» .مشروح خبر » مشروح خبر | مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد/ نمی‌دانم در شورا چه کنم!

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۱۵ - ۱۵:۲۲

 کد خبر: 7760

شهناز رمارم:

مشروح خبر | مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد/ نمی‌دانم در شورا چه کنم!

گروه سیاست ـ عضو شورای شهر مشهد گفت: مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد. پل و جاده ساختن را همه شهردارها انجام می‌دهند، تفاوت ما در عرصه فرهنگ و نوع نگاه ما به عرصه شهری است. از ما تغییر دیگ شله که نمی‌خواستند. در حال حاضر واقعا دچار پارادوکس شده‌ام و در ادامه حضور در شورا مانده‌ام چه بکنم.

مشروح خبر | مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد/ نمی‌دانم در شورا چه کنم!

به گزارش آتی نیوز، نشست عیدانه اصلاح‌طلبان مشهد به همت حزب اعتماد مشهد در دارالجواد واقع در کوچه ناظر برگزار شد.

مهدی عبایی: اگر فردی قدیمی مانند بهزاد نبوی بخواهد وارد انتخابات شود، باید با جوانی رقابت کند که جبهه و جنگ و انقلاب را ندیده است و از اسلام فقط یک ریش دراز دارد. آیت‌الله جوادی آملی نیز تعبیری دارد و گفته است که جمهوری اسلامی ۶۰ میلیون جنگجو تربیت کرده است که همه با هم سر جنگ دارند.

در این مراسم، مهدی عبایی، مسئول حزب اتحاد ملت در خراسان رضوی در ابتدای سخنان خود گفت: آقای اباذری تعبیری را درباره رقابت در کشور دارد و آن این است که در کشور ما یک پیرزن ۶۰ ساله با یک دختر ۱۸ ساله رقابت کند تا بتواند همسر خودش را حفظ کند. حال در اقتصاد و صنعت افرادی باسابقه مانند آقای عالی‌نسب باید با افرادی ۲۵ ساله و جوان و آقازاده و رانت‌خوار رقابت کند که با پول آمده است تا همه‌چیز را تصاحب کند. در انتخابات نیز همین‌گونه است. اگر فردی قدیمی مانند بهزاد نبوی بخواهد وارد انتخابات شود، باید با جوانی رقابت کند که جبهه و جنگ و انقلاب را ندیده است و از اسلام فقط یک ریش دراز دارد. آیت‌الله جوادی آملی نیز تعبیری دارد و گفته است که جمهوری اسلامی ۶۰ میلیون جنگجو تربیت کرده است که همه با هم سر جنگ دارند. شاید بشود گفت که مفهوم دموکراسی در کشور ما محدود به همین انتخابات است.

هادی خانیکی: در مشهد کلاً مردم احساس نارضایتی می‌کنند. مثلاً چه قیمت‌ها بالا یا پایین برود در هر صورت مردم ناراضی‌اند. ما جمعی هستیم که دغدغه اسلام و ایران را داریم.

هادی خانیکی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در این جلسه گفت: باید به این فکر کنیم که در ابتدا باید چکار کرد و این وضع موجود چگونه بهتر می‌شود. مانند آن داستان کشیش اروپایی که در زمان مرگ گفت من ابتدا می‌خواستم جهان را عوض کنم، بعد به تغییر کشور بسنده کردم، سپس شهر، خانواده و در انتها به تغییر خودم بسنده کردم، حال نظر من این است که باید برای تغییر از خودمان شروع کنیم. در مشهد کلاً مردم احساس نارضایتی می‌کنند. مثلاً چه قیمت‌ها بالا یا پایین برود در هر صورت مردم ناراضی‌اند. ما جمعی هستیم که دغدغه اسلام و ایران را داریم. اگر به آرم‌های دانشجویی در زمان ابتدای انقلاب توجه کنید خواهید دید که آن‌ها شکل کهکشان بودند و حتی از کره زمین نیز فراتر رفته بودند، این پیرو همان تعبیر کشیش است. اگر به همین حوادث سیل نگاهی بیندازیم، ممکن است تصور شود که مجمع‌الجزایر بدبختی‌ها کشوری هست به نام ایران و همچنین کسانی بر آن‌ها حکومت می‌کنند که از همه آن‌ها کمتر می‌فهمند. چرا که نسبت به هشدارهای هواشناسی که از اول فروردین گفته شده بود بی‌توجه بودند. سوسن شریعتی در مراسم یادبود مادرش خاطره‌ای را تعریف کرد و گفت: هر زمان از مادرمان درخواستی داشتیم و در توانش نبود او نیز به ما می‌گفت که من هم شوهرم را می‌خواهم. حال منظور این است که با خواستن چیزی درست نمی‌شود.

ما جامعه مدنی ضعیفی داریم. جامعه مدنی در ایران در حال رشد است. اگر در جامعه گفتگو جان داشته باشد، جامعه مدنی جان پیدا خواهد کرد و اگر جامعه مدنی جان داشته باشد حزب و تحزب جان خواهد گرفت.

خانیکی همچنین گفت: من با دو طیف مختلف سیاسی که در هر دو جناح تندرو بودند، برخورد داشتم مثلاً یک طیف آن‌ها با سیانور و اسلحه(احتمالاً منافقین) بودند. در سیاست امروز نیازمند گفتگو و صحبت هستیم. اتفاقاً آقای مسعود پدرام نشریه‌ای را چاپ می‌کند تحت عنوان گویه که در رابطه با گفتگو و صحبت است. در واقع عملیاتی کردن گفتگو در سیاست است و رشد شنیدن و تحمل شنیدن در عالم سیاست. همچنین باید به‌جایی برسیم که بتوانیم دیگری را بپذیریم. متأسفانه ما در ابعاد نظری و عملی گفتگو ضعف داریم. ما جامعه مدنی ضعیفی داریم. به نظرم جامعه مدنی در ایران در حال رشد است. اگر در جامعه گفتگو جان داشته باشد جامعه مدنی جان پیدا خواهد کرد، همچنین اگر جامعه مدنی جان داشته باشد حزب و تحزب جان خواهد گرفت.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: مسئله حزبی را باید جدی بگیریم یعنی اگر کنشگری حزبی را خوب انجام بدهیم و به قواعد آن تن بدهیم، می‌توانیم بگوییم یک قدم جامعه مدنی را تقویت کرده‌ایم. مشکل دیگری که در جامعه ما وجود دارد، کاهش سرمایه‌ اجتماعی است. از کاهش سرمایه اجتماعی نیز زوال همبستگی در خواهد آمد. سرمایه اجتماعی نسبت به موج دوم خود یعنی در سال ۹۴ خیلی کاهش پیدا کرده است. میزان اعتماد، مشارکت، امید به آینده و همبستگی در سطوح مختلف کشور خیلی کاهش پیدا کرده است. متأسفانه در ایران اعتماد به احزاب خیلی پایین است و بنگاه‌های معاملات جزو کم اعتمادترین مصادیق بی‌اعتمادی در ایران است. از نظر بی‌اعتمادی در بین مشاغل مختلف، بعد از بنگاه‌دارها، نمایندگان مجلس قرار دارند. پس از آن‌ها نیز در میان نهادها، احزاب و افراد سیاسی قرار دارند. باید در کار حزبی کاری انجام دهیم که سطح اعتماد جامعه را بالا ببریم. وقتی سطح اعتماد را بالا بردیم، طبیعتاً می‌توانیم روی انتخابات و نتایج آن هم حساب کنیم.

یکی از حاضران: اگر این نقد عمومیت پیدا کرد و تبدیل به نق شد، شرایط بدی را فراهم می‌کند، شرایطی که امروز بدان گرفتار شده‌ایم. در سال ۹۲ و ۹۴ با یک تکرار می‌کنم آقای خاتمی، موجی در جامعه راه افتاد که تقریباً غیر‌قابل باور و قبول برای خیلی از کنشگران کشور بود.

یکی از حاضران در جلسه نیز گفت: یکی از مشکلات جامعه ما در کشور ناامیدی است. امروز در جامعه اگر نقادی به‌عنوان چاشنی مطرح شود، می‌تواند مطلوب باشد. ما باید در جامعه کسانی را داشته باشیم که با نقد خودشان چرخ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را دامن بزنند. اگر این نقد عمومیت پیدا کرد و تبدیل به نق شد، شرایط بدی را فراهم می‌کند، شرایطی که امروز بدان گرفتار شده‌ایم. در سال ۹۲ و ۹۴ با یک تکرار می‌کنم آقای خاتمی موجی در جامعه راه افتاد که تقریباً غیر‌قابل باور و قبول برای خیلی از کنشگران کشور بود. برای اینکه امید را در جامعه به وجود بیاوریم لازم است که بحث انسجام را در جامعه در دستور قرار دهیم. این انسجام نیز با همدلی بین احزاب به‌دست می‌آید. تشکل‌های سیاسی باید از افراد سالم در احزاب استفاده کنند. در انتخابات پایان امسال یا در ۱۴۰۰ ما محکوم به این هستیم که نقدها را ببینیم و نقد درون‌گروهی خود را داشته باشیم، همچنین به گذشته فکر کنیم تا بتواند چراغ راه آینده‌مان باشد.

وی بیان کرد: امروز بخشی از دستگاه‌ها در اختیار اصلاح‌طلبان است. جناح مقابل تصورش این است که ما در دولت نقش پررنگی داریم اما خودمان می‌دانیم که ما اصلاح‌طلبان کمترین تأثیرگذاری را در دولت داریم. خودپایشی را باید در دستور کار انجام دهیم. تصور می‌کنم که این کار را فراموش کرده‌ایم و باید بعد از انتخاب افراد بر روی آن‌ها نظارت داشته باشیم و آن‌ها را کنترل کنیم. نظارت را باید افرادی که مورد وثوق و اعتماد افرادی مانند آقای خاتمی هستند انجام بدهند. در ۴ دهه گذشته که افراد تحصیل‌کرده و اثر‌گذاری در بدنه اصلاح‌طلبی وجود داشته‌اند، نسبت به کنشگری عملیاتی ورود پیدا کرده‌اند، کمتر از نگاه اجرایی توانسته‌ایم مسائل را تجزیه و تحلیل کنیم. باید از تجربه کسانی که کار اجرایی انجام داده‌اند در کنار صاحب‌نظرانی که لیست انتخاباتی را می‌بندند استفاده کرد. وقتی با یک کلمه آقای خاتمی در جامعه موج راه می‌افتد به این نتیجه می‌رسیم که بدنه اجتماعی رشد پیدا کرده است. ما در سازمان‌ها و احزاب کمتر توانسته‌ایم از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم.

کاشفی: امروزه بی‌اعتمادی به اوج خود رسیده است و ما نه تنها به عقب برگشتیم بلکه حتی از گذشته هم حال فعلی ما بدتر است. ما اصلاح‌طلبان هماهنگی و اتحاد نداریم، باید اول خودمان اتحاد داشته باشیم و سپس با اصولگرایان.

در ادامه حسین کاشفی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران گفت: با بررسی‌هایی که انجام شده، اینگونه می‌توان نتیجه گرفت که ما در وضعیت خوبی نیستیم. هرچه زمان به جلوتر می‌رود وضعیت بدتر می‌شود. امروزه بی‌اعتمادی به اوج خود رسیده است و ما نه تنها به عقب برگشتیم بلکه حتی از گذشته هم حال فعلی ما بدتر است و مسئله ما این است که باید چکار کنیم؟ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بیش از حد منفی است. آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟ باید از خودمان شروع کنیم و نباید تقصیرها را گردن یکدیگر بیندازیم. ما اصلاح‌طلبان هماهنگی و اتحاد نداریم، باید اول خودمان اتحاد داشته باشیم و سپس با اصولگرایان. در خانه احزاب چون اعضای اصلاح‌طلب بیشتر بودند و فعال‌تر، رأی بیشتری می‌آوردند. بعد که آن‌طرف می‌آمدند زیر همه‌چیز می‌زدند. در نهایت سه فراکسیون تشکیل شد. سه فراکسیون اصلاح‌طلب، اصولگرا و مستقل. حالا همه احزاب کنار هم می‌نشینند و با هم صحبت می‌کنند در حالی که در گذشته این‌چنین نبود. باید با اصولگرایان، با دولت و حکومت وارد مذاکره بشویم. اگر وارد گفتگو نشویم این وضع در سراشیبی به‌مرور زمان بدتر خواهد شد. در همین شهر مشهد باید کمیته‌های تخصصی تشکیل بدهیم تا برای مسائل شهری بی‌اعتمادی را رفع کنیم. همچنین ارتباط مستمر را با مردم داشته باشیم. باید خودمان را نقد کنیم چرا که همیشه گفتیم می‌خواهیم دیگران انجام بدهند. باید به‌صورت عملیاتی وارد کار بشویم.

ناصر آملی: نمی‌شود کسی خود را اصلاح‌طلب بداند و سپس انگشت در چشم شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان بکند. در حال حاضر هیچ نقطه مشترکی غیر از آقای خاتمی وجود ندارد، اگر کسی این جبهه یعنی اصلاحات را قبول ندارد رسماً کناره‌گیری خودش را از این حزب اعلام کند، نه اینکه برود یک دکان شش نبش باز کند و یک باجی به آقای علم‌الهدی بدهد، یک باجی به جنتی بدهد، سپس اسم خودش را هم بگذارد اصلاح‌طلبی.

در ادامه جلسه ناصر آملی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: آن چیزی که بدان کمتر توجه می‌شود خلط بین بایسته‌ها در سیاست عملی و نظری است. ما آن چیزی که با برهان و دلیل اثبات می‌کنیم را نمی‌توانیم در عمل اجرا کرده و بدان عمل کنیم. شرایط کار عملی اقتضائاتی دارد که گاها آرمان‌های ما درون آن‌ها نمی‌گنجد. خود این مسئله‌ای است که چگونه این خواسته‌ها را در نظر بگیریم و پیش ببریم. متأسفانه جریان مقابل ما این اقتضائات را آن‌قدر صعب‌العبور و خطرناک کرده که یا باید در عالم سیاست از خودمان خلع هویت کنیم و تبدیل به بازیچه‌های قدرت مسلط بشویم یا خودمان را به در و دیوار این قدرت سفاک بزنیم. در طول این چند دهه وضع همین بوده است. ما در سال ۷۶ با آقای خاتمی شروع کردیم سپس در سال ۸۴، آرمان‌گرایی بخشی از جنبش آرمان‌گرایی رادیکالیسم را آغاز کرد که در نتیجه ما آسیب خوردیم. در نتیجه آن دوره سیاه ۸ ساله پدید آمد. یک گام عقب رفتیم، به چهره‌ای رسیدیم (میرحسین موسوی) که یکی از پاک‌ترین افراد در سیاست عملی ایران بود، ایشان اسطوره پاکی بود که به ایشان بسنده کردیم درحالی‌که آقای خاتمی کاندید شده بود. پس از آن در سال ۹۲ به آقای هاشمی که کلی با وی مشکل داشتیم بسنده کردیم البته ایشان تغییراتی کرده بودند. از ایشان یک گام عقب‌تر رفتیم و به آقای روحانی رسیدیم که این وضع ما شد. حال سؤال این است که این عقب رفتن و خلع هویت کردن انتها و سقفی ندارد؟ یعنی آقای روحانی در شرایط عادی غیرممکن بود که به سمتش برویم. ما از سال ۷۶ دستاوردهای خوبی داشتیم اما برای خودمان. اما الان در جامعه آن هسته سخت قدرت را که نقطه مقابل دموکراسی و توسعه‌خواهی در ایران است را نتوانستیم یک قدم هم عقب برانیم. همچنان در چشم ما نگاه می‌کند و به ریش و تیغ ما می‌خندد. طوری به ریش ما می‌خندد که تلقی مردمی که ژله‌ای هستند و ما می‌توانیم آن‌ها را در فرازهای انتخاباتی به سمت خود جذب کنیم، نسبت به ما این است که شماها یک عده از عناصر و مهره‌های بازی هسته سخت هستید که گاهی از شما استفاده می‌کنند گاهی از جریان مقابل شما. این مهم‌ترین سؤالی است که در بین جامعه است. ما در چند ماه آینده برای انتخابات مجلس باید به مخاطب جواب بدهیم. ما در جاهایی که نیروهای خودمان را توانستیم وارد قدرت بکنیم از جمله شوراها محکم می‌ایستیم و دفاع می‌کنیم. عده‌ای برای انتخابات آتی پیشنهاد می‌کنند که کلاً تحریم کنیم، عده‌ای دیگر میگویند که بگوییم ما کلاً نماینده و کاندیدا نداریم، یک عده هم میگویند که برویم با شورای نگهبان وارد مذاکره شویم و افرادی را بی‌خاصیت‌تر از همین نماینده‌های فعلی مجلس را بنام اصلاحات کاندید می‌کنیم. از آن‌طرف ملاحظات امنیتی کشور است، ما در حال حاضر در معرض تهاجمات خارجی هستیم، از آنجا که باور داریم اصلاحات به لحاظ تئوری و تجربه تاریخی تنها راه نجات کشور است، راهی جز اجماع و جبهه واحد وجود ندارد. ما باید روابط خود را در شهرستان‌ها با مرکز کشور تقویت کنیم. به شورایی که آقای خاتمی در رأسش است اطلاعات درست را برسانیم. در واقع این اجماع شکل بگیرد. هرگونه حرکت انفرادی سم مهلک است و باعث می‌شود تا ضعف ما چندین برابر بشود. نمی‌شود کسی خود را اصلاح‌طلب بداند و سپس انگشت در چشم شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان بکند. در حال حاضر هیچ نقطه مشترکی غیر از آقای خاتمی وجود ندارد، اگر کسی این جبهه یعنی اصلاحات را قبول ندارد رسماً کناره‌گیری خودش را از این حزب اعلام کند، نه اینکه برود یک دکان شش نبش باز کند و یک باجی به آقای علم‌الهدی بدهد، یک باجی به جنتی بدهد، سپس اسم خودش را هم بگذارد اصلاح‌طلبی.

در ادامه آقای سحابه نیز گفت: ابتدا باید به‌جای راه‌حل درازمدت به راه کوتاه‌مدت فکر کرد. اینکه از کجا باید شروع کرد باید به ریشه مشکلات فکر کرد. روند معکوس و مهاجرت از روستا به شهر همین‌طور در طول زمان روند افزایشی داشته است و به دلیل چند گزینه از جمله شهرت، قدرت، ثروت و رشد، همچنان این جمعیت و مهاجرت به کلان‌شهرها افزایش دارد. ما در کشور حدود ۱۲ میلیون جمعیت حاشیه‌نشین داریم. ۳۵ میلیون جمعیت شهری به ۸۰ میلیون رسیده و جمعیت روستایی ما همان ۲۲ میلیون نفر است که در گذشته وجود داشته است. اگر از همان ۴۰ سال قبل برنامه می‌داشتیم و به ریشه مشکلات توجه می‌شد، بهتر بود. ما در سال ۹۱ و در سال ۹۷ دو سکته اقتصادی داشتیم و اقتصاددان‌ها معتقدند که سکته بعدی فاصله‌اش کمتر خواهد بود.

وی در ادامه افزود: آن‌هایی که در حال پیچیدن نسخه هستند همان‌هایی هستند که این شرایط را به‌وجود آوردند. ما دارای ۵/۴ میلیون نفر فارغ‌التحصیل داریم که با مشکلات مردم درگیرند، لذا باید از نظرات آن‌ها استفاده کنیم. مشکل ما مشکل شهر خاصی نیست بلکه مشکل ملی داریم مانند کاهش ارزش پول ملی. یک مدیر کاردان می‌تواند موفق باشد یا مثلاً انتخاب یک شهردار خوب می‌تواند مشکلات را برطرف کند. باید به جوانان اعتماد کرد و از تجربه ‌بزرگان نیز استفاده کرد تا به یک اجماع در اصلاح‌طلبان برسیم. شاید بتوانیم امسال یک مجلس قدرتمند‌تری را تدارک ببینیم. به نظرم این صحبت که جامعه ایرانی دیگر بریده است و ناامید است حرف درستی نیست، به نظرم اگر راه‌حل و راهکاری برای برون‌رفت از مشکلات وجود داشته باشد همین مردم حاضر هستند از جانشان مایه گذاشته تا با آرمان و اهداف خود و روزهای خوشی برسند. همین جوان‌هایی که تصور می‌شود دیگر بریدند و یا به همه چی پشت کردند می‌آیند و به ما کمک خواهند کرد.

محمدرضا حیدری: بیشتر کنش‌های سیاسی هم جنبه منفعت‌طلبانه پیدا کرده است و هم فردی. کنش جمعی و مبتنی بر عقل جمعی خیلی کم است. ما که در شورا با تلاش شما دوستان رسیدیم به عینه این را درک می‌کنیم. اگر مدیریت شهری مورد نقد قرار می‌گیرد نقد فردی است.

در ادامه محمدرضا حیدری، رئیس شورای شهر مشهد گفت: یکی از کارکردهای معمول حزب این است که کنش‌های فردی را به کنش‌های جمعی تبدیل می‌کند. یعنی اگر فردی، نسبت به شرایط موجود، تحلیلی دارد، آن را در حزب مطرح می‌کند و در نتیجه بر اساس تصمیم حزب عمل می‌کند. بیشتر کنش‌های سیاسی هم جنبه منفعت‌طلبانه پیدا کرده است و هم فردی. کنش جمعی و مبتنی بر عقل جمعی خیلی کم است. ما که در شورا با تلاش شما دوستان رسیدیم به عینه این را درک می‌کنیم. اگر مدیریت شهری مورد نقد قرار می‌گیرد نقد فردی است. در مواجهات روزمره ۹۰ درصد متغیرات فردگرایانه است. ابتدا باید در این حوزه تجدید‌نظر کنیم. در سطح راهبردها و استراتژی‌ها نیز ایده خاصی نداریم. مدیریت شهری بین یک لایه سخت و یک لایه نرم قدرت قرار گرفته است. حال سؤال این است که این مدیریت چگونه باید عمل کند؟ آیا باید با لایه سخت وارد تعامل شود، این رابطه باید یک رابطه دوسویه باشد. این جبهه درونی را باید هماهنگ و متحد کرد که این قدم اول خواهد بود. باید به‌عنوان پارامترهای تأثیرگذار وضعیت منطقه، وضعیت کشور و .. را در نظر گرفت.

در ادامه یکی از خانم‌ها گفت: در ایام عید فرصتی دست داد تا کتاب حکمرانی حزبی را مطالعه کنم، آنجا متوجه شدم که پایه‌های اولیه عمرانی حزبی را نتوانستیم درست بنا کنیم. برای رسیدن به یک جریان یکپارچه‌تر لازم است تا افراد اصیل آن حزب مجدداً گرد هم بیایند. تخصص‌‌گرایی و جوان‌گرایی راهکارهایی برای عبور از این شرایط می‌باشد.

همچنین آقای عظیمی نیز گفت: در این جلسه متوجه شدم که فاصله ما با تهرانی‌ها خیلی زیاد است. در تهران افراد اصلاح‌طلب به‌خاطر نزدیکی با مرکز کشور در شرایط روز قرار دارند، انتظار ما این است که ما مشخص کنیم در حوزه فرهنگی مشکل کجاست؟ اینکه در کجا دچار بحران و در کجا دچار کمبود هستیم. مدیریت عضو حیات‌بخش سازمان است، یعنی بخشی از مشکلات ما برمی‌گردد به نوع مدیریت ما، یا برمی‌گردد به سیستم مدیریت ما. امروز با پدیده‌هایی روبرو هستیم که طبق آمار از ۸۰ تا ۹۰ درصد ظرفیت‌ها استفاده می‌کنند. چقدر از تشکل‌ها در قالب کمیته‌ها استفاده می‌کنیم؟ ما به مدیریت بحران نیازمندیم. در واقع بحران مدیریت به ما ثابت کرد که ما به مدیریت بحران نیازمندیم.

یکی از اعضای جوان حزب و جریان اصلاح‌طلب درباره جوانان گفت: چند وقت پیش در روزنامه متوجه شدم که دوباره حزبی با نام راه ملت اعلام وجود کرد. با خودم فکر کردم که چرا تعداد این احزاب این‌قدر زیاد شده است؟ به نظرم این تکثر و ازدیاد احزاب به‌خاطر بسته بودن حلقه‌ها و نظارت کم بر روی آن‌ها است. در نتیجه مجبور هستند که منشعب شده و حزب جدیدی را راه‌اندازی کنند. یادم است در دوره اول آقای روحانی آن‌قدر خوشحال بودم که حس نوروز داشتم و احساس می‌کردم همه چی نو شده است. اما حالا با تورم ۳۰۰ درصدی و بیکاری آن‌چنانی روبرو هستیم. به نظرم یکی از راهکارها جلوگیری از تولدهای جدید در اردوگاه اصلاحات است و ایجاد احزاب جدید. چراکه موجب پراکندگی خواهد شد. عده‌ای از دوستان ما که با مدرک لیسانس و فوق لیسانس برای پخش تراکت در زمان انتخابات زحمت کشیدند پس از کسب قدرت اصلاحات در شهرداری و سایر ارگان‌ها به کار گرفته نشدند و کسانی مشغول به کار شدند که شب انتخابات در خانه به پدر چای می‌دادند.

فیضی: هیچ جای نگرانی نیست که بگوییم مردم ناامید شده‌اند، این ناامیدی را نباید در اردوگاه خودمان بیاوریم، بلکه آن‌طرف هم همین‌طور است، اگر سری بزنید به رقبای ما خواهید دید دچار چه وضعیتی دارند، آن‌ها وضعیتی بهتر از ما ندارند.

در ادامه رمضانعلی فیضی، عضو شورای شهر مشهد گفت: وقتی به آقای درایتی نگاه می‌کنیم، یاد آن سید برومند(خاتمی) می‌افتیم، این دید و بازدید را باید غنیمت شمرد. وقتی در سال ۷۸ و ۷۷ وارد فرایند انتخابات شورای شهر و مجلس ششم شدیم، تشکل‌های ۱۸ گانه داشتیم، سپس به ترتیب ۲۵ و ۳۲ رسیده است. این بدان معنا است که ما همیشه یک تصمیم سازی شورایی داشتیم. باید آن چیزی که از مجمع اصلاح‌طلبی بیرون می‌آید را بدان پایبند باشیم و عمل کنیم. هیچ جای نگرانی نیست که بگوییم مردم ناامید شده‌اند، این ناامیدی را نباید در اردوگاه خودمان بیاوریم، بلکه آن‌طرف هم همین‌طور است، اگر سری بزنید به رقبای ما خواهید دید دچار چه وضعیتی دارند، آن‌ها وضعیتی بهتر از ما ندارند. این کار در درجه اول یاس را به خود ما تزریق می‌کند. طبق مأموریتی که شما به ما در فضای شورای شهر دادید می‌شود این فضا را مدیریت کرد. باید اول خودمان امیدوار باشیم و زمینه‌های نا‌امیدی را از بین ببریم، در وضعیت حاضر ما بدیلی در عالم سیاسی کشور نداریم، یعنی اگر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا نباشند، کدام حزب است که جای آن را می‌گیرد؟ برای اینکه گرد هم بمانیم باید ایثارگر بوده و ازخودگذشتگی داشته باشیم. اگر متحد عمل کنیم جبهه ما محکم‌تر از جریان رقیب خواهد بود.

در ادامه خانیکی در خصوص ایجاد یک چپ جدید در کشور و جهان که بعد از ناآرامی‌های دی ۹۶ پررنگ شده است، گفت: آنچیزیکه باید در نظر گرفته شود تغییر است و پارادایم شیفت‌هایی که در جهان رخ داده است. یکی از مشکلات ما هم در عالم سیاست همین نفمیدن و از کنار آن‌ها ساده عبور کردن از مشکلات است. متأسفانه در مقاطعی به عدالت کم توجه شده است یا ابعاد جدید عدالت را مورد توجه قرار نداده‌اند. مطرح‌شدن جریان چپ به معنای ارتدوکسی و عنصر صرف اقتصادی نیست، مثلاً هابرماس هنوز از سوسیالیسم حرف میزند اما این سوسیالیسم با آن سوسیالیسم قدیم تفاوت دارد. به نظر من احزاب بخصوص اصلاح‌طلبان باید مسئله سوسیال‌دموکراسی را در ایران جدی بگیرند. من به مدینه فاضله بودن معتقد نیستم، وظیفه اصلاح‌طلب این نیست که به دنبال یا همراهی با موج نارضایتی باشد بلکه باید یک قدم جلوتر باشد، بنابراین باید تغییرات اجتماعی را در ایران به‌طور علمی بشناسیم. باید دید نسبت ۳۰ یا ۴۰ سال پیش چه تغییراتی کرده‌ایم.

آقای خاتمی و سایر افراد قصد داشتند تا اخلاق دموکراسی را در جامعه راه بیندازند، اما به‌مرور زمان درگیر قدرت شدند. از همان موقع دوگانه اصلاح‌طلبی حکومتی و اصلاح‌طلبی جامعه‌محور شکل گرفت. به نظر من گفتمان اصلاحات از ساختار اصلاحات جلوتر است. در واقع گفتمان اصلاحات است که از آن «تکرار می‌کنم» درمی‌آید. وگرنه تشکیلات اصلاحات در حدی نیستند که بتواند آن سازمان‌دهی را انجام دهد. شخص آقای خاتمی در فکر این است که هرچه می‌تواند از خودش کم کند و واگذار کند تا نقش پررنگی نداشته باشد.

خانیکی در پاسخ به این سؤال که «آیا شورای عالی سیاست‌گذاری و آقای خاتمی و حلقه دورشان بر اساس انتخابات، انتخاب شدند؟ آیا یک مبنای دموکراتیک دارند؟»، گفت: من معتقد به این نیستم که کسانی واژگان دموکراسی را بیشتر بکار می‌برند یا قشنگ‌تر می‌نویسند، بلکه بیشتر به رفتار دموکراسی فکر می‌کنم. به‌عنوان کسی که خیلی مدت در کنار آقای خاتمی بودم باید بگویم ایشان رفتار و اندیشه دموکراتیک دارد. از سال ۷۶ به بعد این دوگانه وجود داشته است که آیا وارد جامعه بشویم و یا وارد حکومت؟ شروع جریان اصلاحات در سال ۷۶ با ورود به جامعه بود. آقای خاتمی و سایر افراد قصد داشتند تا اخلاق دموکراسی را در جامعه راه بیندازند، اما به‌مرور زمان درگیر قدرت شدند. از همان موقع دوگانه اصلاح‌طلبی حکومتی و اصلاح‌طلبی جامعه‌محور شکل گرفت. به نظر من گفتمان اصلاحات از ساختار اصلاحات جلوتر است. در واقع گفتمان اصلاحات است که از آن “تکرار می‌کنم” درمی‌آید. وگرنه تشکیلات اصلاحات در حدی نیستند که بتواند آن سازمان‌دهی را انجام دهد. شخص آقای خاتمی در فکر این است که هرچه می‌تواند از خودش کم کند و واگذار کند تا نقش پررنگی نداشته باشد. به نظرم خودمان را خیلی درگیر واژه‌ها نباید کنیم. در مجموع علیرغم اینکه خیلی اشتباهات داشته است اما من جریان اصلاح‌طلبی را رو به جلو می‌بینم.

شهناز رمارم: نقطه قوت جریان ما عرصه فرهنگ است و در این زمینه اندیشمند داشته و حرف برای گفتن داریم. دو سال است که به این عرصه پشت کرده‌ایم. مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد. در حال حاضر واقعاً دچار پارادوکس شده‌ام و در ادامه حضور در شورا مانده‌ام چه بکنم؟ در واقع با انتخاب آقای زارعی باید بگویم که با آزمون و خطا شهر را جلو خواهیم برد.

در ادامه شهناز رمارم، عضو شورای شهر مشهد گفت: به‌عنوان یک نیروی حزبی باید بگویم از زمان سال ۷۶ که اوج کار احزاب بود وارد حزب مشارکت شدم و در سال ۹۶ وارد انتخابات شده و تحت عنوان لیست امید وارد شورای شهر شدم. اشکال اساسی را در این می‌بینم که وقتی یک فرد حزبی وارد قدرت می‌شود، حزب ابزار نظارت بر آن فرد را در قدرت ندارد. هیچ شیوه برخوردی با فردی که شیوه قدرتش از درون حزب بوده و الان به قدرت رسیده، به منافع اصلاح‌طلبی خود پشت کرده و خودش می‌شود میزان و محک اصلاح‌طلبان، وجود ندارد. برای من خیلی جای سؤال بود که وقتی گفتند فلانی می‌خواهد بشود شهردار، اما فلانی مخالف است، بعد به من میگویند که فلانی کیلویی چنده؟ یا مثلاً میگویند فلانی باید خودش را باید با ما هماهنگ کنند. در این حالت چند راه وجود دارد یکی این است که تن بدهم به تصمیم دیگران برای منافع بالاتر جریان اصلاحات و سکوت کنم. گذشت بیجا موجب تکرار خطا می‌شود. مثلاً وقتی یک کار اجرایی را می‌خواهند به دست جوانی بدهند که خودش برخواسته از حزب است. اما یک روز کار فرهنگی نکرده است. آن فرد(مهدی زارعی) در استانداری و احزاب سیاسی کار کرده است. نقطه قوت جریان ما عرصه فرهنگ است و در این زمینه اندیشمند داشته و حرف برای گفتن داریم. دو سال است که به این عرصه پشت کرده‌ایم. مدیریت شهری در مشهد حرفی برای گفتن ندارد. پل و جاده ساختن را همه شهردارها انجام می‌دهند، تفاوت ما در عرصه فرهنگ و نوع نگاه ما به عرصه شهری است. از ما تغییر دیگ شله که نمی‌خواستند. در حال حاضر واقعاً دچار پارادوکس شده‌ام و در ادامه حضور در شورا مانده‌ام چه بکنم؟ باز هم هر تصمیمی که شورا و افراد بگیرند من مانند یک سرباز بدان عمل می‌کنم و دهانم را می‌بندم. مهدی زارعی را معاون عمرانی یا معاون شهرداری بگذارند، الان جایش خالی است. یا شهردار منطقه بگذارند. اگر بخواهیم مسامحه‌کاری کنیم یا سکوت کنیم دیگر نمی‌شود وضع را جمع و جور کرد. کاش آقای حیدری می‌بود تا با هم صحبت می‌کردیم. در واقع با انتخاب آقای زارعی باید بگویم که با آزمون و خطا شهر را جلو خواهیم برد.

خانیکی گفت: من شورای مشهد را جزو موفق‌ترین شوراها میدانم. در این باره باید بگویم که باید با یکدیگر و اعضای شورای شهر وارد گفتگو شده و درباره این مسائل در یک جمع خودمانی صحبت کنید.

مهندس کاشفی در این باره گفت: مسئله شورا هم می‌تواند یک فرصت باشد و هم یک تهدید. ما در مشهد و خراسان خیلی کار داریم. این شورا اگر نتواند کاری انجام دهد، تبدیل به تهدید می‌شود و حالا حالاها مشکل خواهیم داشت که اصلاح‌طلبان بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند. باید بنشینید و بین خودتان با هم صحبت کنید. مثلاً اگر نیاز است با شهردار یا استاندار صحبت کنید. اصلاح‌طلبان باید پایش و رصد کرده و بر روی شورا نظارت داشته باشند. انتهای پیام/ ۱۰۱۰


برچسب ها :
ارسال دیدگاه