم کدام درست است اما وقتی همه در کنار هم هستند چه اشکالی دارد. انسان‌ها هم وجودشان یکپارچه نیست و یک چیزهایی از خانواده‌پدری و یک چیزهایی از خانواده مادری دارند. خرده‌فرهنگ‌هایی از هر خانواده دارند. الزامی نیست یک کدام را انتخاب کنیم. اگر همه این‌ها در کنار هم باشند اما قدرت حاکم به نفع یا ضرر یکی حکم صادر نکند این‌ها می‌توانند در کنار هم باشند. در این بین رسانه‌ها و حکومت باید بی‌طرف باشند و بگذارند همه‌چیز به یک هم‌جوشی مسالمت‌آمیز برسد به نظر من مشکلی نخواهد داشت.

در پایان یکی از حضار مطرح کرد: هویت زبان مشترک و تاریخ مشترک انسان‌ها است اما چطور می‌شود این‌ها نتوانند منافع ملی را که یکی از وظایف اصلی جریان‌ساز است حفظ کنند؟ همیشه می‌بینیم منافع فردی به ضرر جامعه است. این‌ها را چطور می‌توان در کنار هم قرار داد؟

در هر جامعه‌ای زمانی منافع ملی به خطر افتاده که منافع فردی در اولویت بوده و منافع فردی به مدد برخی اختلافات و حاکم شدن یک فرد و یا یک جریان که سعی کرده خودش را منافع ملی جای دهد، در رأس امور و خواسته‌ها بوده است. باید منافع فردی و قومی در چهارچوب منافع ملی باشد تا به پیشرفت برسیم.

مدیر شانه‌چی در پاسخ گفت: اگر این عناصر هویتی درست در کنار هم قرار بگیرند و به کار گرفته شوند منافع ملی در رأس منافع فردی و منافع قومی قرار می‌گیرد. آن دموکراسی و تکثری که اشاره شد این بود که همه آن‌ها در چارچوب عرصه‌ای به نام منافع ملی ایران باشد، منافع ملی در سیاست به‌ویژه در روابط بین‌الملل مشخص می‌شود و بخش خارجی و بیرونی دارد. منافع ملی یعنی اینکه در این جهان چه چیزهایی مربوط به همه ما است. منافع ملی ما یعنی اینکه همه ما به‌عنوان یک ایرانی با توجه به اشتراکاتی که داریم در حفظ مرزها، همبستگی، وحدت، استقلال و داشته‌هایمان، تمامیت ارزی و پیشرفت بکوشیم. اگر ما این منافع ملی یعنی هویت ملی را تحت‌الشعاع منافع فردی و هویت فردی قرار بدهیم منافع ملی از دست می‌رود. در هر جامعه‌ای زمانی منافع ملی به خطر افتاده که منافع فردی در اولویت بوده و منافع فردی به مدد برخی اختلافات و حاکم شدن یک فرد و یا یک جریان که سعی کرده خودش را منافع ملی جای دهد، در رأس امور و خواسته‌ها بوده است. باید منافع فردی و قومی در چهارچوب منافع ملی باشد تا به پیشرفت برسیم.

انتهای پیام/


برچسب ها :
ارسال دیدگاه