» .اسلایدر » فضاحت‌های اقتصادی اخیر مانع از توجه کافی به حجاب شده است

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۱۱ - ۱۲:۴۲

 کد خبر: 5943

حجت‌‌الاسلام شیبانی‌فر:

فضاحت‌های اقتصادی اخیر مانع از توجه کافی به حجاب شده است

گروه فرهنگ و هنر ـ حجت‌‌الاسلام شیبانی‌فر در مراسم عزاداری حضرت زهرا(س)، حجاب را موضوع اصلی در آخرالزمان عنوان کرد و گفت: متأسفانه به‌دلیل فضاحت‌هاي اقتصادي خاص اخير، توجهمان سمت موضوعات اقتصادی و روايات مربوط به اقتصاد رفته است.

فضاحت‌های اقتصادی اخیر مانع از توجه کافی به حجاب شده است

به گزارش آتی نیوز، حجت‌الاسلام شیبانی‌فر، در مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) که شب گذشته، ۱۰ بهمن‌ماه در کانون فرهنگی قلم مشهد برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.

وی در این مراسم به روایتی از پیامبر(ص) درخصوص اینکه پیشانی‌نوشت آخرالزمان بحث حجاب است، اشاره کرد و گفت: متأسفانه به‌دلیل فضاحت‌های اقتصادی خاص اخیر، توجهمان سمت موضوعات اقتصادی و روایات مربوط به اقتصاد رفته است.

حجت‌الاسلام شیبانی‌فر، یکی از موضوعات نگران‌کننده آخرالزمان را عدم ثبات افراد در دینداری عنوان و ابراز کرد: در روایت حضرت رسول(ص) عنوان شده که افراد، صبح متدین هستند اما شب که به خانه برمی‌گردند، دینشان را از دست داده‌اند.

وی به روایتی در خصوص چگونگی عاقبت به خیری اشاره کرد و گفت: در روایات، تسبیحات حضرت زهرا (س) و سخاوتمندی جزو راه‌‌های عاقبت‌ به خیری ذکر شده است.

این سخنران، پیاده‌روی اربعین را ارزان‌ترین سفر خارجی عنوان کرد و ادامه داد: اگر فردی به این سفر برود و حق‌الناس گردنش باشد، این سفر به چه درد وی خواهد خورد؟

وی در ادامه بخل را صفتی عنوان کرد که انسان هرچقدر هم در ایمان اوج بگیرد، او را به زمین می‌زند و افزود: سخاوت صفتی است که خدا دوست دارد، از همین رو کسی که سخاوتمند است، محکوم به عاقبت به خیری است.

*****

مشروح خبر

به گزارش آتی نیوز، حجت‌الاسلام شیبانی‌فر، در مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) که شب گذشته، ۱۰ بهمن‌ماه در کانون فرهنگی قلم مشهد برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.

وی، یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌ها و دلواپسی‌ها برای متدنین و مؤمنین حقیقی را این دانست که آیا عاقبت به خیر می‌شوند یا نه؟ و گفت: روزی پیامبر (ص) درباره خصوصیات ماه مبارک رمضان و فضایل آن صحبت می‌کردند، یک لحظه چشمشان به سیمای علی (ع) افتاد که گریه می‌کردند، پیامبر (ص) فرمودند دارم می‌بینم که محاسن سپید علی (ع) در سحر یکی از همین روزهای رمضان به خون فرقش آغشته خواهد شد. وقتی صحبت ترور و قتل یک نفر می‌شود، اولین سؤالی که به ذهن می‌آید این است که چه کسی؟ کی؟ چرا؟ کجا؟ چطور؟ اما اولین سوالی که امام علی (ع) پرسیدند، این بود که آیا عاقبتم خیر می‌شود؟ و وقتی جواب مثبت گرفتند خیالشان راحت شد. به‌جز حضرات معصومین به هیچ کسی ضمانت قطعی برای عاقبت بخیری نداده‌اند. چرا باید ترس داشته باشیم؟ ترس از این بابت که شیطان قسم خورده انسان را گمراه کند. فرض کنید یک نفر چندین سال زحمت می‌کشد و تمام همّ و غمّش را در لحظات آخر برای گرفتن سرمایه‌اش می‌گذارد. چرا اینقدر تأکید شده مقید باشید دعای عدیله زیاد بخوانید. جزو برنامه ثابت‌تان این دعا باشد. از حضرت رضا (ع) که امین الله هستند، بخواهید که دین و ایمان و ولایت خودتان و بچه‌هایتان را بیمه کنند و آن لحظه که به آن نیاز مبرم دارید به شما برگردانند. آقای بهجت می‌فرمودند کاش می‌شد در یک معامله شرکت کنم و ۴۰ سال از سال‌های عمرم را بدهم و یک ضمانت بگیرم. یک نفر پیدا شود و بگوید چهل سال را بده در عوض من تضمین می‌کنم که تو عاقبت به خیر از دنیا می‌روی. به خدا این کار را می‌کنم چون ارزش دارد. سلمان فارسی صاحب آن همه فضایل، وقتی از او پرسیدند ریش تو مقرب‌تر است یا دم سگ؟ گفت بستگی دارد به عاقبتمان. اگر بتوانم ولایت امیرالمؤمنین (ع) را تا لحظه آخر از دست ندهم و عاقبت به خیر شوم، ریش من وگرنه، دم همان حیوانی که اسمش را بردید.

*طبق روایتی از پیامبر (ص)، پیشانی‌نوشت آخرالزمان بحث حجاب است اما از بزرگ‌ترین دلواپسی‌های ما برای آخرالزمان همین است که به خاطر فضاحت‌های اقتصادی خاص اخیر، توجهمان سمت روایات مربوط به اقتصاد رفته است.

*از چیزهایی که خیلی نگران کننده است، این است که صبح افراد متدین هستند اما شب که به خانه برمی‌گردند دینشان را از دست داده‌اند.

وی بیان کرد: طبق روایتی از پیامبر (ص)، پیشانی‌نوشت آخرالزمان بحث حجاب است اما از بزرگترین دلواپسی‌های ما برای آخرالزمان همین است که به خاطر فضاحت‌های اقتصادی خاص اخیر، توجهمان سمت روایات مربوط به اقتصاد رفته است. حضرت رسول (ص) فرمودند: «در آخرالزمان گرانی زیاد می‌شود، در آن دوره ثروتمندان مطلقاً بر افرادی که بضاعت مالی ندارند دل نمی‌سوزانند، پیشانی نوشت آخرالزمان بحث حجاب است، پیشانی نوشت آخرالزمان این است یک عده با دین کاسبی می‌کنند و نان دین را می‌خورند». از چیزهایی که خیلی نگران کننده است، این است که صبح افراد متدین هستند اما شب که به خانه برمی‌گردند دینشان را از دست داده‌اند. لذا گفته‌اند دعای عاقبت بخیری را زیاد بخوانید. بعضی موارد هست که در فرمایشات اهل‌بیت (ع) آمده و بارزترین آنها گناه است. پیامبر (ص) فرمودند بترسید از اینکه نسبت به گناه راغب شوید. بترسید که گناه در نظرتان تخفیف پیدا کند و سبک شود. ذات گناه نکبت می‌آورد حتی یک گناه می‌تواند شما را تا حد انکار امیرالمؤمنین (ع) پیش ببرد. کسی که از دوبهم‌زنی خوشش بیاید، عاقبت خوشی نخواهد داشت. کسی که در خلوت خودش از خدا نترسد، عاقبت به خیر نخواهد شد.

چطور عاقبت به‌خیر شویم؟

وی بیان کرد: روایت داریم که چند چیز عاقبت به خیری می‌آورد. یکی، تقیّد به تسبیحات حضرت زهرا (س) است. امام صادق (ع) فرمودند بعد از امیرالمؤمنین (ع)، محبوب‌ترین انسان نزد پیامبر، حضرت زهرا (س) هستند. شک نکنید اگر هدیه‌ای ارزشمندتر از تسبیحات حضرت زهرا (س) وجود می‌داشت، پیامبر (ع) آن را به دخترشان هدیه می‌کردند. ربط این تسبیحات و عاقبت به خیری چیست؟ در قرآن آمده «اهل ذکر کثیر باشد، خدا را زیاد یاد کنید، چه بسا عاقبت به خیر شوید.» مصداق ذکر کثیر، تسبیحات فاطمه زهرا (س) است. دومین چیزی که موضوع بحث امشب ماست، افرادی که به عاقبت به‌خیری بسیار نزدیکند افراد سخاوتمند هستند. خداوند از سخاوت خیلی خوشش می‌آید. بهشت، خانه چند دسته از آدم‌ها معرفی شده، خانه آدم‌های آقامنش، بزرگوار، سخاوتمند. سخاوت مصادیق مختلفی دارد. یکی اینکه وقتی لطفی به کسی می‌کنید اهل منت گذاشتن نباشید. دعا کنید خدایا دنیا را از شرار خلق بی‌نیاز کن. چه کسانی شرار هستند؟ کسانی که وقتی می‌بخشند منت می‌گذارند. بارها به دوستان جوانم عرض کردم، هروقت، هر قدمی خواستید برای کسی بردارید بدترین حالت را از طرف مقابل در نظر بگیرید و ببینید آیا بازهم آن کار را انجام می‌دادید؟ آن وقت انجام بدهید. به هم هدیه بدهید که دلهایتان به هم نزدیک شود. مثلاً اگر بگویید فلان کار را انجام بدهم که موجب سرفرازی خواهرم بشود و او در عوض موجب سرفرازی من بشود، اگر نشد چه؟ آیا دلها نسبت به هم چرکین می‌شود؟ بدتر از آن این است که کسی کاری را بکند و بعد منت بگذارد. روایت داریم که اگر با دست راستتان کاری کردید، لطفی در حق کسی کردید، دست چپ‌تان مطلع نشود. روایت است که بار اول که به زبان آوردید، خداوند ثواب صدقه مخفی را از کارنامه‌تان خط می‌زند و ثواب صدقه علنی را در کارنامه می‌نویسد و اگر بار سوم به زبان آوردید، خدا ثواب را نفی کرده و گناه ریا را در کارنامه می‌نویسد. پس راه‌های عاقبت به‌خیری و دوری از عاقبت به شرّ، تسبیحات حضرت زهرا (س) و سخاوت هستند. روزی در محضر امام صادق (ع) که در حال نماز بودند، فردی خوابش گرفت و خوابید. دوستانش تصمیم گرفتند او را دست بیندازند. در کیفش پول داشت، خواستند سکه‌ها را بردارند و جای آن لباس بردارند و بروند. او از خواب بلند شد و دید کیف سبک شده و نگاه کرد دید جز امام صادق (ع) کسی آنجا نیست. رفت محضر حضرت آقا و چون ایشان را نمی‌شناخت چند بار با تشر به شانه حضرت زد. از امام صادق (ع) پرسیدند پول‌های من را چکار کردی؟ پول‌هایم را برگردان. آقا فرمودند چند تا سکه در کیفت بوده؟ ایشان معتقد بودند اگر دیدی بین دو تا شیعه اختلاف مالی شده، هی با آنها حرف نزن، نگذار رویشان به هم باز شود، بهتر است پول‌شان را بدهی. او تعداد سکه‌ها را گفت و به غلامش گفت برود از منزل سکه بیاورد. وقتی غلام برگشت و سکه‌ها را به او داد، دوستان فرد هم برگشتند و دید که آنها دارند می‌خندند، ماجرا را که فهمیدند از او پرسیدند مگر نشناختی؟ او امام صادق (ع) است. فرد بهت‌زده شد. دوباره رفت خدمت امام صادق (ع) در حالی که اشک در چشمانش بود. از ایشان طلب بخشش کرد. حضرت فرمودند چرا آمده‌ای؟ گفت می‌خواهم پول‌ها را پس بدهم. حضرت فرمودند ما چیزی را که داده‌ایم پس نمی‌گیریم. پس نباید منت گذاشت. فقط خداست که سر ما منت دارد. قیمت‌ها که بالا می‌رود، اخلاق‌ها بد می‌شود. فضا ملتهب می‌شود. یکی از پسران زبیر، محضر امام حسین (ع) آمد و گفت در نوشته‌های پدرم نوشته‌ای مبنی بر بدهی پدر تو به پدر خودم پیدا کرده‌ام. باید قرض پدرت را بدهی. حضرت فرمودند چند سکه بود؟ گفت هزار سکه. آقا سکه‌ها را دادند و او بعد چند روز برگشت و گفت آقا اشتباه شده. من اشتباه برداشت کرده بودم، پدر من به پدر شما بدهکار بوده. اما حضرت سکه‌ها را پس نگرفت ولی گفت من به عنوان یکی از وراث، بدهی پدرم را می‌بخشم تو باید بروی و رضایت برادران دیگر را هم جلب کنی. اما این سکه‌ها را هم پس نمی‌گیرم چون شرم دارم چیزی را که داده‌ام پس بگیرم. در اسلام جهیزیه به عهده پسر است، کل چیزی که دختر به خانه شوهر می‌برد یک بله است. حالا عرف ما این است که خانواده دختر جهیزیه می‌دهند، نباید از هیچکدام از دو طرف منتی بر طرف دیگر برای این موضوع باشد. پس باید این مثال را بیندازی دور که «کاسه به جایی برد که قدح برگردد».

*ارزان‌ترین سفر خارجی که الان می‌شود رفت همین پیاده‌روی اربعین است. اگر فردی به این سفر برود و حق‌الناس گردنش باشد، به چه درد می‌خورد.

حجت‌الاسلام شیبانی فر ادامه داد: اگر خدا همه کاره و سریع‌الحساب است، چرا آدم با بنده خدا معامله کند؟ وقتی می‌خواهی کسی را به راه راست هدایت کنید، نقاط قوتش را از او نگیرید. کسی می‌آید روضه امام حسین (ع)، اما پول مردم را نمی‌دهد این در حالی است که امام حسین (ع) بر حق‌الناس تاکید داشتند. پیاده‌روی اربعین خوب است چون ارزان‌ترین سفر خارجی که الان می‌شود رفت همین سفر است، اما اگر فردی که پیاده‌روی اربعین می‌رود، حق‌الناس را ندهد به چه درد می‌خورد؟ پس باید حواسمان جمع باشد. پیامبر به جنازه کسی که حق‌الناس به گردنش بود، نماز نمی‌خواند. چند کار هست که اگر انجام دهید قرض‌هایتان زود ادا می‌شود. یکی اینکه جز به ضرورت زیر بار قرض نروید، جز اینکه از گفتن حال و مشکلتان با مردم اجتناب کنید. سوم اینکه وقتی قرضی دارید تمام دغدغه‌تان این باشد که قرض مردم را بدهید. توصیه من به جوانان این جمع این است که قبح حق‌الناس و فضیلت سخاوت باید برای همه مشخص شود. درباره نجاشی داریم که بعد از مسلمان شدن به دست جعفر طیار، خدمات زیادی به اسلام کرد. جعفر می‌گوید دیدم نجاشی سر به سجده گذاشته و می‌لرزد. سرش را که برداشت چشمانش از شدت گریه قدح خون شده است. از او پرسیدم چه شده؟ گفت اینها اشک شوق است، خبر داده‌اند پیامبر در فلان جنگ پیروز شده است. خبر رحلت نجاشی را که به پیامبر (ص)، دادند ایشان در مسجد غمامه بودند و از همانجا برایش نماز میت خواندند. این نماز ۵ تا تکبیر دارد پیامبر هفت نوبت برای ایشان الله اکبر گفتند.

بخل صفتی است که هرچقدر هم که در ایمان اوج بگیری، آخرش پاپیچت می‌شود و تو را زمین می‌زند اما سخاوت صفتی است که چون خدا دوستش دارد، کسی که سخاوتمند است محکوم به عاقبت به خیری است

روزی از شیطان پرسیدند چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ گفت عابد بخیل، گفتند از چه کسی بیشتر بیزاری؟ گفت فاسق سخی. بخل صفتی است که هرچقدر هم که در ایمان اوج بگیری، آخرش پاپیچت می‌شود و تو را زمین می‌زند اما سخاوت صفتی است که چون خدا دوستش دارد، کسی که سخاوتمند است محکوم به عاقبت به خیری است. هرسال دهه عاشورا در منزل یک بزرگوار عرب اماراتی مجلس روضه دارم. یکی از عزیزان سخنور و آشنا که شاید معرف حضور شما باشند، تعریف می‌کردند که یک سال من در آنجا دهه عاشورا برنامه داشتم. آن فرد خیلی اصرار داشت از حضرت زهرا (س) برایمان بخوان. من این کار را کردم. پس از دهه عاشورا، ایشان به عزاداران ناهار می‌داد. من کنار ایشان نشستم، و از ایشان پرسیدم چرا اصرار داشتی که در دهه عاشورا از حضرت زهرا (س) هم بخوانیم؟ گفت من در دوبی زندگی می‌کردم و سنی متعصبی هم بودم. ثروت زیادی داشتم که الان هم دارم. خدا به من یک دختر داد که حاضر بودم هستی و نیستی‌ام را به پایش بریزم تا لبخند از لبش محو نشود. این دختر که به دو سالگی رسید بسیار شیرین زبان شده بود و من او را بسیار دوست داشتم. یک روز از منزل به من خبر دادند که اگر می‌خواهی دخترت را زنده ببینی بیا منزل. رفتم و دیدم بچه سیاه شده. گفتند یک سکه انداخته بالا، افتاده توی گلوی بچه و مجرای تنفسی‌اش بند آمده. بچه را رساندیم به بیمارستان. گفتند این دختر را با پرواز برسان پاریس، چون اینجا نمی‌توانیم عملش کنیم. من یک پرواز را همانجا اجاره کردم و تا وارد بیمارستان شدم پزشک وارد شد و بعد از چند لحظه آمد کنار من نشست و گفت اگر ما بتوانیم سکه را از گلوی فرزندتان خارج کنیم تارهای صوتی او آسیب می‌بیند و او تا آخر عمر نمی‌تواند حرف بزند. من که چاره‌ای نداشتم رضایت دادم و بچه را بردند اتاق عمل. در همان بیمارستان رویم را به سمتی که فکر می‌کردم مدینه باشد، دستم را گذاشتم روی سینه‌ام و گفتم السلام علیک یا رسول الله. شما دختر داشتی به نام فاطمه، من هم دختر دارم، به جان فاطمه‌ات قسم، اگر دخترم به سلامت از این اتاق بیرون بیاید و تارهای صوتی‌اش آسیب نبیند، من شیعه فاطمه تو می‌شوم. بعد از عمل گفتند کوچک‌ترین آسیبی به تارهای صوتی دخترم وارد نشده است. وقتی دخترم به هوش آمد گفت بابا خواب دیدم یک خانمی گفت سلام به پدرت برسان و گفت هیچوقت محبت پدرت با من را با محبت پدرم به من مقایسه نکن. حالا عرض می‌کنم خدمت حضرت فاطمه، یا فاطمه، روز حشر، ستّاری کن، دلسوختگان خویش را یاری کن. او سنی بوده، اینگونه ارادت دارد. ما چه کار کردیم؟

در ادامه برنامه مراسم عزاداری برگزار شد.

انتهای پیام/

 


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , ,
ارسال دیدگاه

بایگانی اخبار