» .مشروح خبر » مشروح خبر | مبانی نظری حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددان‌های ما، ربوی است!

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۲۶ - ۱۷:۰۶

 کد خبر: 8039

حسن عباسی در همایش جوان مسلمان و آینده پیش رو:

مشروح خبر | مبانی نظری حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددان‌های ما، ربوی است!

گروه سیاست ـ رئیس مرکز بررسی¬های دکترینال اندیشکده یقین با بیان اینکه حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددانهای مبانی نظریشان از فردی است که مدافع رباست، گفت: رشته اقتصاد از اساس ربوی است و ما دلمان خوش است که در دانشگاه اقتصاد می‌خوانیم.

مشروح خبر | مبانی نظری حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددان‌های ما، ربوی است!

به گزارش آتی نیوز، همایش جوان مسلمان و افق‌های پیش رو، یکشنبه‌، ۲۵ فروردین‌ماه در مسجدالزهرا در خیابان آیت‌الله عبادی مشهد برگزار شد.

دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال اندیشکده یقین در بخش ابتدایی صحبت‌هایش با اشاره به قرار گرفتن نام سپاه در لیست گروه‌های تررویستی، گفت: هفته گذشته دشمن اشتباه استراتژیکی کرد و سپاه را در بین گروه‌های تروریستی قرارداد. نهادی قانونی که در اصل۱۵۰ قانون اساسی به‌عنوان یک رکن آمده است. فضایی که الان رقم خورده است از آن به‌عنوان جنگ جهانی چهارم یاد می‌شود. یعنی جنگ و نبرد غرب علیه اسلام. سال۱۳۷۲ دومارانش این موضوع را در قالب کتابی به همین نام نوشته است. این جنگ بسیار مهم است و ابعاد گوناگون این دشمنی و نبرد در منطقه در سال ۱۳۹۸ دیده می‌شود. جمهوری اسلامی ایران این اجازه را به سپاه داد تا جلوی این جنگ را بگیرد. آمریکا وقتی دید که در سوریه ۷ هزار میلیارد دلار خرج کرده و شکست‌خورده، طبیعی است که عامل شکست را در لیست تروریستی بگذارند. ایران هم نیروهای آمریکایی فرماندهی مرکزی را در لیست قرار داده است. الان وارد دوره حساسی شده‌ایم که دیگر خبری از جنگ نیابتی نخواهد بود و ایران و آمریکا می‌روند که باهم به رویارویی مستقیم برسند. وقتی آن‌ها می‌گویند که سپاه تروریست است باید بیایند و تروریست‌ها را بگیرند و زمانی هم که ما می‌گوییم نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا تروریست هستند و در منطقه جای امنی برایشان پیدا نخواهد شد. حالا هم که ۸۰ میلیون ایرانی گفته‌اند که ما پاسداریم، باید بیایند و همه‌مان را بگیرند. یکی از کارهای مهمی که ما باید انجام بدهیم این است که به بررسی نسبت جوان با مهدویت، آینده پیش‌رو در افق ۱۴۴۴ و تمدن‌سازی و گام دوم انقلاب بپردازیم و ببینیم که الان کجا هستیم و بعدها باید کجا باشیم. سؤال این‌جاست که جوان در تمدن نوین اسلامی که مقام معظم رهبری از آن نام برد‌ه‌اند، چه جایگاه و کارکردی دارد؟

وی در ادامه بیان کرد: واژه تمدن از مدن گرفته شده است که ریشه‌ای عبری دارد و به معنی شهر است. غربی‌ها هم به‌تازگی بورژوازی را جایگزین آن کرده‌اند، اما شهر اسلامی و قرآنی با واژه هجر شناخته می‌شود. یعنی شهری که آدم‌ها و ساکنانش همیشه در حال حرکت و رشد هستند و یک‌جا راکد نیستند. اما در معنای غربی‌اش شهر جایی است که آدم‌ها می‌روند آن‌جا، می‌مانند و می‌گندند. از شهرهای اروپایی گرفته تا آسیایی‌هایش. مردم در شهر قرآنی جاری هستند و در حال حرکت و تعالی هستند و به‌نوعی هاجر محسوب می‌شوند. هجرت از باطل به‌حق، از گناه به توبه، از کذب به صدق، از خبیثه به طیبه و… . امروز مسئله‌ای که مطرح است، تمدن اسلامی است و مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب اسلامی به آن اشاره کرده‌اند.

ما دلمان خوش است که میرویم در دانشگاه اقتصاد میخوانیم. رشتهای که از اساس ربوی است و بر این مبنا پایهگذاری شده است. جرمی بنتام فیلسوف فایدهگرای انگلیسی، به آدام اسمیت، واضع علم اقتصاد فعلی نامه نوشت و گفت اگر میخواهی که نظریهات در دنیا به نتیجه برسد باید ربا را شیوع بدهی. کتابی هم دارد به نام در دفاع از ربا. حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددانها مبانی نظریشان آدام اسمیت رباخوار است. بعد با این علم ربوی میخواهی تمدن اسلامی درست کنی. چهل سال است که همین اقتصادخوانها نتوانستهاند معیشت مردم را درست کنند و لنگ ماندهاند.

این فعال سیاسی در پاسخ به این سؤال که جوان ما نسبتش با تمدن‌سازی و افق ۱۴۴۴ چیست، گفت: آن‌چه که مطرح می‌شود این موضوع است که جمهوری اسلامی چهل سال اول را با آزمون و خطا طی کرد و در چهل سال دوم و سال ۱۴۴۴ باید آن تمدن آرمانی که از آن دم می‌زند را به وجود بیاورد. در دوره ائمه و انبیا این اتفاق نیفتاد و تمدنی به نام دین به وجود نیامد. درواقع این اولین‌بار است که فضا برای اهل حق و دین مهیاست که تمدن‌سازی کنند. اصلاً تمدن که می‌گوییم یعنی چه؟ غربی‌ها این واژه را مقابل توحش قرار می‌دهند. در ۲۵۰ سال گذشته و از زمان ارسطو به این طرف، اندیشمندان غربی می‌گویند انسان حیوان است. وحشی هستند. باید بگیری و اهلی‌اش کنی. به این ساز و کار می‌گویند تربیت. یعنی آدمی را با اسب و گاو و بقیه حیوانات که وحشی هستند و آدم آن‌ها را می‌گیرد و اهلی می‌کند، در یک‌رده قرار می‌دهند. ارسطو می‌گفت انسان حیوان ناطق، بعد گفتند که ضاحک است، چند قرن بعد ادعا کردند که مدنی الطبع است و فروید هم گفت که انسان حیوان غیرقابل اعتماد است و در سال ۲۰۰۴ و در آخرین نظریه گفتند که انسان حیوان شگفت‌انگیز است و اندیشمندان غربی ۲۵۰۰ سال است که از باغ‌وحش نمی‌خواهند بیرون بیایند. این اشتباه فلسفه غرب است که انسان را از زاویه حیوانی‌اش نگاه می‌کند و همین ماجرا تبدیل شده به امام ضلالت و گمراهی‌شان. آن‌ها هدفشان از اهلی کردن این است که به‌وسیله علوم اجتماعی و روان‌شناسی یک آدمی یا شهروند جامعه‌پذیر شود و مثلاً جلوی بیمارستان بوق نزند یا کارهایی از این دست. از نگاه آن‌ها آلمانی و ژاپنی و فرانسوی اهلی شده و متمدن هستند. جامعه‌ای که در آن خبری از رستگاری نیست. تمدن‌سازی از زاویه دید آن‌ها این‌‌طور است که انسان اول وحشی است، بعد اهلی می‌شود و پس از آن به تمدن می‌رسد. آیا منظور مقام معظم رهبری و امام راحل از تمدن‌سازی این است؟ آیا اندیشمندان مسلمان منظورشان از ساخت تمدن چنین مسئله‌ای است یا این‌که در جمهوری اسلامی می‌خواهیم چنین فرآیندی را پیاده کنیم؟ نظر قرآن، ائمه و انبیا و مقام معظم رهبری از تمدن اسلامی و تمدن‌سازی این چیزهایی که غربی‌ها و فلسفه‌شان می‌گوید نبوده و نیست. تمدنی که آن‌ها می‌گویند و متمدن شدنی که آن‌ها می‌خواهند، سند ۲۰۳۰ سازمان ملل است که طبق آن هر سه ماه یک‌بار یک کشور باید اعلام کند، طبق این قانون ازدواج هم‌جنس‌گراها را پذیرفته است. کاری ۴۰۰۰ سال پیش قوم لوط انجام دادند و خداوند همه‌شان را نابود کرد. یعنی الان آلمان، هند، نروژ و سوئد متمدن هستند و ما نیستیم. تمدن یعنی انسان‌ها هجرت کنند. هجرت از گناه. رسول خدا فرمود مهاجر کسی است که از حرم الله چشم بپوشد. همه مظاهر تمدن در غرب برخلاف آنچه که فکر می‌کنند، توحش و وحشی‌گری است. بعد از ما دلمان خوش است که می‌رویم در دانشگاه اقتصاد می‌خوانیم. رشته‌ای که از اساس ربوی است و بر این مبنا پایه‌گذاری شده است. جرمی بنتام فیلسوف فایده‌گرای انگلیسی، به آدام اسمیت، واضع علم اقتصاد فعلی نامه نوشت و گفت اگر می‌خواهی که نظریه‌ات در دنیا به نتیجه برسد باید ربا را شیوع بدهی. کتابی هم دارد به نام در دفاع از ربا. حزب‌اللهی‌ترین اقتصاددان‌ها مبانی نظری‌شان آدام اسمیت رباخوار است. بعد با این علم ربوی می‌خواهی تمدن اسلامی درست کنی. چهل سال است که همین اقتصادخوان‌ها نتوانسته‌اند معیشت مردم را درست کنند و لنگ مانده‌اند. روان‌شناسی‌شان همین است و انسان را حیوان جنسی می‌دانند بر اساس نظریه فروید. بقیه علومشان هم همین است. در واقع ترامپ نماد انسان متمدن غربی محسوب می‌شود.

دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران، لیونل مسی‌پرور است. بدل مسی را دعوت می‌کنند تلویزیون در حالی که وی تا اسپانیا می‌رود ولی حتی مسی از ماشین پیاده نمی‌شود که با او یک عکس بگیرد. اما باز تلویزیون ما همین فرد را دعوت می‌کند.

دکتر حسن عباسی با طرح این سؤال که حرف مسلمین چیست و درباره تمدن چه می‌خواهند بگویند، گفت: تمدن از نگاه قرآن و مسلمانان و تفاسیر آن ماجرای یک خطی توحش و تمدن نیست. بلکه شبیه یک ساختمان چند طبقه است. بر اساس قرآن حیات و زندگی آدمی شدت دارد. درست مثل نورهای مختلفی که دور و برمان وجود دارد که شدت و ضعف دارد. زندگی هم از زاویه دید قرآن همین‌طور است. بعضی‌ها زنده هستند و بعضی دیگر زنده‌تر. مثلاً گل زنده است، ولی حیات زیادی ندارد. سطح بالاتر حیوانات هستند و آن‌ها هم زنده‌ هستند و حیاتشان از گل بیشتر است. یک پله بالاتر، حیات جن است که از حیوانات زیادتر است. از جنیان بالاتر ملائک هستند. این‌ها چهارپله حیات مختلف است. حالا این‌که آدم کجای این شدت حیات قرار می‌گیرد دست خودش است. یک عده تصمیم می‌گیرند که زندگی حیوانی داشته باشند، شبیه غربی‌ها. عده دیگر هم ترجیح می‌دهند که بروند بالاتر و در رده جنیان قرار بگیرند. یعنی صاحب فکر و اندیشه بشوند و دیگر حیوان نباشند. دین اسلام می‌گوید حکیم هرچه علمش بالاتر برود از خدا بیشتر می‌ترسد و حضورش را بیش از قبل حس می‌کند. ولی دانشمندان غربی هرچه علمشان بیشتر می‌شود، بیشتر ملحد می‌شوند. نمونه‌اش استفان هاوکینگ که پس از کلی درس خواندن و سردرآوردن از علم هستی و کائنات رسماً گفت که خدایی وجود ندارد. از هر ۱۰۰۰ فیلسوف و دانشمندان این‌ها ۹۶ درصدشان ملحد و کافر هستند و به هیچ خدایی اعتقاد ندارند. این‌ها آدم‌هایی هستند که فقط حیات فکری دارند نه چیز دیگری. ولی یک انسان‌هایی هم پیدا می‌شوند که شدن حیاتشان خیلی زیاد است و از ملائک هم پیشی می‌گیرند مثل شهدا. پیامبر به قدری شدت حیات داشت که در معراج از یک جایی به بعد جبرئیل گفت من بالاتر نمی‌توانم بیایم چون پرهایم می‌سوزد. پس انسان می‌تواند طوری حیات داشته باشد و زندگی کند که از ملائک هم بالاتر برود. مثل پیامبر و ائمه معصومین(ع). تمدن اسلامی یعنی این. آن فرمول ۲۵۰۰ ساله غربی را بشورید و بریزید دور. پس وقتی از تمدن اسلامی صحبت می‌کنیم و می‌گوییم که می‌خواهیم تمدن‌سازی کنیم، منظورمان خزعبلات غربی‌ها نیست، بلکه ما بر اساس آیات و روایات معتقدیم که حیات و زندگی انسان شدت و ضعف دارد. جوانی که این‌جا نشسته‌ای، تو می‌توانی این‌قدر در زندگی پیشرفت کنی و شدت حیات داشته باشی که از ملائک هم بالاتر بروی. جسم محسن حججی همان جسم من و شماست. ولی قوت حیاتش خیلی زیاد است. یک جوان دیگر هم پیدا می‌شود که مثل محسن حججی در مدارس همین کشور درس‌خوانده و پای برنامه کودک صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نشسته است، اما می‌شود بدل لیونل مسی و صبح تا شب در خیابان‌های تهران راه می‌افتد که دختر و پسر با او عکس بگیرند و بگویند که با بدل مسی عکس گرفته‌اند. بعد مدیران تلویزیون جمهوری اسلامی ایران او را می‌آورند روی آنتن زنده و این‌قدر در آستینش فوت می‌کنند که فکر می‌کند کسی است. انگار خودِ لیونل مسی چه کسی است. بعد این آدم چند هزار کیلومتر راه می‌کوبد، تا اسپانیا می‌رود، مسی حتی از ماشین پیاده نمی‌شود که با او یک سلفی بگیرد. دست از پا درازتر برگشت به ایران و دوباره سر از تلویزیون جمهوری اسلامی درآورد. انتهایِ دنبال این چیزها رفتن و الگو قرار دادن غربی‌ها همین است. طرف از ماشین پیاده نمی‌شود که یک سلفی با تو بگیرد. اما یک نفر هم سن این آدم می‌شود محسن حججی که تصمیم می‌گیرد الگوی زندگی‌اش امام حسین(ع) باشد. خداوند می‌گوید که من حسین را این‌قدر دوست داشتم که دادمش دست اشقیا و سر از تنش جدا کردند. تو هم اگر عاشق حسین باشی سرنوشتت این است. او هم قبول کرد و خدا بردش در همان سرزمین و به دست همان یزیدی‌ها شهیدش کرد. بعد از شهادتش همه شهرهای ایران به هم ریخت و آن حماسه‌ها آفریده شد. خدا دل مردم را به سمت او چرخاند. درحالی که تلویزیون ایران یک ثانیه هم او را نشان نداده بود. در واقع دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران، لیونل مسی‌پرور است. ما اگر می‌خواهیم جامعه طراز اسلامی داشته باشیم، باید جوانانمان را از علوم انسانی که در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شود دور نگه‌داریم. جوان ما باید نگاهش به ساختمان تمدن اسلامی باشد و باید مقامش از ملائکه هم بالاتر برود.

عباسی در بخش دیگری از صحبت‌‌هایش این پرسش که چرا مقام معظم رهبری می‌گویند تمدن اسلامی دارد شکل می‌گیرد را این‌طور پاسخ داد: ما در این مورد ادعایی داریم که سه بخش است. اول این‌که چهل سالی که در جمهوری اسلامی دیده‌اید در هیچ دوره تاریخی دیگری تکرار نشده است. دوم، هیچ‌کدام از انبیا و معصومین به اندازه‌ای که آدم در این مسجد نشسته است، یار و همراه نداشته‌اند. امام حسین(ع) با ۷۲ نفر به کربلا رفت. حصرت عیسی(ع) کلاً ۱۲ نفر حواریون داشت که بعضی از همان‌ها او را لو دادند. حضرت نوح(ع) ۹۵۰ سال مردم را دعوت کرد و کسی قبول نکرد و دست آخر خدا به او گفت کشتی بساز و یک باغ وحش را نجات داد. نکته سوم این‌که از سال ۱۳۵۷ تا همین امروز، تعداد آدم‌هایی که روی کره زمین رستگار شدند از زمان حضرت آدم(ع) به بعد بیشتر بوده است. دلیل این‌که امام و مقام معظم رهبری به این مردم باور دارند این است که اگر همین‌ها در زمان امام حسین و امام رضا و پیامبر بودند نمی‌گذاشتند به ائمه ظلم شود و خیلی از مسائل به آن‌ها تحمیل. الان طلیعه تمدن‌ نوین اسلامی است، چون انسان‌ها جان‌هایشان و حیاتشان زنده‌تر شده است. بعضی‌ها در این تمدن به قدری زنده می‌شوند و بالا می‌روند که دیگر فانی بودن برایشان معنا ندارد و رستگار می‌شوند. خود خدا می‌گوید گمان نکنید آدم‌هایی که در راه من کشته شدند، مرده هستند.

رهبری گفته‌اند مبنای علوم انسانی، علوم غیر توحیدی است، در قرآن هم آمده که به تثلیث نزدیک نشوید و آن را کنار بگذارید و به زبان نیاورید. آن وقت ۸۰ هزار استاد دانشگاه و دانشجوی ما دارند علومی را می‌خوانند که اساسش تثلیث است. برای همین است که مسئول جمهوری اسلامی که از فلان دانشگاه غرب فارغ‌التحصیل شده است و علوم تثلیثی خوانده است، در فهم بعضی مسائل گیر می‌کند و خلاف اسلام و قرآن عمل می‌کند.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال اندیشکده با انتقاد تند و تیز و گزنده از برخی از مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران گفت: هم دعوای ما با مسئولان جمهوری اسلامی ایران بر سر این است که این چیزها را نمی‌فهمند. می‌خواهند همه آن تئوری‌های غربی که یاد گرفتند را در جامعه اسلامی پیاده کنند. این‌ها به درد همان کشورهایی مثل آلمان و ژاپن می‌خورند نه ایران. اگر قاسم سلیمانی در تمدن اسلامی آدم موفقی است، به‌خاطر این است که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مزخرف داخلی و خارجی نیست. علوم انسانی به تعبیر رهبری غیرتوحیدی غربی را نخوانده است. انتهای این علوم انسانی همان ملحدینی هستند که قبلاً گفتم. رهبری گفته‌اند مبنای علوم انسانی، علوم غیر توحیدی است، در قرآن هم آمده که به تثلیث نزدیک نشوید و آن را کنار بگذارید و به زبان نیاورید. آن وقت ۸۰ هزار استاد دانشگاه و دانشجوی ما دارند علومی را می‌خوانند که اساسش تثلیث است. برای همین است که مسئول جمهوری اسلامی که از فلان دانشگاه غرب فارغ‌التحصیل شده است و علوم تثلیثی خوانده است، در فهم بعضی مسائل گیر می‌کند و خلاف اسلام و قرآن عمل می‌کند. مقام مسئولی در جمهوری اسلامی که درس‌خوانده غرب است و در رشته‌‌ای دکترا گرفته که اساسش الحاد و تثلیث است و می‌خواهد جامعه اسلامی را با همان مدل غربی اداره کند، بنا به تعبیر قرآن از جنس شیاطین انسی و جنی است. آن نمی‌تواند بفهمد که شهید چه درجه‌ای دارد و مقامش چیست. فهم او به این اندازه است که بگردد در بین جوان‌ها و ببیند که چه کسی شبیه کدام فوتبالیست ملحد آن ‌ور دنیاست که بیاید در تلویزیون رسمی مملکت بزرگش کند. جوان مؤمن انقلابی یادت باشد که تو می‌توانی به حدی از شدت حیات برسی که در واقع همه پرده‌ها از جلوی چشمت کنار برود و آن‌چه نادیدنی است را ببینی. تعداد افراد این‌چنینی که زیاد شود، آن‌وقت است که تمدن اسلامی شکل می‌گیرد. راه حل تمدن‌سازی اسلامی چیست؟ زدن آدم‌های تقلبی در سیاست و هنر و ورزش است. زدن این‌ آدم‌هایی که در ورزش و سیاست برای جوان مؤمن انقلابی ما بت می‌شوند، زدن سلبریتی‌هاست که می‌گویند فلان آدم برود شهید بشود، من نقشش را بازی کنم که مردم در خیابان از من امضا بگیرند. شکستن مدیران و مسئولانی که این‌ها را بت می‌کنند و روز و شب به انحای مختلف در چشم ملت فرو می‌کنند کاری است که اگر ابراهیم خلیل زنده بود انجام می‌داد. زدن این آدم‌ها که امام ضلالت و گمراهی مردم شده‌اند یک فریضه واجب است. (تکبیر مردم) بت سیاستمداران و هنرمندان و ورزشکاران بی‌خاصیت باید شکسته شود. آن‌هایی در جامعه اسلامی طراز هستند که دشمن آن‌ها را در لیست تروریستی قرار می‌دهند. امثال حججی‌ها و کسانی که حقانیت راه خودشان را با شهادت امضا می‌کنند. اما ابر فوتبالیست‌های ما در هامبورگ و لاس و وگاس خانه دارند و بچه‌هایشان را در کشورهای اروپایی و آمریکایی به دنیا می‌آورند. آمریکا آن‌ها را در لیست قرار نمی‌دهد چون آن‌ها قصد تخریب فرهنگ این ملت را دارند. آمریکا کسانی که از دانشگاه‌های خودش فارغ‌التحصیل شده‌اند و الان در جمهوری اسلامی مسئول هستند را که جزو لیست تروریستی قرار نمی‌دهد. آن‌ها وظیفه دارند چیزهایی که در ذهنشان به‌عنوان تمدن غربی ریخته شده است را در جمهوری اسلامی پیاده کنند.

۴۵سال پیش مرحوم کافی در مورد این‌که در مشهد امام رضا(ع) کاباره باز شود یا این‌که فیلمی روی پرده سینما بیاید که وهن حضرت باشد سخنرانی می‌کرد و ما تعجب می‌کردیم که در مشهد چنین اتفاقی افتاده باشد. آن‌وقت بعد از انقلاب یک نفر پیدا می‌شود در لباس روحانیت، ۲۵ سال است که به درجه اجتهاد رسیده و در مجلس خبرگان رهبری حضور دارد، رئیس جمهور می‌شود و وقتی که می‌خواهد رأی جمع کند، یک مشت سلبریتی و خواننده دور خودش جمع می‌کند که مثلاً به بعضی‌ها دهن‌کجی کند و بگوید که من در مشهد هم می‌توانم کنسرت برگزار کنم و به من رأی بدهید. این‌ها تربیت‌یافته همان منطق شبه ارسطویی هستند و از توحش به تمدن رسیده‌اند.

عباسی، گریزی هم به ماجراهای انتخابات سال ۱۳۹۶ در مشهد و حواشی برگزاری کنسرت در این شهر زد و گفت: ۴۵ سال پیش مرحوم کافی در مورد این‌که در مشهد امام رضا(ع) کاباره باز شود یا این‌که فیلمی روی پرده سینما بیاید که وهن حضرت باشد سخنرانی می‌کرد. نوارهایش پخش می‌شد. ما تعجب می‌کردیم که در مشهد چنین اتفاقی افتاده باشد. آن‌وقت بعد از انقلاب یک نفر پیدا می‌شود در لباس روحانیت، ۲۵ سال است که به درجه اجتهاد رسیده و در مجلس خبرگان رهبری حضور دارد، رئیس جمهور می‌شود و وقتی که می‌خواهد رأی جمع کند، یک مشت سلبریتی و خواننده دور خودش جمع می‌کند که مثلاً به بعضی‌ها دهن‌کجی کند و بگوید که من در مشهد هم می‌توانم کنسرت برگزار کنم و به من رأی بدهید چون این‌ها طرفدار من هستند. این آدم درس‌خوانده‌ همان دانشگاه‌های غربی است، اما لباس روحانیت تنش است، حکومت به‌عنوان خبره رهبری و کاندید ریاست جمهوری تأییدش کرده، بعد با یک مشت خواننده و رقاص رفته کنار حرم امام رضا(ع) که مثلاً به یک کسی دهن‌کجی کند. این‌ها تربیت‌یافته همان منطق شبه ارسطویی هستند و از توحش به تمدن رسیده‌اند.

مانعی که بر سر راه تمدن نوین اسلامی وجود دارد، سلبریتیهای فوتبال هستند. بیرحمانه بت آنها را خواهیم شکست. ملت در تحریم باید از گلوی خودش بزند که میخواهند دلار و یورو بدهند به کارلوس کیروش که به اینها فوتبال یاد بدهد. اینها الگوی انسانی نیستند. الگوی انسانی شهدا هستند.

رئیس مرکز اندیشکده یقین نقبی هم به وضعیت حوزه‌های علمیه زد و ضمن انتقاد از برخی دروس مطرح‌شده در حوزه‌ها گفت: شما فکر نکنید در حوزه علمیه هم درس توحیدی ارائه می‌شود. حوزه علمیه ما هنوز از دست ارسطو نجات پیدا نکرده است. سال‌هاست که آیت‌الله مصباح یزدی فریاد می‌زنند که حد وسط ارسطویی اعتدال درنمی‌آید، اما کسی گوشش بدهکار نیست. این هزار سال است در حوزه علمیه ما دارد ارائه می‌شود. این هشداری است برای حوزه علمیه که آدمی بالباس روحانیت که محصول حوزه است برای رأی آوردن آویزان این و آن و یک عده آدم معلوم‌الحال شده است. جوان‌ها باید بدانند که اگر امروز نور حیاتشان از دیروزشان بیشتر نشده باشد، باخته‌اند. اگر شدت حیاتشان امسالشان با سال گذشته‌شان فرقی نکرده باشد باخته‌اند. از الان برنامه‌ریزی کنید که هرسال زنده‌تر بشوید. ببینید چه چیزی زنده‌ترتان می‌کند، بروید سراغ همان. روی شانه آدم‌های زنده‌تر و حی‌تر تمدن نوین اسلامی شکل می‌گیرد. مانعی که بر سر راه این جریان وجود دارد سلبریتی‌های فوتبال هستند. بی‌رحمانه بت آن‌ها را خواهیم شکست. ملت در تحریم باید از گلوی خودش بزند که می‌خواهند دلار و یورو بدهند به کارلوس کی‌روش که به این‌ها فوتبال یاد بدهد. این‌ها الگوی انسانی نیستند. الگوی انسانی شهدا هستند. در آینده پیش‌رو اگر می‌خواهیم تمدن اسلامی شکل بدهیم باید بدانیم که با علوم رایج غربی جواب نخواهیم گرفت و حق آزمون و خطای دوباره نداریم. تمدن نوین اسلامی با ظرفیت فعلی حوزه علمیه که هنوز در زمینه فقه حکومتی نظریه‌ای داده نشده، امکان‌پذیر نخواهد بود. دانشگاهی‌ها باید از علم تثلیثی به سمت علوم توحیدی بیایند تا ما برای اداره جامعه حرفی توحیدی و از دل دین داشته باشیم. از این رو چهل سال گذشته با آزمون و خطا پیش رفت، اما در چهل سال دوم این حق را نداریم. برای محقق شدن این کار باید عرق ذهنی بریزیم که اگر این اتفاق نیفتد باز همین آش و همین کاسه است. مردم ما باید محصول تحمل چهل ساله‌شان را ببینند. اگر نشود، خدا این نعمت را از ما می‌گیرد و به دست فرد دیگری می‌دهد. لذا اگر دشمن امروز سپاه را در لیست تروریستی قرار می‌دهد معنی‌اش این است که از اسلام و انقلاب ضربه خورده است. اگر از بت‌های رایج رد نشویم و سلبریتی جماعت باز برای مردم ما تعیین تکلیف کنند، این یک انحراف است و با آن‌ها مبارزه نکنیم همان بلایی سر اسلام می‌آید که در صدر اسلام آمد. آخر این‌که این علم تمدن‌ساز هنوز در حوزه و دانشگاه ما شکل نگرفته است.

انتهای پیام/


برچسب ها :
ارسال دیدگاه