» .اسلایدر » بحرین اصلاً دست ایران نبود/ رضاشاه مجلس را به طویله تشبیه می‌کرد

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۱۸ - ۱۹:۵۰

 کد خبر: 7435

در نشست «نقش احزاب در ملی شدن صنعت نفت و حوادث پس از آن» عنوان شد

بحرین اصلاً دست ایران نبود/ رضاشاه مجلس را به طویله تشبیه می‌کرد

گروه سیاست ـ دکتر محسن مدیرشانه‌چی، کارشناس سیاسی گفت: قضیه بحرین، برخلاف تبلیغاتی که شد به این علنی نبود که از ایران جدا شود و آن را از دست بدهیم؛ در واقع بحرین عملا ۲۰۰ سال قبل از آن، یعنی از زمان زندیه از ایران جدا شده بود و اسماً ایران می‌گفت که استان چهاردهم ماست.

بحرین اصلاً دست ایران نبود/ رضاشاه مجلس را به طویله تشبیه می‌کرد

به گزارش آتی‌نیوز، نشست «نقش احزاب در ملی شدن صنعت نفت و حوادث پس از آن» به همت دایره آموزش احزاب اتحاد با حضور دکتر محسن مدیرشانه‌چی، کارشناس سیاسی و استاد دانشگاه، چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه در دفتر حزب اتحاد ملت خراسان برگزار شد.

مدیرشانه‌چی در این نشست ابراز کرد: ما مردم ایران برخلاف خیلی از جوامع پویا و توسعه یافته که قانون در آن نهادینه شده است باید دنبال فرصت‌هایی باشیم تا به آرمان‌ها و موفقیت‌هایی دست پیدا کنیم؛ این فرصت‌ها یا در دوران ضعف حکومت‌ها و پایان یک خاندان و انتقال قدرت و ایجاد خلا قدرت یا رقابتی که بین صاحبان قدرت صورت می‌گرفت، رخ می‌داد.

وی افزود: دوره نخست احزاب از سال ۱۲۸۸ آغاز شد. در پیروزی انقلاب مشروطه سال ۱۲۸۵، انجمن‌ها نقش داشتند و هنوز احزاب سیاسی در ایران تشکیل نشده بود. در مجلس اول هم همین انجمن‌ها نقش داشتند ولی بعد از به توپ بستن مجلس اول و از سال ۱۲۸۸ که مجلس دوم شروع شد، احزاب تشکیل شد و دو حزب دموکرات و حزب اعتدال داشتیم. بعد هم در مجلس چهارم و پنجم به سرعت مجلس چند حزبی تشکیل شد و در مجلس پنجم انتقال سلطنت صورت گرفت و در مجلس ششم هم مصدق و مدرس حضور داشتند و از مجلس هفتم کم کم مجالس حالت تشریفاتی پیدا کردند و احزاب سیاسی هم تعطیل شدند. سپس، یک دوران تک حزبی و بعد هم احزاب دولتی جای هم را می‌گرفتند و در برهه‌ای هم در دوره‌ای خالی از حزب بودیم.

این کارشناس سیاسی در ادامه گفت: در واقع احزاب ایران را می‌توان در سه شاخه بستر فکری، عقیدتی و بین‌المللی تقسیم کرد. از شهریور ۱۳۲۰، دوباره احزاب سیاسی به میدان آمدند. یکی از نخستین احزابی که در این دوران که فضای باز سیاسی بود شکل گرفت حزب توده ایران در مهر ۱۳۲۰ بود؛ این حزب بزرگ‌ترین و قدرتمندترین تشکل سیاسی چپ در ایران بود. همچنین مهم‌ترین حزب ناسیونالیسم ملت‌گرا، حزب ایران بود که در آغاز یک کانون صنفی بود. از دیگر احزاب، حزب پان‌ایرانیست بود که جمعیت و کانونی به نام کانون پان‌ایرانیست تشکیل داد و بعد هم حزب شد؛ اعضای این حزب جوانان ناسیونالیسم ملی‌گرا بودند که برای مبارزه با متفقین در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ گردهم آمدند.

وی بیان کرد: از مجلس هفتم دیگر مجلس، مجلس نبود و خود رضاشاه تصمیم می‌گرفت و حتی مجلس را به طویله تشبیه می‌کرد، لذا مجلس هفتم تا سیزدهم قلابی و فرمایشی و صوری بود مجلس چهاردهم اولین مجلسی بود که در آن فضایی باز برای احزاب فراهم شده بود. اولین بار در این مجلس بود که پیشنهاد شد که هیچ وزیر و دولتی حق ندارد بدون اجازه مجلس با شرکت‌های خارجی قرارداد نفتی ببندد. پیشنهاد ملی شدن نفت جنوب مطرح شد، توده‌ای‌ها موافقت کردند و یا گفتند اگر ملی نمی‌شود در بحث موازنه مثبتی که نظر آنها بود به روس‌ها هم نفت شمال داده شود، همان طور که نفت جنوب در اختیار انگلیس‌ها است. لذا قصد مجلس این بود که نهضتی را شکل دهند که خواسته آن ملی شدن سراسری نفت ایران چه جنوب و چه جای دیگر باشد.

این استاد دانشگاه توضیح داد: در مجلس پانزدهم که مصدق نبود، برخی دیگر از ملیون که اقلیت بودند لایحه‌ای را مطرح کردند تا قرارداد نفت جنوب اصلاح شود ولی با آن مخالفت شد، تا در مجلس شانزدهم مصدق و جمعی از سران احزاب، طرح ملی شدن سراسری نفت را مطرح کردند و در نهایت تصویب شد و مجلس سنا هم آن را تصویب کرد. لذا در آخرین روز، آخرین ماه، آخرین سال دهه ۲۰ و در آستانه دهه ۳۰، مجموعه فعالیت‌ها و تلاش‌های احزاب و همراهی مردم سبب شد که ملی شدن صنعت نفت به ثمر بنشیند.

وی گفت: بعد از انقلاب ۵۷ هم که داستان به گونه دیگری است و اولین دوره ریاست جمهوری و مجلس شورای ملی که بعداً اسلامی شد، بازگشت به فضای دهه ۲۰ و فعالیت رقابتی احزاب را مشاهده می‌کنیم، ولی از دوره‌های بعد از ریاست جمهوری و مجلس حضور احزاب، گرایش‌ها و تمایلات گوناگون کمتر و محدودتر شد؛ البته در این میان مجلس ششم را داریم. اینکه مردم آزاد باشند که هر حزبی را با هر عقیده و مرامی تشکیل دهند و بدون ناظر بتوانند کاندیدا داشته و به مجلس برود، این شرایط بعد از مجلس اول تقریبا از میان رفت، ولی خوب همه چیز نسبی است و در حالت کلی این گونه بود.

وی توضیح داد: قضیه بحرین هم برخلاف تبلیغاتی که شد به این علنی نبود که از ایران جدا شود و آن را از دست بدهیم. در واقع بحرین عملا ۲۰۰ سال قبل از آن یعنی از زمان زندیه از ایران جدا شده بود و اسماً ایران می‌گفت که استان چهاردهم ما است. بعد از خروج انگلیس از آنجا، حکمیتش به سازمان ملل گذاشته شد و مستقل شد و ایران هم این موضوع را پذیرفت؛ اصلا بحرین دست ایران نبود.

*مشروح خبر در لینک زیر:


برچسب ها : , , , , , , , , , ,
ارسال دیدگاه