» .مشروح خبر » مشروح خبر | معماری ایرانی توانسته به نیاز انسان پاسخ دهد/ نفوذ معماری وارداتی در بناهای کشور

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ - ۱۸:۰۰

 کد خبر: 8763

یک معمار:

مشروح خبر | معماری ایرانی توانسته به نیاز انسان پاسخ دهد/ نفوذ معماری وارداتی در بناهای کشور

گروه فرهنگ و هنر ـ گلکار با بیان اینکه معماری ایرانی بیش از هر معماری توانسته به نیاز پاسخ بدهد و نمونه‌های تاریخی آن در یزد، کاشان و اصفهان وجود دارد، گفت: متأسفانه در مشهد همه این معماری‌ها تخریب شده و تنها تک‌بنایی مانند خانه داروغه باقی مانده است.

مشروح خبر | معماری ایرانی توانسته به نیاز انسان پاسخ دهد/ نفوذ معماری وارداتی در بناهای کشور

به گزارش آتی‌نیوز، نشست یک‌جا نشینی از فردیت تا احترام به جمع، ۱۹ اردیبهشت‌ماه در نشرچشمه دلشدگان برگزار شد.

در آغاز این نشست بهاره گلکار، معمار مشهدی با بیان اینکه در خصوص یکجانشینی، از فردیت تا احترام به جمع دو مفهوم به ظاهر متضاد وجود دارد که نظریاتی در مورد آن‌ها بیان شده است، ابراز کرد: مورد اول تأکید بر حفظ حریم است و مورد دوم یونگ تمایل به تشکیل گروه را مطرح می‌کند و می‌گوید گروه‌های کوچک، بهترین شرایط زندگی را دارا هستند و به عبارتی تمایل به گروه شدن و حریم شخصی دو نوع رفتار در هم تنیده هستند که در خصوص حریم جان لنگ در کتاب آفرینش نظریه معماری به نقل از راپورت خلوت را توانایی کنترل تعامل اجتماعی، حق انتخاب و امکان تعامل اجتماعی دلخواه فرد تعریف کرده است که نباید به گوشه‌گیری از جمع و تمایل به انزوا منجر شود، خلوت یعنی اینکه توانایی کنترل فضا از دست شخص خارج نشود و استقلال در این زمینه به محافظت از ارتباطات منجر ‌شود. تعیین محدوده حریم خصوصی بیشتر برعهده جامعه است و عرف و فرهنگ جامعه، نقش اصلی در ایجاد حرمت برای افراد ایجاد می‌کند. جوامع با وضع قوانین که می‌تواند اقتصاد هم باشد، در ایجاد فرهنگ مؤثرند و در واقع افراد تحت تأثیر قوانین جامعه و در پی آن فرهنگ و عرف هستند. حق حریم خصوصی عبارت است از حوزه خود مختاری شخص. حوزه خود مختاری شخص هم عبارت است از حوزه‌ای که انجام اعمال شخص مخل آزادی دیگران نیست.

وی در خصوص قلمرو گفت: فرهنگ دهخدا قلمرو را اسم مرکبی با معنی ملک، مملکت و ولایت متصرفه معرفی کرده است، همچنین قلمرو را معادل واژه انگلیسی territory قرار می‌دهند. فرهنگ و بستر این واژه از ریشه terra به معنی زمین معرفی می‌کند. انسان از آغاز با قلمرو درگیر بوده است از همان زمان که انسان شکارچی، تبدیل به انسان کشاورز شد موضوع زمین مطرح شد و مالکیت را به پیش آورد. هر  زمین در مالکیت شخصی وجود داشت و پس از آن به اشخاص مشخص دیگری رسید. از آنجایی که انسان در جست‌وجوی مالکیت است پس این موضوع را می‌پذیرد. پس از آن که زمینی از آن من شد و زمینی در جوار من از آن تو، من و تو، همسایه نامیده می‌شویم و موظف به رعایت قوانینی اجتماع خود خواهیم بود من و تویی که در نزدیکی هم زندگی می‌کنیم، باید یکدیگر را بفهمیم. اعتبار و ارزش قلمرو هر شخص(یه مفهوم خود و درون)، بدون توجه به روابط اجتماعی و رودررویی انسانی(به مفهوم دیگران و برون) تنها یک بعد مادی داشت در حال که قواعد کیفی با اصول کمی ارتباط ذاتی دارند.

گلکار با بیان اینکه با نگاه تاریخی نیز خواهیم یافت که از همان سکونت انسان و ایجاد سرپناه‌های اولیه شکل‌دهی آگاهانه به محیط زیست سبب نوعی نشانه‌گذاری هدفمند شده است که از تحت تملک قرار دادن محدوده حکایت دارد، تشریح کرد: این نشانه‌گذاری را می‌توان در غارهایی متعلق به ۳۰ هزار سال پیش به صورت دیوارنگاره‌ها مشاهده کرد، این شواهد حکایت از نشانه‌گذاری محل سکونت و اهمیت حریم‌گذاری و تعیین قلمرو نزد انسان‌های نخستین دارد. حضور بدون اجازه دیگران در قلمرو شخصی موجب تجاوز به آزادی‌های اشخاص، افت توانایی و کاهش احساس امنیت در آن‌ها می‌شود. بدین ترتیب قلمرو نقش اساسی در زندگی ایفا می‌کند و به سازمان دادن آن کمک می‌کند. این ساماندهی هویت فردی و جمعی در پی دارد. در این راستا باید گفته شود قلمروهای مختلفی وجود دارد؛ به عنوان نمونه هر شخص برای خود قلمرو مشخصی دارد که البته محدوده‌ای غیرقابل رویت است اما وجود دارد، پس از آن قلمروهای مشخصی از درون فرد تا بیرونی‌ترین لایه‌های اجتماعی وجود دارد.

این مهندس معمار مشهدی ادامه داد: مثلا قلمروی خانه فرد، فضای بیرون اطراف خانه‌ها و به همین ترتیب لایه‌های مختلف اجتماع که بایستی تعریف شده باشد، یعنی هرکدام فضا و محدوده مشخصی دارد که مکان رفتاری فرد است، هرچه فضای قلمرو شکل خصوصی‌تر داشته‌باشد، رفتاری خصوصی‌تر با هدف مناسب آن می‌طلبد. قلمرو با مکان هویت، فضای مشخصی برای افراد یا خانواده‌ها است که مایلند از آن به عنوان محدوده اختصاصی یاد و از آن دفاع کنند؛ بنابراین آنچه خواهیم بود، نشانه‌گذاری آن محدوده است، علاوه‌بر آن نقش‌هایی که هر فضا به عهده می‌گیرد، باید مشخص و کاملا تعریف شده باشند؛ به عنوان نمونه هرخانواده‌ای مشتاق است واحدی که در آن ساکن است، قلمرویی مشخص داشته باشد، همین‌طور پنجره‌ها با ترفندهای پنهان کردن و روبه‌رو بودن قابل کنترل باشند.

وی در رابطه با عوامل تأثیرگذار بر قلمرو عنوان کرد: قلمرو هر نوع که باشد، از فضای شخصی اطراف افراد که کنترل این قلمرو سلیقه‌ای و مربوط به شخص است، تا قلمروهای عمومی که در آن‌ها الگوی رفتاری خاص و قوانین و هنجارهای رسمی بسته به آن قلمرو رعایت می‌شود، مقاصدی چون امنیت روانی، زیبایی نمادین و تطبیق محیط با نیازهای خاص را تأمین می‌سازد. عوامل زیادی هستند که بر میزان قلمرو تأثیر می‌گذارند از جمله عوامل ادراکی، کالبدی، کارکردی، عوامل زمان، یکجانشینی، عوامل جغرافیایی و فرهنگی. مطالعه رفتار اجتماعی نشان داده است که گروه‌های کوچک بهترین شرایط زندگی را دارا هستند تا جایی که فرآیند فردیت را می‌فهمیم، ظاهرا خود مایل است چنین گروه‌های کوچکی را تشکیل دهد و پیوندهای عاطفی مشخصی بین پاره‌ای از افراد و همچنین احساس همبستگی انسان‌ها در مجموعه‌شان را ایجاد کند.

گلکار با بیان اینکه گروه شدن در گرو پیوندهای انسانی است، ابراز کرد: پیوندها و تعلق به مکان می‌توانند راه را برای سکون هموار کنند در پی تمایل به گروه شدن و البته عوامل جغرافیایی و فرهنگی، یکجانشینی پدیداری کارا محسوب می‌شود. محیط، عوامل متعددی شامل عوامل جغرافیایی، اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی را دربردارد که موجب تجمع گروه‌های انسانی می‌شود هرکدام از این عوامل فرصت‌هایی را در اختیار تجمعات می‌دهد تا نیاز عمومی خود را برطرف کنند، به عبارتی روابط همسایگی، پس از پیدایش تجمعات انسانی و همزیستی آنان، شروع به بروز آثار خود می‌کند و معاشرت‌های همسایگان موجب تحکیم این پیوندها می‌شود و این یکجانشینی، انسجام اجتماعی را در پی دارد. انسجام ویژگی فرد نیست و زندگی جمع به شمار می‌رود، بنابراین منسجم بودن یک دارایی جمعی است و انسجام اجتماعی لزوما به این معنا نیست که من به عنوان فرد سوم سود ببرم بلکه سود جمعی که در جامعه توزیع شود، مدنظر است. انسجام به معنی هم‌شکلی و یا همسانی نیست، در یک جامعه منسجم انتظار می‌رود که عدالت اجتماعی حاکم باشد و به عبارتی تمام عناصر باید از حداکثر توانایی خود استفاده کنند و فراتر از حدتوانشان از آن‌ها انتظار نرود. بین عدالت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه دوسویه برقرار است.

این مهندس معمار مشهدی با اشاره به اینکه شهر می‌تواند ظرف مکانی رویدادهایی به شمار آید که در طول زمان بر پیکره شهر اثر گذاشته است، تشریح کرد: شهرهای تاریخی ایران در گذشته به مثابه یک کل مرکب از اجزاء به صورت محلات بوده است. هر محله از لحاظ فضایی دارای قلمرو و حریم مشخصی بود که تقریبا برای تمامی ساکنین شناخته شده و ضمن آن که توسط یک راه اصلی، خود را به بازار شهر و یا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می‌کرد به همان ترتیب خود را از فضای عمومی پرتحرک آن دور نگه می‌داشته است. سلسله مراتب به سه صورت دسترسی، عملکردی و فضایی وجود داشته که سلسله مراتب دسترسی، محله را از ترددهای عبوری در امان نگه می‌داشت، سلسله مراتب عملکردی یعنی استقرار خدمات و عملکردهای عمومی در مراکز محلات پاسخگوی مناسبی به نیاز ساکنین بود و سلسله مراتب فضای عمومی به خصوصی، به محرومیت و قلمروهای هریک از فضاها پاسخ می‌داد.

وی با بیان اینکه از ابتدای سکونت که مفاهیمی از قبیل حریم،  قلمرو و همسایگی به پیش آمد، مسائل اجتماعی خاص با ایجاد رشد را به دنبال داشت، ابراز کرد: از آنجا که در کنار هم بودن، خلوت را مهم‌تر می‌کند مراتبی برای آن تعریف می‌شود؛ از ابتدا که شخص، فضا و خلوتی برای خود قائل است تا خانه کوچک، خیابان و شهر و وجود محلات در معماری‌های قدیم، حریمی را برای افراد و خانواده‌ها ایجاد می‌کرد و به مراتب انسان‌ها هم سعی می‌کردند حریم دیگران را رعایت کنند. در واقع وجود فضاهای جمعی و احترام به جمع، فردیت را نیز اهمیت می‌بخشد. حال با این توضیحات و شناخت نسبت به مفاهیم  مربوط به حریم و همسایگی که بسیار در تشکیل فضایی که ما امروزه در آن زندگی می‌کنیم مؤثر هستند، به نظر شما این اتفاقات جنبه اجتماعی بوده یا اقتصادی؟ 

همچنین در ادامه این نشست علیرضا محولاتیان، منتقد گروه تئاتر اگزیت با بیان اینکه قلمروزدایی از یک دیدگاه می‌گوید سوژه‌ای که در قدیم و در طول تاریخ به سمتی یکجانشینی حرکت کرده ابتدا  قلمروزدایی و سپس قلمروسازی می‌کند، عنوان کرد: یک ایل یا یک عشایر را در نظر بگیریم با استفاده از چادر زدن قلمروسازی می‌کردند و مشغول تولید اقلام مورد نیاز خود می‌شدند که هر شخص نقش متفاوتی را برعهده داشته و به دلایل اقتصادی، سردی هوا و … به ییلاق و قشلاق عزیمت می‌کردند، پس یعنی نیاز اولیه انسان‌ها بوده و بنابر نیازشان نوع مدل زندگی تغییر می‌کرد. به هرحال مسئله سکونت از قدیم وجود داشته است که ابتدا در یک مکان سکونت داشته‌اند و بعد دوباره از آن مکان به مکان دیگر می‌رفتند و به اصطلاح قلمروزدایی و بعد قلمروسازی می‌کردند. مسئله یکجانشینی زمانی بوجود آمد که انسان با کشاورزی آشنا شد و خیلی از نیازهای خود را می‌توانست با کشاورزی برآورده کند، با شروع کشاورزی، جامعه شکل مالکیت خصوصی به خود می‌گیرد، زیرا مسئله زمین بوجود می‌آید و هر شخص بخشی از زمین را برای تولید محصولات، مختص به خود می‌داند.

وی با بیان اینکه اگر بخواهیم شکل دیگر را در نظر بگیریم به مناسبات تولید ارتباط پیدا می‌کند، تشریح کرد: ما می‌توانیم مسئله فرهنگ، اجتماع و … را روبنایی از مناسبات تولید در نظر بگیریم یا هر نوع نیاز دیگری را که به عنوان نیاز فرهنگی، اجتماعی که نیاز اولیه نیست مانند تلویزیون ال ای دی که این نوع نیازها براساس روبنایی از سطح فرهنگ شکل گرفته و مارکس در کتاب دست نوشته‌های سیاسی اقتصادی این نوع نیاز را نیازهای تخیلی می‌نامد و می‎‌گوید این‌ها نیازهایی هستند که برای ما ایجاد می‌شوند، به عنوان مثال ما لباس را به عنوان نیاز اولیه فقط برای گرم کردن خود استفاده می‌کنیم اما اگر این لباس از طراحی خاصی بهره‌مند شود، این دیگر نیازی نیست بلکه برای ما ایجاد شده، به عنوان مثال زمانی که در خوابگاه دانشگاه فردوسی زندگی می‌کردم موبایل نبود و برای ارتباط مشکلی ایجاد نمی‌شد و به راحتی یکدیگر را پیدا می‌کردیم اما امروزه نداشتن موبایل مشکل جدی جامعه شده است.

منتقد گروه تئاتر اگزیت با اشاره به اینکه مناسبات تولید بازهم زیر بنای همه چیز قرار می‌گیرد، تصریح کرد: در روش تحقیق و پژوهش عوامل یاد شده را هم‌بسته می‌دانیم و مناسبات تولید زیربنا است و اگر مورد دیگری آن را تشدید یا اضافه می‌کند همبسته‌های آن هستند، مثلا می‌گویند سیگار باعث سرطان می‌شود اما سیگار دلیل سرطان نیست ولی یکی از همبسته‌های آن است. اقتصاد بنیان و ریشه است و نوع روابط اقتصادی آن شکل را تشکیل می‌دهد که پویا است و ایستا نیست، روابط اقتصادی که بین افراد وجود دارد، نوع مالکیت و رفتار می‌دانیم. مارکس کل مبحث تاریخی را مورد بررسی قرار داده و وقتی اینگلز در مورد مبحث و منشأ خانواده صحبت می‌کند، برمی‌گردد به خانواده باستان مورگان که از هزاران هزار سال پیش مسئله جامعه طبقاتی وجود داشته است.

گلکار: معماری ایرانی بیش از هر معماری توانسته به نیاز پاسخ بدهد و نمونه‌های تاریخی آن در یزد، کاشان و اصفهان وجود دارد اما متأسفانه در مشهد همه این معماری‌ها تخریب شده و تنها تک بنایی مانند خانه داروغه باقی مانده است. اینکه کل کوچه را تخریب کردند و تنها تک بنا مانده خیلی بدتر است چون آن بافت شهری را از ما گرفته‌اند.

گلکار در ادامه صحبت‌های محولاتیان عنوان کرد: هدف من از انتخاب موضوع تاریخی همین بوده، ما گمان می‌کنیم زیربنای همه چیز اقتصادی است و در انتها به مارکس می‌رسیم، در واقع بحث مناسبات تولید که پویای ‌کلمه اقتصاد می‌شود از ابتدای بشریت وجود داشته یعنی از زمانی که انسان در غار سکونت می‌کرد این قضیه مهم بوده، اما در انتهای همه چیز به مارکس می‌رسیم و از آن بیشتر نمی‌توانیم جلو برویم و در واقع یک موضوع گریزناپذیر است. موضوع من ابتدا به سکونت‌های اولیه بشر بازمی‌گردد و یکجانشینی یک پدیده مهم در زندگی همه انسان‌ها است و آن چیزی که ما امروز هستیم از همین پدیده اتفاق افتاده که باز هم اقتصادی و به تولید مرتبط است. نخستین بار شخصی به نام «ویکتور ویوز» که یک منتقد بزرگ باستانی است می‌گوید: «یکی از سه رکن اصلی معماری، اقتصاد است»، دو رکن قبل زیبایی و کارکرد بود که این دو باهم ایستایی را تشکیل می‌دهند همچنین ویکتور ویوز می‌گوید: «زیبایی، کارکرد و اقتصاد» یعنی سه کلمه که باهم هم‌ارزش هستند و اقتصاد را وارد این دوکلمه می‌کند. معماری ایران از زمان یکجانشینی بهتر از همه دنیا پاسخگوی نیاز انسان بوده و کارشان در آن زمان بهتر از حال است؛ یعنی در حال حاضر هیچ پل مرکب و چیزی به نام قلمرو در ساخت خانه‌ها وجود ندارد. ما پایمان را که از خانه بیرون می‌گذاریم شهر است و در واقع سلسله مراتب رعایت نمی‌شود. اما معماری ایرانی بیش از هر معماری توانسته به نیاز پاسخ بدهد و نمونه‌های تاریخی آن در یزد، کاشان و اصفهان وجود دارد اما متأسفانه در مشهد همه این معماری‌ها تخریب شده و تنها تک بنایی مانند خانه داروغه باقی مانده است. اینکه کل کوچه را تخریب کردند و تنها تک بنا مانده خیلی بدتر است چون آن بافت شهری را از ما گرفته‌اند آنچه که مهم بود، نسبت آن خانه با شهر، کوچه و محله بوده. بحث ما تنها معماری نیست بحث ما عواملی است که در جامعه اتفاق می‌افتد و ما باید آن‌ها را بدانیم. سوال تحقیق من این بود که ریشه اقتصاد یا تولید را تا کجا می‌توانیم پیش ببریم؛ مثلا وقتی به نوروز نگاه می‌کنیم در هر کتاب تاریخی نوروز وجود دارد. من می‌خواستم بدانم اقتصاد تا کجا در تاریخ پیش رفته است. معماری در طول تاریخ برگرفته از نیاز انسان‌ها بوده اما امروزه کمتر به آن توجه می‌شود.

محولاتیان در پاسخ به صحبت‌های گلکار عنوان کرد: مسئله اقتصادی همان مسئله برآورده کردن نیازها است و انسان همیشه با برآورده کردن نیازهایش تغییر کرده، مخصوصا وقتی توانست ابزار مختلف کشف کند، آن‌ها بر روند زندگی‎‌اش تأثیرگذار بوده‌اند. اما شما معتقدید که معماری از بین رفته پس می‌تواند یک ریشه اقتصادی داشته باشد چرا می‌گوییم معماری ایرانی؟ برج باران بنا به نیازهای مناسبات اقتصادی به وجود آمده، یعنی شرایط و بحران اقتصادی تا جایی پیش می‌رود که طبقه متوسط و متوسط رو به پایین از پس خرید خانه بر نمی‌آیند اما آنان که خانه می‌سازند سراغ لوکس‌سازی می‌روند که متناسب با نیاز پولدارها باشد. پس معماری هم در تاریخ تحت تأثیر ساختارها و مناسبات است. آن زمان جامعه فئودالیک یا شبه آن بوده، مانند شمال ایران که خانه‌های خود را کنار زمین هایشان می‌ساختند، آن شکل از زندگی و مناسبات اجتماعی ضرورتش آن شکل از معماری بوده است.

بعد از ظهور بورژوازی در اواسط قرن هجدهم، شکل مالکیت فرق می‌کند، قبل از آن بعضی از مردم حق داشتن زمین نداشتند زیرا رعیت بودند، اما بورژوازی این اجازه را به افراد داد تا بتوانند صاحب زمین باشند و انقلاب صنعتی این امکانات را پدید آورد. اگر بخواهیم به این صورت نگاه کنیم، دیگر نمی‌توانیم چیزی به عنوان معماری ایرانی بشناسیم، این معماری از غرب آمده چون هم‌بسته‌هایی دارد و خیلی از انسان‌ها خانه‌های غربی را دیدند و آن شکل معماری گنبدی که نمادی از گنبد آسمان و ساختار شرقی بود کم‌کم از بین رفت و به شکل هندسی درآمد که سرمنشأ آن را می‌توان ارتباط ایرانیان با غرب دانست. این مرزبندی معماری ایرانی و مرزبندی معماری که اکنون رایج است و می‌گویید معماری ایرانی نیست بر چه اساسی است؟

برج باران یک نوع تحمیل است و اصلا معماری‌اش ایرانی نیست.

گلکار در پاسخ به سؤال یکی از حاضران مبنی بر اینکه آیا معماری نیازها را برطرف کرد و اقتصاد با او همراه شد؟، گفت: اقتصاد یا همان مناسبات تولید زیر بنای همه چیز است و معماری تأثیری از شیوه زندگی تولید گرفته است. اما مسئله‌ای که محولاتیان به آن اشاره کرد در گذشته هم وجود داشته، تمام پادشاهان خانه‌هایشان با خانه مردم عادی متفاوت بوده. برج باران یک نوع تحمیل است و اصلا معماری‌اش ایرانی نیست. همه خانه‌هایی که ما در آن زندگی می‌کنیم یک معماری غربی و وارداتی است، در گذشته ایران در راه ابریشم قرار داشته و همه برای رفتن به کشورهای مختلف از این مسیر می‌گذشتند پس ایران همیشه از دیگر کشورها تأثیر گرفته است، اما معماری آن، معماری ایرانی بوده؛ به عنوان مثال خانه‌های شمال وجنوب به علت اقلیمشان با دیگر کشورها تفاوت دارد، زمان گذشته که ایران بیشتر با دنیا در ارتباط بوده باز توانسته انسجام خود را به عنوان یک ایرانی حفظ کند اما حال نه!

حکم‌آبادی: به نظر من این تعصب بر معماری ایرانی و اینکه مدام بگوییم چرا از آن دور شدیم، خوب نیست. به نظر من صدسال دیگر هیچ اسمی به نام تمدن وجود نخواهد داشت، علم در حال پیشرفت است و انسان دلش می‌خواهد خانه با نماها و کارکردهای مختلف را تجربه کند پس نباید فقط تعصب داشته باشیم که اینجا ایران است.

حکم‌آبادی، یکی از بانوان حاضر در نشست بود که عنوان کرد: درست است که ایران با دنیا در ارتباط بود اما آن‌ها فقط از جاده ابریشم عبور می‌کردند و در مرز مشخصی تأثیر می‌گرفتند، اما امروزه ما با استفاده از ابزارهایی مانند تلویزیون، فضای مجازی و .. می‌توانیم مستقیم ببینیم و با فرهنگ کشورهای خارجی آشنا شویم. انسان به دنبال احساس بهتر داشتن است، و هر منطقه براساس اقلیم، خانه بنا می‌کردند و در واقع احساس، مشخص کننده نوع ساخت خانه بوده، به عنوان یک انسان بهترین‌ها را می‌خواهم و احساساتم برای تجربه کردن در حال گسترش است. اگر بخواهم به ١٠٠سال پیش بازگردم و در همان خانه‎‌ها زندگی کنم، احساس خفگی می‌کنم به نظر من این تعصب بر معماری ایرانی و اینکه مدام بگوییم چرا از آن دور شدیم، خوب نیست. به نظر من صدسال دیگر هیچ اسمی به نام تمدن وجود نخواهد داشت، علم در حال پیشرفت است و انسان دلش می‌خواهد خانه با نماها و کارکردهای مختلف را تجربه کند پس نباید فقط تعصب داشته باشیم که اینجا ایران است، انسان نیاز دارد که احساس خوب داشته باشد.

چین تمدن خود را بهتر از ما حفظ کرده اما در ایران تنها در بعضی از مکان‌های خاص می‌توانید این تمدن را ببینید.

گلکار در واکنش به صحبت‌های حکم‌آبادی ضمن اشاره به اینکه تنها ایران از معماری اصیل خود دور شده است، ابراز کرد: همیشه چند تمدن بزرگ مانند ایران، هند، مصر و … داشتیم، مصر را از بین بردند و الان هیچ آدم مصری به صورت خالص وجود ندارد. تمدن‌ها در طول تاریخ از بین رفتنی نیستند، اگر آن احساس نیاز به تمدن آسیب بزند خوب نیست، حس خوبی که از او صحبت می‌کنیم به وجود آوردنی است؛ به عنوان مثال تبلیغات به نوبه خود تأثیر دارد و وقتی از تلویزیون برج الیزه را تماشا می‌کنید، مسلما دل آنجا را می‌خواهد که این امر یک اتفاق اقتصادی است و این مسیر را بشر طی کرده و جایی در رابطه با تمدن‌ها منقطع شده و بیشتر ازهمه برای ایران اینگونه بوده، شما وقتی چین می‌روید کاملا تمدنش را می‌بینید و بهتر از ما آن را حفظ کردند ولی در ایران تنها در بعضی از مکان‌های خاص می‌توانید تمدن را ببینید.

این مهندس معمار مشهدی در پاسخ به این سؤال که آیا با مدرن سازی ومدرن بودن مخالف هستید؟، ابراز کرد: کلمه مدرن از یک اتفاق صدساله اروپایی می‌آید که مدرنیزاسیون است، همه آدم‌ها تغییر کردند و بعد معماریشان تغییر یافت، پس معماری یک هنر عقب افتاده است. مطمئنم هرکس اگر امکانش را داشته باشد به تمدن خود بازمی‌گردد، مدرنیزه برای ما نیست برای کسانی است که آن را به وجود آورده‌اند، درمورد معماری اتفاق بدی در حال رخ دادن است که نه تمدن خود را به طور کامل می‌شناسیم و نه شناختی در خصوص معماری مدرن داریم؛ من نمی‌گویم کدام بهتر است بلکه معتقدم حداقل باید خالص باشیم، در طول تاریخ این اتفاق تأثیرگذار بوده و همه ما آدم‌های غربی هستیم. آمریکا در زمان قدیم شروع به جهانی کردن تمدن خود کرد در صورتی که یک حکومت خیلی کوچک بود و آنچه که ما امروز به آن مدرن می‌گوییم، ادامه همان تمدن کوچک زمان‌های گذشته خودشان است، یعنی معماری مدرن پاسخ اروپایی‌ها به نیاز زندگی‌شان بود. ما هم می‌توانستیم با در نظر گرفتن نیاز انسان جدید معماری ایرانی خود را ادامه بدهیم.

من احساس می‌کنم فکر کردن به تمدن و معماری ایرانی، ما را دوباره به یکسان سازی می‌رساند و در حقیقت ما دنبال این هستیم که جلوی تمامی گفتمان‌ها و نظرها را بگیریم که تمدن معماری ایرانی حفظ شود.

محولاتیان در ادامه تشریح کرد: به عقیده گلکار احترام می‌گذارم اما احساس می‌کنم در آن حس  ناسیونالیستی است که اگر ادامه پیدا کند می‌تواند تخریب‌گر باشد، در واقع وقتی ما از زیبایی معماری صحبت می‌کنیم، معماری ما یک زیبایی آوایی دارد، نوع معماری که ما با آن آشنا هستیم و آن معماری آیینی و مذهبی که می‌گوییم بر روی ما تأثیرگذار است. آیا مدل طراحی معماری هدفش این تأثیرگذاری بوده است؟ اصلا من به عنوان یک انسان می‌خواهم نوع معماری که برای خانه‌ام داشته باشم، معماری اقلیمی باشد. من احساس می‌کنم فکر کردن به تمدن و معماری ایرانی، ما را دوباره به یکسان سازی می‌رساند و در حقیقت ما دنبال این هستیم که جلوی تمامی گفتمان‌ها و نظرها را بگیریم که تمدن معماری ایرانی حفظ شود.

وی با بیان اینکه حضور در خانه‌های سبک قدیم مانند خانه داروغه به ما حس خوبی می‌دهد، اما احساس نوستالژی در فرهنگ‌ها و کشورهایی وجود دارد که امیدی به آینده و اکنون خود ندارند، تصریح کرد: وقتی به اکنون و آینده خود امید ندارید احساس می‌کنید گذشته اتفاق بهتری بوده و حس می‌کنید در گذشته چیزی است که از اتفاقات حال بهتر است؛ مثلا در دوران استبداد محمدرضا شاه، ساواک به بدترین شکل اعدام و شکنجه می‌داد اما به دلیل اینکه انسان‌های اکنون در شرایط بدی هستند می‌گویند آن زمان بهتر بود، یعنی اگر نسبت به گذشته نوستالژیک داریم به علت احساس بدی هست که اکنون داریم پس صحبت از تمدن آن طور که گلکار می‌گوید نوعی یکسان سازی است.

گلکار در واکنش به صحبت‌های محولاتیان عنوان کرد: فکر می‌کنم شما از صبحت‌های من در خصوص تمدن به چشم تعصب برداشت کرده‌اید، کلاً در خصوص هر چیزی که تعصب داشته باشیم، بد است اما حرف‌های من واقع‌بینی است. شهرهای تاریخی ایران منوط به گذشته نیستند چون معماری ایران همیشه در حال به‌روز شدن است و همیشه هم همین مسیر را طی کرده؛ مثلا گنبد شیخ لطف‌الله در میدان نقش جهان اصفهان به‌روزترین گنبد زمان خود در جهان بوده، چون به جای هشت‌ دهانه ۱۶ دهانه روی آن وجود دارد. یکی از ویژگی‌های معماری ایرانی همین‌ است که به طور دائم به‌روز شده، به کم زندگی قانع نشویم وقتی می‌توانیم فضای زندگی داشته باشیم که به لحاظ علم پیشرفته نباشد ما به آن علم بسنده نکنیم. معماری که در مرزهای ایران بوده برای بهتر زندگی کردن ما به وجود آمده اما همان هم صرفا خالص خالص نبوده و از مکان‌های دیگر برگرفته شده، معماری ایران را به خوبی بشناسیم.

محولاتیان در ادامه عنوان کرد: سؤال این است که یکسان سازی به چه چیزی منجر می‌شود؟ بنایی مانند گنبد شیخ لطف‌الله در یک دوره زندگی نیازی بوده و براساس نیاز بنا ساخته شده؛ یعنی ما بر اساس نیازهایمان  یک سری ابزارها را تولید می‌کنیم. نیاز تخیلی مسئله زیبایی را به معماری اضافه کرد. وقتی ما از معماری ایرانی صحبت می‌کنیم یعنی می‌خواهیم جلوی هرگونه تغییر را بگیریم و بگوییم دیگر معماری غربی حق ندارد وارد شود. آیا خانه‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم تکامل یافته است؟ تکامل یک روند اجتماعی است که می‌تواند مثبت نباشد و سوژه‌ها می‌تواند روی آن تأثیر بگذارد بحث من اخلاقی نیست بلکه یک روند در حال حرکت است.

منتقد گروه تئاتر اگزیت با بیان اینکه اگر ما معماری را روبنایی از اجتماع بدانیم و به عنوان یک هنرمند نگاه کنیم آیا زیربناها و مناسبات تولیدی آن را به اینجا نکشانده؟، تشریح کرد: آیا امپریالیسم به عنوان یک سرمایه داری جهانی که روی همه دنیا تأثیر می‌گذارد، روی این چیزها هم تأثیر می‌گذارد؟ به عنوان مثال می‌توان از شخصی که در برج باران زندگی می‌کند بخواهیم در خانه سنتی زندگی کند؟ خیر! چون آن نیازهایی که این آدم با آن‌ها شکل گرفته، دیگر اجازه نمی‌دهد که داخل چنین خانه‌ای زندگی کند، به عنوان مثال یک شخص ایرانی هم به عنوان یک معمار به سمت غرب می‌رود از معماری زاها حدید تأثیر می‌پذیرد و یا می‌گوید من این معماری را دوست دارم و آن را خلق می‌کند، ما این معماری را ایرانی می‌نامیم یا غربی؟ چه اهمیتی دارد وقتی من آن نیاز را دیدم و آن را خلق کرده‌ام. زمانی که از یکسان‌سازی صحبت می‌کنیم خطر حرکت به سمت فاشیست را داریم. مناسبات تولیدی یکسری روبناها را به وجود می‌آورد. معماری در حوزه هنر روبنا است و مناسبات تولید این نوع معماری را رقم می‌زند، این مناسبات نیاز افراد را هم شکل می‌دهد، مناسبات تولید نیازها را در شخص به وجود می‌آورد اما لزوماً نیازهای شخص را برطرف نمی‌کند زیرا میزان برآورده شدن نیازهای شخص به ارتباط شخص با آن مناسبات تولید دارد، یعنی شخص چقدر به آن مناسبات تولید تسلط دارد و چقدر مالکیت خصوصی، ابزار و سرمایه در توان شخص است؛ به عنوان مثال ما در خانواده کارگر می‌بینیم که نیازهای اولیه آن‌ها برآورده نمی‌شود. در یک خانه مراکشی تمام خطوط تمدن رعایت شده اما در مقابل جکوزی و استخر دارد، این نوع معماری، معماری پست مدرن است، یعنی ترکیبی از مدرنیته و سنت.

محولاتیان با بیان اینکه چارلز جیمز در خصوص معماری پست مدرن می‌گوید ما ترکیبی از سنت و مدرنیته داریم، تصریح کرد: ما غربت مدرن را داریم و در عین حال می‌خواهیم یک حس نوستالژی هم داشته باشیم، برای آن که یک احساس خوب را در ما به وجود آورد. مسئله این است که ما می‌خواهیم یک چیز سنتی را برای بازگشت به نوستالژی که از دستش داده‌ایم و حال به آن غبطه می‌خوریم را حفظ کنیم. در عین حال مناسبات تولید و زیربناهای اقتصادی نوعی نیازها را در ما به وجود آورده که ما با توجه به آن‌ها به دنبال امکانات می‌رویم یعنی ما یک شکل زیباشناختی که به آن علاقه‌ داشتیم خلق کردیم، مناسبات تولید و زیربناهای اقتصادی نوع روبنا را مشخص می‌کند و تأثیر می‌گذارد و بالعکس. معماری به عنوان یک هنر کاربردی که نیازهای افراد را برآورده می‌کند تحت تأثیر این زیربنای اقتصادی و مناسبات است، اگر بخواهیم کنترل شود باید یکسان سازی کنیم. معماری مانند زبان نوشتار است. زبان نوشتار به شدت نسبت به تغییر مقاومت دارد چون در جایی ثبت شده و تبدیل به اصل می‌شود، معماری چون ثابت و استاتیک است در مقابل تغییر مقاومت دارد. باید در نظر بگیریم که یکسری چیزها از صنعت اروپا برای ما وارد شده به عنوان مثال خانه‌های گنبدی شکل کاشان برای آن بوده که به عنوان تهویه استفاده شود اما اکنون که کولرگازی وارد شده، دیگر به آن معماری نیازی نداریم.

مسیری که معماری اروپایی رفت و مدرن نام گرفت ما هم می‌توانستیم پیش ببریم. تا دوره پهلوی این مسیر را رفتیم و از آن موقع به بعد هیچ حرکتی نداشت. تمام تلاش دانشگاه‌ها روی همین امر است که دانشجویان را به سمت معماری تمدن ایران سوق دهد.

گلکار با بیان اینکه مسیری که معماری اروپایی رفت و مدرن نام گرفت ما هم می‌توانستیم پیش ببریم، ابراز کرد: تا دوره پهلوی این مسیر را رفتیم و از آن موقع به بعد هیچ حرکتی نداشت، معماری، روبنای اجتماع است و نمی‌توان آن را به زور به سمتی برد. تمام تلاش دانشگاه‌ها روی همین امر است که دانشجویان را به سمت معماری تمدن ایران سوق دهد.

انتهای پیام/ ۱۰۰۴


برچسب ها :
ارسال دیدگاه

بایگانی اخبار