» .مشروح خبر » مشروح خبر | از «کور بوف» تا «چهار قطره خون»/ پیوند عاطفی یک شاعر با صادق هدایت

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۲۴ - ۱۷:۵۰

 کد خبر: 8844

مشروح خبر | از «کور بوف» تا «چهار قطره خون»/ پیوند عاطفی یک شاعر با صادق هدایت

گروه فرهنگ و هنر ـ شاعر و ترانه‌سرای معاصر گفت: بهانه نوشتن شعر چهار قطره خون، ارتباط بی‌نظیری است که در من تبدیل به عقده شده بود. مطالعه کتاب سه قطره خون صادق هدایت در سال‌های خیلی دور و قدیم، در من گرهی ایجاد کرد و پس از آن، پیوند عاطفی بین آثار من و هدایت بود.

مشروح خبر | از «کور بوف» تا «چهار قطره خون»/ پیوند عاطفی یک شاعر با صادق هدایت

علیرضا آذر، شاعر و ترانه‌سرای معاصر، درباره تاثیرپذیری آثارش و آثار صادق هدایت و همچنین جو فرهنگی _ هنری جامعه در قیاس با گذشته، با آتی نیوز به گفت‌وگو نشست.

آتی نیوز: وجه‌تسمیه عنوان کتاب شما چیست؟ و اینکه کتاب «سه قطره خون» صادق هدایت چه مقدار در این اثر تاثیر داشته است؟

بهانه نوشتن شعر چهار قطره خون، ارتباط بی‌نظیری است که در من تبدیل به عقده شده بود. مطالعه کتاب سه قطره خون صادق هدایت در سال‌های خیلی دور و قدیم، در من گرهی ایجاد کرد و پس از آن، پیوند عاطفی بین آثار من و هدایت بود؛ (هرچند) ممکن است به‌نوعی تفکر ما باهم نخواند. من آدمی هستم که ساختارها و چارچوب ذهنی همراه با اعتقادات خاص خود را دارم و هدایت آدمی یله و رها نسبت به همه‌چیز است. بدون در نظر گرفتن ژانرش، در خودم وجه اشتراکی در ادبیاتی که او استفاده می‌کرد می‌دیدم و احساس می‌کردم شاید با بعضی از سیناپس‌های عصبی که بین من و هدایت در جریان باشد، برخوردهای اندکی دارم.

چهار قطره خون، ماجرای چهار برخورد و چهار وجه یک عشق نسبت به فردی است که چهار غزل شد و هرکدام این‌ها منجر به اتفاقی می‌شود. در کتاب سه قطره خون صادق هدایت که زیر درختی از گلوی پرنده‌ای سه قطره خون می‌چکد و بعد به همه داستان تعمیم داده می‌شود، نیز تقریباً همین اتفاق افتاد. چون بهانه کرده بودم، تصویری خیالی درست کردم که فردی سفر می‌رود و کتاب سه قطره خون هدایت را به او هدیه می‌دهم و این در شعر هست: «کتاب جیبی صادق، سه قطره خون که یادت هست». آن کتاب در این سفر همراه وی بوده و من از وجه‌تسمیه‌اش استفاده کرده و می‌گویم حالا چهار قطره خون مرا گوش کن.

آتی نیوز: چه مقدار از نظر ایدئولوژیک با صادق هدایت نزدیک هستید؟

اصولاً نمی‌شود به این شکل حساب کرد؛ صادق هدایت، داستان‌نویسی با ایدئولوژی خاص است و از قشر شاید مرفه جامعه بود که نوع نگرشی (متفاوت با من) نسبت به جهان داشت. در یک سن و سالی خیلی با صادق هم‌راستا بودم. زمانی که طوفان و جو نگارش تازه به سراغ من آمده بود و به‌عنوان پدیده جذابی به آن نگاه می‌کردم، ژانری که هدایت پیش‌ گرفته بود، را پیش گرفتم. بعضاً به‌صورت تلمیحی استفاده‌های زیادی از کارهای هدایت کرده بودم، مثل «بوف کور» که من به دلایلی کتاب «کور بوف» را نوشتم. اصولاً ردپای هدایت در آثار من زیاد وجود دارد، ولی الآن اگر بخواهم راجع به خودم چیزی را اقرار کنم می‌بینم من اشتراکات عاطفی با او دارم، اما اشتراکات ایدئولوژیک خیر، یا حداقل در قسمتی از زندگی، آنجا که ایشان به‌عنوان بحران بی‌هویتی بشر اشاره می‌کند، من هنوز دچار آن بحران بی‌هویتی نشده‌ام.

آتی نیوز: نظرتان در مورد جو فرهنگی _ هنری جامعه در قیاس با گذشته چیست؟ و اینکه از نظر کلیت و کیفیت، شعر در مشهد در مقایسه با دیگر شهرستان‌ها در چه سطحی است؟

فضای شعر و ادبیات یک سرزمین، دهه به دهه خود را تصفیه می‌کند، یعنی به شکلی است که دانه ‌درشت‌ها می‌مانند و افرادی که فقط تلاش‌هایی کردند یا هدف غایی‌شان چیزی غیر از خود ادبیات بوده است، کم‌کم از سوراخ‌های این الک می‌ریزند؛ ما نمی‌توانیم کلاً، مشت را نمونه خروار ببینیم.

در دهه ۷۰، شهری مثل کرج داشتیم که به‌جاهای مختلف کشور شاعر صادر می‌کرد، واقعاً هم پر بیراه نیست. به دلیل موقعیت جغرافیایی که کرج در ایران دارد، بین یک سری شاهراه است؛ یعنی شما برای حوزه ارتباطی‌تان به شمال، شرق و غرب کشور، ازآنجا عبور می‌کنید. خیلی هم مهاجر داشت، به طبع، لابه‌لای این مهاجرها شاعر هم بودند و بعضاً شاعران بزرگی چون زنده‌یاد حسین منزوی یا علی باباچاهی بودند که هنوز هم در کرج سکونت دارند. اما این پدیده فقط در مورد کرج اتفاق می‌افتاد و ما در استان‌های دیگر چنین چیزی را نمی‌توانستیم ببینیم و استان‌ها و شهرهای دیگر به فراخور حالی که کشور متأثر از آن بود، تغییر می‌کردند.

اگر بخواهیم نسل امروز را مورد بررسی قرار دهیم، به آینده شعر ایران بسیار امیدوارم و به نظرم، اصلاً بیراه نرفته‌ایم. تنها سرعتمان نسبت به دهه‌های پیشین کندتر شده است، مثلاً ما در دهه‌ ۷۰ حرکتی انفجاری در زمینه ادبیات داشتیم و شاعران زیادی معرفی شدند و اتفاقات زیادی افتاد، اما در دهه ۸۰ این روند کندتر شده و در دهه ۹۰ مقداری جان گرفته است.

در کارگاه‌های خود من در این شهر، سعی می‌کردم صفرتا صد یک هنرجو را در نظر بگیرم، یعنی آدم‌هایی سر کلاس بیایند که چیزی از شعر نمی‌دانند و فقط به‌عنوان یک علاقه‌مندی است. قطعاً وقتی تعدادی علاقه‌مند سر کلاس داشته باشید، نمی‌توانید بینشان قضاوت کنید که سطح ادبیاتشان چقدر است، ولی به‌ مرور زمان وقتی بچه‌ها چند ترم کار کرده و رشد کردند، آنالیز و بررسی کردیم و دیدیم استعدادها عجیب ‌و غریب است. مشهد، افراد فوق‌العاده مستعد زیادی در زمینه هنر دارد و اصولاً شهر هنرپروری به نظر می‌رسد.

آتی نیوز: ایده‌های نویسندگی را از کجا الهام می‌گیرید؟

اصولاً پدیده شاعر را به دودسته تقسیم می‌کنم، شاعرانی که دگرنویسی کرده و شاعرانی که خویشتن‌نویسی می‌کنند. دگر نویسی یعنی فرض بفرمایید زندگی شما برای من خیلی مهم می‌شود و از نگاه شما با آنچه از شما متصور هستم شعری می‌نویسم، اما شاعری که از خویشتن خویش می‌نویسد باید به رعایت صداقت، به مخاطب خیلی توجه کند؛ یعنی چیزی را بنویسد که قطعاً تجربه‌اش کرده است.

با در نظر نگرفتن ایده که بحث فوق‌العاده مفصلی است و حوصله می‌طلبد، به‌جرئت می‌توانم بگویم نوشته‌های من ۹۹.۹۹ درصد آن چیزی بوده است که من زیست و تجربه‌اش کردم، یعنی اگر از فقر نوشتم؛ به‌تمام‌معنا لمسش کردم. شاید الآن روزگار کمک کرده و خدا موهبتی داشته است، حداقل به‌صورت نسبی دستم به دهان خودم می‌رسد، ولی در دوره بسیار مهمی از زندگی خودم درگیر فقر شدید بودیم. اگر در مورد عدم امنیت حرف می‌زنم در دوره جنگ این را تجربه کردم که وضع بسیار خراب بود. همین‌طور اگر از عشق، ترس از مرگ و معمای مرگ می‌نویسم، تمام این‌ها دغدغه‌های من در دوره‌های مختلف بوده که بر من مستولی و چیره بوده‌اند.

آتی نیوز: اگر کسی بخواهد نویسندگی یا شاعری را آغاز کند اولین گامی که به او توصیه می‌کنید چیست؟

باید اول خودش را بیازماید، به این شکل است که ببیند اولاً به‌عنوان یک انسان چند درصد نسبت به هنر علاقه‌مند است و اشتیاق دارد. آیا فقط خودش را یک علاقه‌مند می‌داند، یا اینکه خود را علاقه‌مند مستعد می‌داند.

شما اگر مهدکودکی تشریف ببرید یک عده بچه‌های ۵-۶ ساله دورهم جمع شده‌اند. نوع بازی کردن بچه‌ها که یکی با خاک‌ها و دیگری با درخت‌ها بازی می‌کند مشخص‌کننده علاقه‌مندی و فطرت آن‌ها به شغل آینده‌شان است. آنکه با خاک‌بازی می‌کند احتمالاً به سمت مهندسی، معماری می‌تواند گرایش داشته باشد و دیگری با پدیده‌های کشاورزی می‌تواند درگیر باشد. آدمی که فقط یک علاقه‌مند نیست، بلکه مستعد است. همان کاری که من در دوران کودکی کردم را انجام می‌دهد، تمام حاشیه‌های کتاب‌ها را از جملات موزون پر می‌کند، بااینکه نمی‌داند چه‌کار می‌کند و فقط می‌نویسد. بعد از تشخیص اینکه به‌عنوان یک هنردوست، مستعد هنر هم هستم، در پی پرورش آن برمی‌آید. اکنون مثل دهه‌های پیشین نیست که کلاس و امکانات برای پرورش استعدادها وجود نداشته باشد؛ دوستان بزرگوار زیادی هستند و با اندک هزینه‌ای می‌توانند کمک کرده و این افراد، تربیت نسبی داشته باشند تا بعد که وارد جرگه نویسندگان شد، احیاناً مورد اقبال عموم قرار بگیرند. به‌هرحال خیلی چیزها در اینکه حتی فردی به دنیای شعر ورود کند وجود دارد.

آتی نیوز: چند اثر شما توسط خوانندگان خوانده‌ شده است؟ بین آن‌ها کدام بیشتر به دل خودتان نشسته و دوستش داشته‌اید؟

من اصلاً اثر غیرمجاز ندارم، یکی از ترانه‌هایم را نبی‌زاده خوانده است که طفلک آن بنده خدا در هیچ دسته‌ای قرار نمی‌گیرد، نه مجاز و نه غیرمجاز. با کارهای تاجیک خیلی موافق بودم، خوب کار کرده بود. یکی دو کارم را نیز امیر عظیمی خوانده بود و کاری هم با آقای اصفهانی داشتیم. این‌ها جزو علاقه‌مندی‌های من است، ولی فکر می‌کنم کار ستایش امیرعباس و بمب جنون را بیشتر دوست داشته باشم.

آتی نیوز: در کل، وقتی شعر شما به‌صورت آهنگ درمی‌آید و خوانده می‌شود چه احساسی دارید؟

چه کسی هست که بدش بیاید، هر نویسنده‌ای وقتی شعرش را از حنجره کس دیگری، تنظیم‌شده ببیند لذت می‌برد، مگر اینکه طرف آن شعر را له‌ولورده کرده باشد که اتفاقاً من در برهه‌ای داشتم، غم نان باعث ‌و بانی شد که یکی از آثارم را به کسی بدهم که هزینه هنگفتی بابت آن شعر می‌خواست بکند و ما هم از پولش استفاده کردیم، اما شعر را لت‌وپار کرد، خدا را شکر هیچ‌کس نشنید و گذشت.

انتهای پیام/


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , ,
ارسال دیدگاه