» .مشروح خبر » مشروح خبر | تحلیلی بر تغییر در ساختار سیاسی ایران

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۲۰ - ۱۶:۴۹

 کد خبر: 7903

در نشست «دوشنبه‌های سیاست» صورت گرفت؛

مشروح خبر | تحلیلی بر تغییر در ساختار سیاسی ایران

گروه سیاست ـ در نشست دوشنبه‌های سیاست کانون دانشگاهیان خراسان ضمن تحلیلی بر تغییر در ساختار سیاسی ایران، موضوعاتی همچون عدم قدرت رئیس جمهور، ضرورت توجه به احزاب، بازگشت نخست‌وزیری به این ساختار، جایگاه ولایت مطلقه فقیه و ... مورد بررسی قرار گرفت.

مشروح خبر | تحلیلی بر تغییر در ساختار سیاسی ایران

به گزارش آتی نیوز، اولین نشست دوشنبه‌های سیاست کانون دانشگاهیان خراسان با موضوع تغییر ساختارهای سیاسی ایران، روز گذشته، ۱۹ فروردین با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های مشهد برگزار شد.

مهدی نجف‌زاده: در انتخابات مجلس در سال پیش رو، جریان موسوم به اصلاح‌طلبی بار دیگر و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ در معرض آزمایش جدی قرار خواهند گرفت و مردم نشان خواهند داد که آیا پس از اتفاقات سال گذشته باز هم اقبالی به این جریان دارند یا نه.

در این نشست دکتر مهدی نجف زاده، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با تشریح وضعیت سیاسی ایران در سال ۱۳۹۷، سال ۱۳۹۸ را سالی پربحران خواند و گفت: ما در سال پیش رو انتخابات مجلس را خواهیم داشت که احتمالاً از چند ماه دیگر صف‌بندی و جناح‌بندی‌های آن آغاز خواهد شد. در این انتخابات جریان موسوم به اصلاح‌طلبی بار دیگر و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ در معرض آزمایش جدی قرار خواهند گرفت و مردم نشان خواهند داد که آیا پس از اتفاقات سال گذشته باز هم اقبالی به این جریان دارند یا نه. متأسفانه شرایط بین‌المللی هم زیاد روشن نیست و معلوم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد. بهترین حالت برای ایران و حاکمیت، این است که ترامپ برای بار دوم رئیس جمهور ایالات متحده نشود. اما شواهد نشان می‌دهد که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. برخلاف تصور همه سیاست‌مداران و کارشناسان ایرانی، شاخص‌های اقتصادی در آمریکا و در دوره ترامپ کاملاً بهبود پیدا کرده‌اند، بیکاری کم شده است و با روی کار آمدن او حس ناسیونالیستی در مردم ایالات متحده تقویت شده است. همه این موارد نشان می‌دهد که دونالد ترامپ در دور دوم هم رأی خواهد آورد و آن ‌‌‌‌وقت است که جمهوری اسلامی ایران باید استراتژی جدیدی برای تقابل با ترامپ و سیاست‌هایش اتخاذ کند. زیرا تحمل تحریم و فشارهای ناشی از آن برای مردم در ۶ سال آینده سخت خواهد شد.

به‌دلیل مشکلات اخیری که در کشور وجود داشته، اعتماد میان مردم و حاکمیت ضعیف شده و به بهانه سیل اعتراضاتی در شهرهای سیل‌زده شکل می‌گیرد که خیلی از آن‌ها سیاسی است و نشان‌دهنده ناکارآمدی دولت و شکاف عمیق ایجادشده بین مردم و حاکمیت است.

نجف ‌‌‌‌زاده در بخش دیگری از صحبت‌هایش حادثه سیل اخیر و اعتراضات گاه و بی ‌‌‌‌گاه مردمی پس از آن را یکی از نشانه‌های کاهش اعتماد میان مردم و حاکمیت دانست و افزود: سیل پدیده‌ای طبیعی است که در همه کشورهای دنیا رخ می‌دهد؛ حتی آمریکا. اما از آنجایی ‌‌‌‌که به سبب مشکلات اخیری که در کشور وجود داشته، اعتماد میان مردم و حاکمیت ضعیف شده و به بهانه سیل اعتراضاتی در شهرهای سیل‌زده شکل می‌گیرد که خیلی از آن‌ها سیاسی است و نشان‌دهنده ناکارآمدی دولت و شکاف عمیق ایجادشده بین مردم و حاکمیت است. در سال‌های بحرانی مثل ۱۳۹۸ هر اتفاق کوچک به یک بحران بزرگ تبدیل خواهد شد.

ساختارهای سیاسی ایران هنوز دچار اعوجاج است که بعد از گذشت ۳۰ سال حل نشده باقی مانده است.

وی در ادامه به تحلیل ساختارهای سیاست جمهوری اسلامی ایران و تغییرات احتمالی در سال پیش ‌‌‌‌رو پرداخت و اظهار کرد: موضوع تغییر ساختار سیاسی ایران را رهبری برای اولین ‌‌‌‌بار در سال ۱۳۹۷ در صحبت-هایشان مطرح کردند و اذعان داشتند که می‌شود ساختار سیاسی ایران را دست‌خوش تغییرات کرد و سیستم مبتنی بر نخست‌وزیری دوباره احیا شود. البته این داستان مسئله جدیدی نیست و در سال ۱۳۶۸ و در جریان بازنگری قانون اساسی به آن پرداخته شد که طی آن نخست‌وزیری حذف شد. مطرح‌شدن بحث احیای این پست نشان می‌دهد که ساختارهای سیاسی ایران هنوز دچار اعوجاج‌هایی است که بعد از ۳۰ و اندی سال هنوز حل نشده است.

تقریرکنندگان قانون اساسی در واقع چرخه دموکراتیکی را خلق کردند که هیچ‌کس داخل آن قدرت لازم را برای مستبدشدن نداشت و همه همدیگر را خنثی می‌کردند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه با تشریح چگونگی نگارش قانون اساسی ایران و چینش مجلس خبرگان در سال ۱۳۵۸ گفت: از ۷۳ نفری که قانون اساسی را می‌نوشتند، عمدتاً از قشر روحانیت جامعه بود. دلیلش هم فضای غالب سیاسی آن زمان بود که مردم بیشتر به قشر روحانی اعتماد داشتند تا فرد دیگری. بحث اساسی‌ای که در این مجلس انجام شد، این بود که بحران ایران در طول سال‌های گذشته استبداد بوده و همین موضوع پدر مردم ایران را درآورده است. پس باید ساختاری چیده شود که استبدادی نباشد. دو راهکار برای این مسئله پیشنهاد شد. اگر شخصی با شرایطی خاص در بالای سر جامعه و مسئولان دولتی باشد که بتواند بر آن‌ها نظارت کند، از استبداد جلوگیری خواهد شد. دومین پیشنهاد این بود که رئیس جمهور ضعیف خلق شود که خدای ناکرده احساس قدرت نکند. بنابراین سیستمی چیده شد که طی آن مردم رئیس جمهور را انتخاب می‌کردند، نخست‌وزیری هم وجود داشت که از مجلس باید رأی می‌گرفت و ولی فقیه که آن بالا، ناظر به کارهای آن‌ها بود. تقریرکنندگان قانون اساسی در واقع چرخه دموکراتیکی را خلق کردند که هیچ‌کس داخل آن قدرت لازم را برای مستبدشدن نداشت و همه همدیگر را خنثی می‌کردند.

بحران‌های قانون اساسی در طول دهه ۶۰ نشان داد که ریاست جمهوری در جای خودش قرار نگرفته است. در سال ۱۳۶۸ تصمیم به حذف نخست‌وزیری گرفته شد و در مقابل به اختیارات ولی فقیه افزوده شد و آن را تبدیل به ولایت مطلقه کردند تا وزن کنترل‌کنندگی خودش را بر رئیس جمهور داشته باشد.

نجف ‌‌‌‌زاده در پاسخ به این سؤال ‌‌‌‌که آیا این سبک از چینش قدرت در ساختار سیاسی ایران کارایی داشت و بحرانی گریبان ‌‌‌‌گیر قانون اساسی نشد، اظهار کرد: اولین بحران قانون اساسی در زمان ریاست جمهوری بنی-صدر شکل گرفت. او که با ۱۱ میلیون رأی روی کار آمده بود، فکر می‌کرد که به قول معروف خبری است و می‌تواند هر کاری که دوست دارد انجام بدهد، اما وقتی وارد چرخه قدرت شد، عملاً فهمید که کاری از دستش ساخته نیست. در معرفی نخست‌وزیر به مشکل خورد و با مسائل و مشکلات دیگری هم برخورد کرد. همه این موارد نشان می‌داد که پست ریاست جمهوری در جای خودش قرار نگرفته است. این اتفاقات در دوره شهید رجایی و آیت‌الله خامنه‌ای هم وجود داشت و شاهد مثال این ماجرا هم اختلاف نظر رئیس جمهور و نخست‌وزیر و استعفای او و دخالت امام در این مسئله است. نهایتاً در سال ۱۳۶۸ تصمیم به حذف نخست‌وزیری گرفته شد و در مقابل به اختیارات ولی فقیه افزوده شد و آن را تبدیل به ولایت مطلقه کردند تا وزن کنترل‌کنندگی خودش را بر رئیس جمهور داشته باشد.

در سال‌های پس از فوت امام خمینی(ره) کاملاً معلوم شد که رئیس جمهور در ایران کاره‌ای نیست. در چرخه سیاسی کشور قدرت چندانی ندارد. همین امر در سال‌های بعد و در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی باعث بروز بحران‌های دیگری شد.

دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی با اشاره به اینکه در چینش جدید ساختار سیاسی هم رئیس جمهور قدرت زیادی ندارد، خاطرنشان کرد: در سال‌های پس از فوت امام خمینی(ره) کاملاً معلوم شد که رئیس جمهور در ایران به قول معروف کاره‌ای نیست و تنها با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و مشروعیت قدرتش را فقط از اینجا می‌گیرد و با توجه به گستردگی اختیارات ولی فقیه که در قانون کشور هم به آن اشاره شده، رئیس جمهور در چرخه سیاسی کشور قدرت چندانی ندارد. همین امر در سال‌های بعد و در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی باعث بروز بحران‌های دیگری شد.

محمدصادق جوادی حصار: اگر قرار باشد ریاست جمهوری حذف و نخست‌وزیری احیا شود، یا اینکه قدرت ولی فقیه تعدیل شود، باید به مؤلفه احزاب بیش از پیش اهمیت داده شود، در غیر این صورت به همان گرفتاری‌ها و بحران‌های اول انقلاب دچار می‌شویم و باز یک عده محدودی می‌خواهند برای جمعیت زیادی تصمیم بگیرند.

در ادامه این نشست محمدصادق جوادی حصار، فعال سیاسی و دبیر کل کانون دانشگاهیان خراسان با بیان اینکه نکات زیادی در صحبت‌های دکتر نجف ‌‌‌‌زاده مورد غفلت قرار گرفته است، گفت: در دوره اول تا سوم مجلس شورای اسلامی نیم‌نگاهی به احزاب وجود داشت و می‌خواستند که پارلمان را حزبی اداره کنند. به همین دلیل بود که حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد و همه سران کشور در آن عضو بودند. حزبی اقتدارگرا که نمی‌شد بدون نظارت و دخالت آن در جمهوری اسلامی کاری انجام داد. از آن ‌‌‌‌طرف چون برای دیگر احزاب فضایی فراهم نبود، عملاً این حزب مجلس را به دست گرفت. با این حال نمی‌توانست مثل بقیه کشورها نخست‌وزیر انتخاب کند. از طرف دیگر رئیس جمهور هم چون با رأی مردم انتخاب شده بود، برای خودش حقی قائل بود و به هیچ عنوان تن به گزینه مطرح‌شده از سوی احزاب نمی‌داد. در نتیجه یک تعارض و بحران شکل گرفت و بنی‌صدر هرکسی را به‌عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی می‌کرد، آن‌ها رأی نمی-دادند تا اینکه مجبور شد تن به انتخاب رجایی بدهد. به‌جای حذف پست نخست‌وزیری به احزاب بها داده می‌شد و اجازه می‌دادند حزب‌های قدرتمندی تشکیل شود، بعد هرکدام که رأی بیشتری داشتند دست به انتخاب نخست‌وزیر می‌زدند و نقش نظارتی که اکنون به ولایت فقیه داده شده به رئیس جمهور داده می‌شد. ترس از استبدادی که آقای نجف ‌‌‌‌زاده به آن اشاره کردند، باعث شد که نگذارند این روند شکل بگیرد و قدرت را در ولایت فقیه متمرکز کردند. الان هم اگر قرار باشد ریاست جمهوری حذف و نخست‌وزیری احیا شود، یا اینکه قدرت ولی فقیه تعدیل شود، باید این روند مورد بررسی قرار بگیرد و به مؤلفه احزاب بیش از پیش اهمیت داده شود، در غیر این صورت به همان گرفتاری‌ها و بحران‌های اول انقلاب دچار می‌شویم و باز یک عده محدودی می‌خواهند برای جمعیت زیادی تصمیم بگیرند.

در همان سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب ما در محتوا جز امام کسی را نداشتیم. اگر ایشان می‌گفت فردا صبح مجلس تعطیل است، کسی نمی‌رفت. هیچ‌کس روی حرف امام حرف نمی‌زد. در اختلاف میان آیت‌الله خامنه‌ای و میرحسین موسوی، وقتی که امام گفتند نظرشان با میرحسین است، غائله ختم شد.

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در دهه اول انقلاب شکل و فرم نهادهای حاکمیتی وجود داشت اما خبری از محتوا نبود، گفت: در همان سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب ما در محتوا جز امام کسی را نداشتیم. اگر ایشان می‌گفت فردا صبح مجلس تعطیل است، کسی نمی‌رفت. هیچ‌کس روی حرف امام حرف نمی‌زد. در اختلاف میان آیت‌الله خامنه‌ای و میرحسین موسوی، وقتی که امام گفتند نظرشان با میرحسین است، غائله ختم شد. قبل از انتخابات سال ۱۳۷۶ که منجر به انتخاب سید محمد خاتمی شد، تحقیق گسترده‌ای روی روزنامه‌های زمان انقلاب انجام شد و پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که تا قبل از سال ۱۳۷۶ ما در ایران چیزی به نام انتخابات نداشتیم و مردم تنها بیعت می‌کردند. حتی همین واژه عیناً استفاده می‌شده است. تصمیم‌سازان آن روزهای جمهوری اسلامی می‌گفتند که ما مثلاً در میان گزینه‌های موجود به شهید رجایی می‌رسیم و مردم در انتخابات شرکت و با ایشان بیعت می‌کنند. فرم انتخابات است ولی عملاً اتفاق دیگری دارد می‌افتد. این روحیه که ما کشور را مدیریت می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم که آرا و نظرات مخالفین و منتقدین بروز و ظهور معنادار پیدا کند، عامل اصلی به حاشیه راندن حزب و حزب ‌‌‌‌گرایی بود و همین باعث شد که نگذارند در آن مجلس احزاب نخست‌وزیر انتخاب کنند. این عوامل اگر به‌موقع تشریح نشوند و مسببین آن مشخص نگردند، در تحلیل‌های بعدی دچار مشکل خواهیم شد و باید بستر آن درست تحلیل شود.

بنی‌صدر با زیرکی خاصی به مردم فهماند که رأی دادن به او یعنی بیعت با امام خمینی(ره).

این فعال سیاسی خراسانی در پاسخ به این سؤال یکی از حضار که آیا از اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری ماجرای بیعت کردن وجود داشت یا نه، گفت: از اولین انتخابات این ماجرا وجود داشت. بنی‌صدر قبل از نامزد شدن برای ریاست جمهوری دیداری با امام داشت و وقتی که از آن جلسه بیرون آمد گفت من الان متقاعد شدم برای ریاست جمهوری ثبت ‌‌‌‌نام کنم. یعنی من از امام اجازه گرفتم و ایشان هم موافقت کردند. در واقع با زیرکی خاصی خودش را به امام وصل کرد و خیلی نامحسوس به مردم فهماند که اگر به من رأی بدهید با امام بیعت کرده‌اید.

تقریرکنندگان قانون اساسی با سازوکارهای دم ‌‌‌‌دستی تلاش کردند که هم جلوی استبداد را بگیرند و هم نگذارند که آن شکنندگی دوران شاه اتفاق بیفتد.

دکتر نجف ‌‌‌‌زاده در ادامه صحبت‌های جوادی حصار با اشاره به شکنندگی سیاسی در زمان محمدرضا شاه پهلوی، بیان کرد: کسانی که قانون اساسی ایران را می‌نوشتند، نیم‌نگاهی هم به واقعیات سیاسی زمان شاه داشتند. در زمانی محمدرضا پهلوی ضعیف بود و مجلس قدرتمند، یک شکنندگی در اوضاع سیاسی مشهور بود. برای همین تقریرکنندگان قانون اساسی می‌خواستند که این اتفاق در جمهوری اسلامی نیفتد و به همین دلیل با سازوکارهای دم ‌‌‌‌دستی تلاش کردند که هم جلوی استبداد را بگیرند و هم نگذارند آن شکنندگی دوران شاه اتفاق بیفتد. از آنجا که مجلس خبرگان قانون اساسی کاملاً دلی و جو زده این متن را نوشتند، فکر چاره-ای برای بحران‌های عظیم پیش ‌‌‌‌رو نکردند. اگرچه که در سال‌های ابتدایی انقلاب، امام خمینی(ره) با دخالت‌ها و اظهارنظرهایی اجازه بروز و ظهور برخی از بحران‌ها را نمی‌دادند. نمونه‌اش حزب جمهوری اسلامی که با آن ساختار عظیم و عریض و طویلش که بلافاصله بعد از دستور ایشان کاملاً تعطیل شد.

عده‌ای معتقدند با وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، رئیس جمهور معنایی ندارد و نظام نخست-وزیری باید احیا شود. به دنبال آن احزاب تشکیل شوند و آن‌ها در مجلس به سروکله هم بزنند و نخست‌وزیر انتخاب کنند. درست است که این روند به هیچ عنوان دموکراتیک نیست ولی برای کارایی سیستم مناسب است.

دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد از چند دیدگاه در رابطه با تغییر ساختار سیاسی نام برد و افزود: یک عده می‌گویند این تغییر ساختار منجر به ظهور دیکتاتوری دینی و اسلامی خواهد شد. یعنی آن چیزی که امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه به آن اشاره می‌کند ولی تحت تأثیر روشنفکران حلقه پاریس آن را تبدیل به جمهوری اسلامی می‌کند تا بعدها و در زمان بهتری همان دیکتاتوری اسلامی را به منصه ظهور برساند. در این نوع حکومت ولایت فقیه نقش اساسی را دارد و همه ساختارها زیرنظر او هستند و همه سازوکاری که برای ائمه (ع) در نظر می‌گیریم، برای ولایت فقیه هم قائل هستیم. یک عده دیگر معتقدند که الان در شرایط بغرنج سیاسی قرار داریم، رئیس جمهور هیچ‌کاره است و ویترین رأی مردم است. در نهایت اگر حاکمیت یک ‌‌‌‌دست شود احتمالاً در آینده بهتر تصمیم خواهیم گرفت که این حکومت کارایی و کارآمدی دارد یا نه. گروه سومی هستند که می‌گویند با وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، رئیس جمهور معنایی ندارد و نظام نخست‌وزیری باید احیا شود. به دنبال آن احزاب تشکیل شوند و آن‌ها در مجلس به سروکله هم بزنند و نخست‌وزیر انتخاب کنند. درست است که این روند به هیچ عنوان دموکراتیک نیست ولی برای کارایی سیستم مناسب است.

انتهای پیام/


برچسب ها :
ارسال دیدگاه