» .مشروح خبر » مشروح خبر | بلد نیستیم در موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم/ به افراد خبره و توانمند نیاز داریم

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۲۹ - ۱۴:۰۹

 کد خبر: 8965

یک فعال رسانه‌ای:

مشروح خبر | بلد نیستیم در موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم/ به افراد خبره و توانمند نیاز داریم

گروه فرهنگ و هنر ـ محمد صالح مفتاح با بیان اینکه بلد نیستیم در موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم، گفت: در فضای شبکه‌ای مجازی واقعاً ضعف محتوا داریم و چهار خبره و توانمند نداریم که انقلابی کار می‌کنند نداریم تا به تولید محتوای بپردازیم.

مشروح خبر | بلد نیستیم در موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم/ به افراد خبره و توانمند نیاز داریم

به گزارش آتی‌نیوز، نشست هیئت فعالان توییتری با حضور محمد صالح مفتاح، فعال رسانه‌ای مجازی و مدیر پایگاه خبری فردا و حجت‌الاسلام مصطفی امینی خواه، نویسنده کتاب پیغامبر مجازی جمعه، ۲۷ اردیبهشت‌ماه در مدرسه علمیه عباسقلی خان مشهد با حضور شصت مخاطب و فعال فضای مجازی برگزار شد.

حجت‌الاسلام امینی‌خواه: پیام‌های آقا جدی گرفته نمی‌شود و این امر تبدیل به یک اپیدمی شده است و گویا اصل بر این است که جدی گرفته نشود.

در ابتدا حجت‌الاسلام امینی خواه گفت: به‌تازگی آقا در دیداری که با طلبه‌ها داشتند، چند کلید واژه و سرفصل اساسی را مطرح کردند. یکی از آن‌ها که اصلاً توجه نشد این بود که فرمودند «این‌هایی که اینجا صحبت کردند و خوب حرف زدند، همین‌ها میان مردم در شهرها پخش شوند و در گفت‌وگوی مستقیم و حضوری با مردم همین مطالب را بگویند». رهبری در تکمیل این مطلب، چیز دیگری را هم فرمودند که مشخص شد ایشان اصلاً دارند راهبردی را ارائه می‌دهند. اینکه حرکت اول انقلاب با یک حرکت دسته‌جمعی طلبه‌ها بود و مثال زنبور عسل را مطرح کردند. فرمودند «به محض اینکه امام موضعی می‌گرفتند و قرار بود مطلبی پخش شود، شبکه‌ای از طلاب بودند که سریع پیام را منتقل می‌کردند». ایشان این وضعیت را به کندوی زنبور عسل تشبیه کردند که هم عسل را با خود حمل می‌کند و هم نیش دارد و به کسی که باید بزند، میزند. برداشت من از صحبت‌ها این بود که آقا به طلبه‌ها برای یک حرکت دیگر بین مردم فراخوان دادند و یک گفتگوی حضوری و حرکت جهادی از جنس این حرکت‌های انتخاباتی صورت گرفته است. البته نمی‌دانم چرا این پیام جدی گرفته و دیده نشد. شاید چون پیام‌های آقا جدی گرفته نمی‌شود و این امر تبدیل به یک اپیدمی شده است و گویا اصل بر این است که جدی گرفته نشود. در همین مدرسه عباسقلی خان یادم است که یک درس فلسفه‌ای داشتیم و بنا گذاشتیم طرحی که آقا از فلسفه می‌خواهند و دنبالش هستند را پیگیری کنیم. به نتایج خیلی خوبی هم رسیدیم. ولی کلاس را تعطیل و ما را از اینجا بیرون کردند. البته حالا بعد از سال‌ها همین مدرسه را به مدرسه تخصصی فلسفه تبدیل کردند.

وی اضافه کرد: آقا این شبکه رسانه‌ای و ارتباطی را به زنبور تشبیه کردند و این خیلی ویژه است. در روایت این مضمون را زیاد داریم که «کونو کالنحل»، زنبور باشید. کار زنبور یک کار شبکه‌ای و متصل است، محصول عینی دارد و به ثمر می‌نشیند، جاذبه و دافعه را هم با هم دارد. این تعبیر نیش زدنی که آقا فرمودند هم تعبیر قشنگی است، چون بین پلت فرم‌های رسانه‌ای که ما داریم، آن چیزی که کارش نیش زدن است، توییتر است. در واقع توییتر جای نیش زدن و کاملاً یک فضای خاله زنکی است. در این فضا باید در قالب کارکترهای کوتاه یک نیشی بزنی، محتوایت را ارائه کنی و بیرون بیایی. فضای کار زنبوری‌ست. البته اصل خود مدل ساخت توییتر هم جالب است. فالوور در زبان ما معادل‌های فراوانی دارد مثل «دنبال کننده». یکی از معادل‌هایی که در زبان ما به آن توجه نمی‌شود و خیلی می‌تواند مبنای ما را بر شبکه‌هایی که بر اساس فالوور هستند، عوض کند، معنای «پیرو» و «شیعه» است. مدل کار و ساختاری که فرعون داشت این بود که مردم را شیعه، شیعه می‌کرد. سیستم فالوورینگ چیز عجیبی است. کلیت ساختارش فرعونی است و قرار است دائم یک جمعیتی خرد شده، تابع شوند و یک نظام بر محور تشیع بر این معنا شکل بگیرد تا خودشان را بدرند و یک طائفه ای هم این وسط له شود. در واقع مدل استضعاف فرعون این‌گونه بوده است که شبکه‌سازی انجام می‌دادند، یعنی طائفه ای برخوردار بودند، طائفه دیگری هم می‌توانستند بی‌پروا حرف بزنند و طائفه سوم هم هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها را نداشتند و عملاً به محاق می‌رفتند. این سازوکار استضعاف در جامعه فرعونی بود که فضای کار شبکه‌های فالووری و ارتباطی ما هم این‌گونه و فضا باز است. همه حرف می‌زنند، ولی قطعاً به شما چیزی نمی‌رسد و خیلی هم بخواهی حرف بزنی به اسم تروریسم حذفت می‌کنند.

از عجایب روزگار این است که اینستاگرام باز و توییتر، فیلتر است. در توییتری که قطعاً فرد با داشتن مفهوم و معقول می‌تواند در آن موج و برش ایجاد کند، فیلتر است و جایی مثل اینستاگرام که هر کسی ریخت و قیافه و اندام دارد می‌تواند در آنجا کار خود را پیش ببرد، آزاد است.

وی اضافه کرد: مطلب دیگر این است که ما اگر بخواهیم در این فضا و سازه حضور پیدا کنیم باید چه داده‌ای داشته باشیم؟ در این زمینه نکته اول این است که کار انفرادی در این فضا عبث است. تا شبکه، اتاق فکر، برنامه‌ریزی و انسجام نباشد، نمی‌شود کار کرد و این را تجربه و منطق نشان داده است. باید یک جمعی تصمیم بگیرند که چه داده‌ای پردازش شود. به نظر من بین همه رسانه‌ها، فضای توییتر بیشتر از همه معقول است. اینستاگرام فضای کاملاً محسوس و بصری دارد و موج سازی‌های حسی در آن زیاد است. ولی توییتر این‌گونه نیست و با کلمه، مفهوم و مفاهیم انتزاعی کار دارد، برای همین است که به آن فضای نخبگانی میگویند. هر وقت پای مفاهیم وسط باشد، پای معقولات هم وسط می‌آید. رسانه‌ای که ما می‌توانیم بیشترین برد را در آن داشته باشیم، توییتر است. یک وقتی جایی گفتم یکی از عجایب روزگار این است که اینستاگرام باز و توییتر، فیلتر است و واقعاً این چیز عجیب و شعبده‌بازی است. اصلاً طرح مشخص است، یک چیزی توی مایه‌های اینکه سگ‌ها را آزاد کردند و سنگ‌ها را بستند، است. در توییتری که قطعاً فرد با داشتن مفهوم و معقول می‌تواند در آن موج و برش ایجاد کند، فیلتر است و جایی مثل اینستاگرام که هر کسی ریخت و قیافه و اندام دارد می‌تواند در آنجا کار خود را پیش ببرد، آزاد است. پای مفاهیم که وسط می‌آید یک سری اقتضائات تولید می‌شود. واقعاً در بحث مفاهیم دست ما پر است و باید توییتر کامل دست ما باشد، اما چرا رخ نمی‌دهد؟ چرا دست برتر در توییتر با ما نیست؟

یکی از حاضران گفت: ولی ما ترند داریم.

امینی خواه هم گفت: شما ترند را یک معیار میدانید. برای اینکه دست برتر با ما باشد آیا ما باید به دنبال این باشیم که یک چیزی در توییتر به ترند برسد یا اینکه در جامعه موج ایجاد کند؟

این حاضر در جلسه هم گفت: اصلاً مگر چند سال است که استفاده از توییتر گسترده شده است؟ نهایت پنج سال است. نهایت هم ۱۰ هزار نفر در آن حضور دارند و مگر این تعداد چقدر یکپارچه هستند که موج ایجاد کند. از طرفی این عده با هم کار نمی‌کنند و هر شهری جدا است و به یک جبهه نرسیدند و لذا ما دست برتر را نداریم.

یکی دیگر از حاضران ابراز کرد: روند در فضای توییتر خوب است. توییتر در سال ۸۸ نشان داد که قطعاً می‌تواند در جامعه موج خوبی ایجاد کند. آن زمان رسانه‌های دیگری هم نبودند.

امینی خواه هم با بیان اینکه البته اینستاگرام هم برای اینکه به یکباره جریانی مهم و بزرگ شود، در جای خود تأثیر دارد، ولی باز هم تأثیر توییتر به میزان اینستاگرام نیست؟ چرا؟، اضافه کرد: ما احتیاج به دو نوسازی ناوگانی و واژگانی داریم. ناوگانی یعنی اینکه ما خیلی پخش هستیم و باید با هم متمرکز و جمع شویم. در کندو ملکه‌ای هست به نام «یعثوب» که همه فعالیت‌ها در کندو بر محور این یعثوب می‌چرخد. حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه به یعثوب اشاره کردند. منافقین و کفار راحت دور «یعثوب» جمع می‌شود، پول باشد این‌ها جمع می‌شوند. ولی در نظام ولایت حقه این نیست و برعکس است، یعنی باید قید همه‌چیز را بزنی. یا اگر پول باشد کم هست. یک نکته جالبی هم هست و آن اینکه هر وقت به ما پول تزریق می‌شود، وضعمان بد می‌شود و از هم می‌پاشیم که این موضوع هم جای تحلیل دارد. حضرت علی (ع) فرمودند «من یعثوب مؤمنین هستیم»؛ یعنی من این‌قدر جذابیت داشته باشم که خود من کافی باشم. این نوع نوسازی بر مبنای ولایت است. ما تجربیات موفقی مانند پیاده‌روی اربعین را داشتیم که واقعاً همه من‌ها جمع می‌شوند و من واحدی شکل می‌گیرد که این باید در جاهای مختلفی که می‌خواهیم کار کنیم، تکثیر شود. بعد دیگری که در آن نیاز به کار داریم نوسازی واژگانی است. طیف مقابل دائماً مفاهیم خود را به‌روزرسانی می‌کند و خیلی تمیز هم این کار را انجام می‌دهد و بلد است روی یک موضوعی واقعاً عینی مفهوم خودش را پردازش کند. مثلاً در بحث روزه‌خواری به‌گونه‌ای فضای ذهنی جامعه را می‌نشاند، مفهوم را بسط می‌دهد و مدیریت می‌کند که کجای آن را نشان دهد و پردازش کند و کجای آن را نشان ندهد و پردازش نکند. در بحث روزه‌خواری می‌گوید «طرف مریض است، باید آب بخورد»، این را برجسته می‌کند، بعد وقتی با آن مخالفت می‌کنیم مثلاً مأمور آمده طرف را بگیرد و ببرد، توییت کرده «جرمت چیست؟ زده نوشیدن دلستر». ببینید چقدر قشنگ مفهوم‌پردازی می‌شود. یک زاویه را پردازش کرده و به صد زاویه دیگر کار ندارد. خوب ما هم به آن صد زاویه دیگر کار نداریم و در همان زاویه و میدانی که او درست کرده است، می‌ایستیم و دعوا و جنگ می‌کنیم. می‌گوییم «بالاخره روزه‌خواری جرم است و به‌خاطر نوشیدن دلستر دارند او را می‌برند و قانون است». خود بحث مفهوم‌پردازی خیلی مهم است. در جایی قرار بود در مورد برده‌داری حرف بزنیم. عده‌ای می‌گفتند چرا خودمان را در این زمینه خراب می‌کنیم. یک گند تاریخی بوده است حالا ولش کنید. این نگاهی است که خود ما به این موضوع و در دفاع از این مفاهیم بدان مبتلا هستیم. چون از این زاویه آن را خیلی زدند، این مفهوم سوخته است و کسی حاضر نیست آن را دست بگیرد. ما برای این نشست و موضوع آمدیم عنوان بحث را به جای نظام برده‌داری، نظام تربیت خصم در اسلام گذاشتیم. به شدت جذاب شد و مدل‌های مختلف نظام تحدی را بررسی کردیم و دیدم عاقلانه‌ترین، جوانمردانه‌ترین و مهرآمیزترین مدل، همین مدلی است که اسلام می‌گوید و ما به آن نظام برده‌داری می‌گوییم. کسی هم رویش نمی‌شود در منابر در این زمینه صحبت کند.

ستاد نظارت همگانی جایگزین طرح امر به معروف و نهی از منکر شود. ولی ما احساس می‌کنیم قرآن خدا پاره پاره می‌شود اگر این واژه‌ها را عوض کنیم. باید نوسازی واژگانی انجام دهیم. در خصوص حجاب از واژگانی استفاده می‌کنیم که دیگر سوخته است.

وی اضافه کرد: همین الان دوست دارید چند روایت برایتان بخوانم که کسی جرات نمی‌کند این‌ها را توییت کند؟! یک روایت را می‌خوانم که به شدت مستهجن است و جای صد ضربه تازیانه دارد که من نقداً بخورم. روایت این است امام صادق (ع) فرمودند «زن، همه بدنش عورت است». این روایت خورنده فحش برای ماست و خورنده توییت برای آن‌هاست. این روایت جزو مفاهیم سوخته است. می‌گویند اهل بیت یک چیزی گفتند، خیلی لای آن را باز نکنید. آخر امام صادق (ع) فدایشان بشوم با چه فکری این را فرمودند؟! بعد شما کلمات شیک و مجلسی مثل پرایوت را می‌بینید که به معنای خصوصی، محرمانه و شخصی است. در فرهنگ لغت هم در این مورد آمده که به اندام‌های جنسی از باب پوشندگی و در پرده بودن هم گفته می‌شود. بعد دقیقاً کلمه معادل عورتی که در این زبان (عربی) گفته می‌شود، پرایوتی است که آن‌طرف گفته می‌شود. واقعاً اگر این مفهوم کمی پردازش شود، آدم دوست دارد، داد بزند که این روایت چقدر قشنگ است. ولی چون این مفهوم کار رسانه نشده است، دارد می‌گوید که همه وجود زن محرمانه است. مفاهیم ما این‌گونه می‌سوزد. چرا خیلی وقت‌ها نمی‌توانیم در کف جامعه موج ایجاد کنیم؟ چون نمی‌توانیم این مفهوم را بدین شکل به خورد بدهیم. مفهوم ظلم و اختلاس‌بگیر را ببینید، عینی است. ما باید مفاهیم را عینی کنیم، ولی سراغ مفاهیمی می‌رویم که روی آن‌ها کار شده و مثلاً ۵۰۰ سال است که امر به معروف و نهی از منکر می‌گوییم. به جلسه‌ای از اساتید دانشگاه که در این زمینه بود دعوت شدم. آنجا گفتند طرح خودتان را بگویید. گفتم اولین طرح من این است که دیگر از این طرح (امر به معروف و نهی از منکر) استفاده نکنید و به جای آن «ستاد نظارت همگانی» بگویید. ولی ما احساس می‌کنیم قرآن خدا پاره پاره می‌شود اگر این واژه را عوض کنیم. یا اینکه دو تا زاویه از واژه استکبارستیزی را زدند، سوخت، باشد صد تا زاویه دیگر که دارد، آن‌ها را دست بگیرید. مثلاً یکی از واژه‌های قشنگ جایگزین استکبار، هژمونی است و خیلی ظرفیت پردازش دارد. ماه رمضان سال گذشته در دانشگاه مازندران یک ماه در مورد هژمونی صحبت کردم. آدم‌هایی پای منبر می‌نشستند و به به و چهچه می‌کردند که ضد نظام بودند، اما می‌دانستم اگر یک بار بگویم، استکبار، بلند شده و می‌روند. این همان نوسازی واژگانی است. لذا باید یک دور بنشینیم و نوسازی کنیم. خیلی خوب است که در این جلسات مفاهیم قرآنی را جایگزین کنیم. مثلاً در مورد غیرت معادل چی بگذاریم. برای حجاب معمولاً از واژه‌هایی استفاده می‌کنیم که پیشاپیش سوخته است. یک مثال دیگر اینکه فکر کنید داعش به مجلس حمله کرده و داخل نرفته است. این هم یک بدبختی است که داعش به مجلس حمله کند و تا جلوی درب بیشتر نتواند برود.

وی اضافه کرد: الان فضای کار ما در رسانه‌این است که آن‌ها با سازماندهی حمله می‌کنند ولی این‌طرف یک مشت آدم آتش به اختیار می‌خواهند این‌ها را جمع کنند و یک نهاد متولی ندارند که این‌ها را سازماندهی و البته مسیریابی کند. لذا این مهم است که کجاها محل رخنه و فتنه‌خیز است و از کجاها در این مفهوم وارد شویم. ما نیاز به نوسازی ناوگانی داریم و باید نهادی شکل بگیرد و نوع ارتباطمان عوض شود. همچنین نیاز به نوسازی واژگانی داریم تا این واژه‌ها را از نو به‌روزرسانی کنیم.

یکی از حاضران خواست که در مورد انتخابات پیش رو هم صحبت شود که امینی خواه ابراز کرد: برای انتخابات هنوز زود است و امیدواریم تا آن زمان جمهوری اسلامی نمانده باشد و انقلاب اسلامی همه عالم را گرفته و از پوسته جمهوری درآمده باشیم. فعلاً قرار است آرایش جنگی بگیریم برای آرایش انتخاباتی زود است.

محمدصالح مفتاح: آنقدر که از حاکمیت انتقاد کرده و دسته‌بندی اصولگرا و اصلاح‌طلب و برانداز می‌کنیم، مردم ناامید می‌شوند زیرا آن‌ها مسائل سیاسی را خیلی کلی می‌بینند.

بلد نیستیم در موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم. دعواهای ما همین دعواهای باندی و خاله‌زنکی می‌شود.

سپس محمد صالح مفتاح، فعال رسانه‌ای ابراز کرد: به‌تازگی بیانیه گام دوم انقلاب را چندین بار خواندم و دیدم که ما کجا و آقا کجا هستند. ایشان در این بیانیه بر روی امیدآفرینی، معنویت و اخلاق تأکید کردند اما ما این موضوعات را کجای مباحث فضای مجازی و توییتری می‌بینیم و صحبت و تولید محتوا می‌کنیم؟ در هر جایی که وارد شدیم سلبی بوده است ولی آنچه که واقعاً بدان نیاز داریم در همین جاهاست. البته الان حرف‌هایی که می‌زنیم درست و بر اساس قانون است ولی گاهی این حرف‌ها باعث نامیدی مردم و خودمان هم می‌شود. این‌قدر که از حاکمیت انتقاد کرده و دسته‌بندی اصولگرا، اصلاح‌طلب و برانداز می‌کنیم ولی مردم لزوماً این‌گونه به موضوعات نگاه نمی‌کنند و مسائل سیاسی را خیلی کلی می‌بینند. در مورد رسانه‌ها هم تا خودمان امید و افق بلندتری را در نظر نداشته باشیم، بلد نیستیم در مورد موضوعات امیدآفرین حرف بزنیم و دعواهای ما همین دعواهای باندی و خاله زنکی می‌شود. اگر قرار است کار جدی انجام دهیم یک بخشی از آن به این است که به خودسازی خودمان بپردازیم. بخش از آن مسائل معنوی است و بعد دیگر آن این است که چند شاخص کیفی بگذاریم و ببینیم الان بعد از حضور چند ساله در فضای مجازی در چه وضعیتی هستیم؟ آیا برای ما رشدی داشته است؟ آیا رشد جریانی داشتیم تا بتوانیم مسئله‌ای را در جامعه حل کنیم؟ به نظرم خیلی از این موضوع دور هستیم. البته در حد ایجاد چند مسئله کوتاه توانستیم خوب عمل کنیم. ولی آیا توانستیم به نتیجه برسیم یا نه؟ یا اگر فهمیدیم در فضای مالیاتی ما فسادی هست به سمت حل آن هم می‌رویم یا نه؟ به نظرم جبهه ما این‌ها را کم دارد که برود حل کند و به نتیجه برساند.

باید بتوانیم حتی دست کسانی را که مذهبی نیستند و جنسشان مانند ما نیست را هم بگیریم و بیاوریم. ولی الان در نهایت ما برای یکدیگر محتوا تولید می‌کنیم و این محتوا صرفاً در یک حلقه‌های بسته‌ای می‌چرخد.

وی اضافه کرد: بعد از این همه سال الان وقت آن است که نسبت به غرب تهاجم و عملیات کنیم و جذب نیروی جدید داشته باشیم. حتی دست کسانی را که مذهبی نیستند و جنسشان مانند ما نیست را هم بگیریم و بیاوریم. ولی الان در نهایت ما برای یکدیگر محتوا تولید می‌کنیم و این محتوا در یک حلقه‌های بسته‌ای می‌چرخد. اگر قرار است اثرگذار باشیم باید به معنای واقعی جذب حداکثری کنیم. مشکل دیگری که در این فضاها داریم این است که به غیر از دو اقلیت مثبت و منفی که وجود دارند، یک اکثریتی را هم داریم که در این دو دسته نیستند ولی ما برنامه خاصی برای آن‌ها نداریم. اگر نمی‌توانیم آن برانداز را جذب کنیم باید بتوانیم کسانی که در این بین هستند و ۷۰ درصدند را جذب کنیم ولی این هنر را نداریم.

چهار نفر خبره و توانمند در حوزه اقتصاد، محیط زیست، فرهنگ و … که انقلابی کار می‌کنند، نداریم تا به سمت تولید محتوای به درد بخور برویم. دغدغه ما باید در همه حوزه‌ها باشد ولی تخصصی کار کنیم. قرار نیست همه ما یک هشتک عام پیدا و زیر آن سینه بزنیم. باید قله‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف را پیدا کنیم و در آن حوزه هر کدام کار کرده و جلو برویم.

وی ادامه داد: مدتی است که ضدانقلاب، هشتک‌ها و ترندهای عمومی راه نمی‌اندازد و با این روش آن ۶۰ درصد وسط را هم به خود جذب می‌کند. خب در این شرایط، ما چند موجی را هم که ایجاد می‌کنیم از بین خودمان فراتر نمی‌رود. ما نمی‌توانیم از ۴۰ سال انقلاب چهار تا محتوای خوب تولید کنیم تا بقیه‌ای را هم که توی این فضا نیستند با خود همراه کنیم. باید هم در جذب و هم در تولید محتوا برای این فضا کار کنیم. در فضای شبکه‌ای مجازی واقعاً ضعف محتوا داریم. چهار نفر خبره و توانمند در حوزه اقتصاد، محیط زیست، فرهنگ و … که انقلابی کار می‌کنند، نداریم تا به سمت تولید محتوای به درد بخور برویم. دغدغه ما باید در همه حوزه‌ها باشد ولی تخصصی کار کنیم. قرار نیست همه ما یک هشتک عام پیدا و زیر آن سینه بزنیم. باید قله‌های تخصصی در حوزههای مختلف را پیدا کنیم و در آن حوزه هر کدام کار کرده و جلو برویم. باید به سمت نظم بخشیدن به تولید محتوا برویم و برنامه‌ریزی کنیم و استراتژی محتوایی داشته باشیم. این همه طلبه حاضر در فضای مجازی داریم چهار نفرشان ژورنالیست حوزه‌های علمیه نیستند. چهار تا اکانت فعال در این زمینه که جمعیت داشته باشند، نداریم.

یکی از حاضران گفت خب ما را می‌زنند. مفتاح هم توضیح داد: خب بزنند چه اشکالی دارد؟ هر کسی که دشمن نداشته باشد، یعنی آدم به درد نخوری است. اصل این است که همه ما خود را در یک جبهه ببینیم.

برای اینکه مؤثر باشیم، دشمن هم لازم داریم. در برندسازی انتخابات می‌گویند وقتی همه ببینند یک کاندیدایی همه‌چیزش خوب و یک ابرمرد است به او رأی نمی‌دهند، چون باورپذیر نیست.

وی ادامه داد: در حوزه تولید محتوا یکی از موضوعات که همه ما گاهی به آن دچار می‌شویم، تبدیل شدن به ماشین ریتوییت کردن است. اگر سراغ شبکه تولید محتوا برویم، شبکه ما شکل می‌گیرد، ارتباطمان ایجاد می‌شود و اتفاقات بهتری رخ می‌دهد، لذا خیلی به دنبال کپی کردن نباشیم. ببینید برای ساخته شدن یک برند شخصی چه فرایندی رخ می‌دهد. برای اینکه یک اکانتی هم تبدیل به برند شود، باید تمایز ایجاد کند، همچنین دارای یک سری ویژگی‌ها در صفحه خود باشد و سعی کنیم بقیه را تکرار نکنیم. همیشه شرایط را پایش کنید و ببینید که رشد داشتید یا نه؟ مثلاً در برندسازی انتخابات می‌گویند وقتی همه ببینند یک کاندیدایی همه‌چیزش خوب و یک ابرمرد است به او رأی نمی‌دهند، چون باورپذیر نیست لذا برای اینکه مؤثر باشیم، دشمن هم لازم داریم.

یک چیز کوچکی که می‌بینید سریع آن را عنوان نکنید. حتی در مورد مسئولین که داریم امر به معروف و نهی از منکر می‌کنیم، این مرزها را فراموش می‌کنیم تا جایی که گفتند تا ۷۰ گناه کبیره برادر مؤمن خودت را بپوشان. وقتی این موارد را دقت نکنیم برکت از کارهایمان می‌رود.

این فعال فضای مجازی تکمیل کرد: موضوع دیگر جدی گرفتن بیشتر اخلاق در فضای مجازی است که آسیب‌هایش بیشتر از فضای حقیقی است. اگر ما امروز حرفی بزنیم نسبت به کسی که در فضای حقیقی حرفی می‌زند، هزار برابر بیشتر بازتاب پیدا می‌کند، لذا باید مراقبت کنیم که داریم چه حرفی را می‌زنیم. این همه اسلام در مورد پرده‌دری نکردن حرف زده است، بنابراین یک چیز کوچکی که می‌بینید سریع آن را عنوان نکنید. حتی در مورد مسئولین که داریم امر به معروف و نهی از منکر می‌کنیم این مرزها را فراموش می‌کنیم تا جایی که گفتند تا ۷۰ گناه کبیره برادر مؤمن خودت را بپوشان. وقتی این موارد را دقت نکنیم برکت از کارهایمان می‌رود. این حرف‌ها در مورد ما بچه حزب‌اللهی هم نسبت به هم زیاد است و لذا نمی‌توانیم کنار هم جمع شویم. برخی رفتارها که جزو اقتضائات این فضاهاست دارد ما را از هم دور می‌کند. برخی از این کارهایی که می‌کنیم برای خودنمایی است و این فضاها ما را بیشتر به سمت رادیکالتر شدن می‌برد.

تجزیه و تحویل محتوایی که به دست ما می‌رسد، اهمیت دارد. اگر یک خبرگزاری خبری را منتشر کرد، بدانیم مال کی و کجاست و ذی‌نفع واقعی یک محتوا کیست؟ مثلاً در خبرگزاری‌های رسمی کشور که با بودجه بیت‌المال کار می‌کنند یک مطلبی آمده که ظاهراً خبر است ولی پشت آن این است که فلان مفسد اقتصادی که در دادگاه محاکمه می‌شود یک مطلبی را داده که در حمایت از من منتشر کنید. رسانه‌ها هم روی پول گرفتن یا رفاقت این کار را می‌کنند. در شبکه‌های اجتماعی هم برخی پروژه گرفتن تا از یک نفر حمایت کنند و جناح و خطشان این است. این‌ها را بشناسید و تحلیل کنید.

وی اضافه کرد: سعی کنیم توانمندی‌های خودمان را در شبکه‌های مجازی توسعه دهیم و در یک توانمندی محدود نمانیم. اگر طنز می‌نویسیم، در حوزه تصویر، گرافیک و فیلم هم تولید محتوا داشته باشیم و در قالب‌های دیگر هم کار کنیم تا ظرفیت‌های دیگری را در فضای انقلابی باز کنیم. یکی از این توانمندی‌ها، سواد رسانه‌ای است که خیلی نیاز داریم. نیازمند این هستیم که توانمندی خودمان را در برخورد انتقادی با محتواها بیشتر کنیم و یاد بگیریم که وقتی محتوایی به دست ما می‌رسد چگونه آن را تجزیه و تحلیل کنیم؛ یعنی شناخت منابع محتواها هم مهم است. اگر یک خبرگزاری خبری را منتشر کرد، بدانیم مال کی و کجاست و ذی‌نفع واقعی یک محتوا کیست؟ مثلاً در خبرگزاری‌های رسمی کشور که با بودجه بیت‌المال کار می‌کنند یک مطلبی آمده که ظاهراً خبر است ولی پشت آن این است که فلان مفسد اقتصادی که در دادگاه محاکمه می‌شود یک مطلبی را داده که در حمایت از من منتشر کنید. رسانه‌ها هم روی پول گرفتن یا رفاقت این کار را می‌کنند. در شبکه‌های اجتماعی هم برخی پروژه گرفتن تا از یک نفر حمایت کنند و جناح و خطشان این است. این‌ها را بشناسید و تحلیل کنید. چون اگر نتوانیم تحلیل و ارزیابی کنیم کم کم روی ما هم اثر می‌گذارد. اگر می‌خواهیم در این فضاها تأثیرگذار باشیم باید برای خود یک مأموریتی قائل شویم و دائم رصد و پایش داشته باشیم که به آن رسیدیم یا نه. البته یک سری آمار کمی در توییتر وجود دارد که می‌توان استفاده کرد. بخشی هم از این رصد به کار کیفی مربوط است که به هدف‌هایمان رسیدیم یا نه؟ در فضای جریانی هم هر از چند گاهی نگاه کنید، ببینید کجاها ضعف وجود دارد، به هم تذکر هم بدهیم که این مسیر این‌گونه باشد، بهتر است. اگر در فضای دشمن خبر و مطلب غیر واقعی وجود دارد آن را پاسخ درست دهیم تا باعث رشد شود.

یکی از بانوان حاضر در جلسه در مورد کار برای انتخابات پیش رو پرسید که مفتاح گفت: واقعیت این است که ما یک شبکه‌ای را ایجاد کردیم که زمان انتخابات مشخص می‌شود یک شبکه مؤثر گسترده نیست. به انتخابات‌ها نگاه کنیم که ما چقدر توانستیم در فضای گروهی جامعه تأثیرگذار باشیم. انتخابات‌ها محل بروز این شبکه‌هاست. نمی‌گویم که این شبکه‌ها را معطوف به انتخابات‌ها باید ببینید، ولی تلاش کنیم این شبکه‌ها را توسعه دهیم، ادبیاتمان را اصلاح کنیم، مسئله‌های مردم را بشناسیم و پیگیری کنیم. اگر امروز دغدغه مردم معیشت است، سعی کنیم دغدغه‌های خود را به مردم نزدیک کنیم و درد مردم را در این فضاها بازتاب دهیم و مطالباتمان واقعی باشد. نتیجه انتخابات هم آنچه می‌شود که خیر است.

در مورد فضای انتخابات امسال، هنوز گروه‌ها و جریان‌های سیاسی خیلی روشن و مشخص نیستند. برخی‌ها دارند کار و تلاش می‌کنند، ولی خیلی مشخص نیست. از طرفی در جبهه انقلابی‌ها هم یک جبهه مشخصی وجود ندارد.

مدیر پایگاه خبری فردا افزود: شما می‌توانید با زدن یک رشته اکانت، شخصیت‌های سیاسی که می‌خواهند در انتخابات حاضر شوند را معرفی کنید و در جریان‌شناسی سیاسی خود هر روز یک بیوگرافی از این شخصیت‌ها را بیاورید. در مورد فضای انتخابات امسال، هنوز گروه‌ها و جریان‌های سیاسی خیلی روشن و مشخص نیستند. برخی‌ها دارند کار و تلاش می‌کنند، ولی خیلی مشخص نیست. از طرفی در جبهه انقلابی‌ها هم یک جبهه مشخصی وجود ندارد. الان در مشهد و تهران دارند حرف می‌زنند و کار می‌کنند و اگر قرار است ما کاری انجام دهیم باید یک جریان سازی عمده باشد.

انتهای پیام/ ۱۰۱۱


برچسب ها :
ارسال دیدگاه