×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشنهاد سردبیر

true
    امروز  یکشنبه - ۱۷ آذر - ۱۳۹۸  
false
true
مشروح خبر | نمی‌توان نسخه واحدی از مفاهیم دینی را برای تمامی اعصار ارائه کرد

به گزارش آتی نیوز، نشست «ایمان و دیگری به‌مثابه انسان» به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)، پنجشنبه ۲۳ آبان ماه در سازمان مرکزی جهاد دانشگاهی فردوسی برگزار شد.

ناصر مهدوی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر عرفان اسلامی با بیان اینکه تحولات به وجود آمده در حوزه‌های فلسفی، روانشناسی، کلام و جامعه‌شناسی به تدریج در ذهن دینداران تأثیر می‌گذارد، گفت: در این زمان احساس می‌کنیم که باید قرائتی از دین را ارائه دهیم که بتواند با دستاوردهای امروز بشری، سازگاری بیشتری داشته باشد و این به معنای منفعل بودن مسئله یا معرفت دینی نیست بلکه در تمام حوزه‌ها این‌گونه است. ذهن ما به اندازه دارایی خود با جهان تماس برقرار کرده و جهان نیز به اندازه ظرفیت ذهنی ما، خود را نمایان می‌کند. قرن‌ها پیش از کانت، فیلسوفی که انقلاب کوپرنیکی را در حوزه معرفت به راه انداخت، در بین عرفا کشف بزرگی رخ داده بود؛ آن‌ها دریافته بودند که ما از پشت عینک جان خود با این جهان تماس می‌گیریم لذا زمانی که جان تاریک باشد، جهان زیبایی‌های خود را از آدم‌ها پنهان می‌کند و این همان چیزی است که بعداً در فلسفه تحت عنوان استعلا مطرح شد یعنی اینکه واقعیت‌های آفرینش، ساکت و صامت هستند و بستگی به این دارد که ما با چه نیت و ظرفیتی با این جهان روبه‌رو شویم، هر چه جان آدمی، رقیق‌تر، پاک‌تر می‌شود انگار با رازهای بیشتری تماس برقرار می‌کند.

وی ادامه داد: امانوئل کانت یک آدم دیندار بود و متوجه این شد که واقعیت‌های معرفتی به اندازه ظرفیت ذهنی انسان حاصل می‌شود و این غیر از ساختار ذهنی است. به دلیل اینکه دینداران بتوانند فهم درست‌تری از دین و سهم بیشتری از متون دینی داشته باشند، از یک سو نیاز به جان شریف‌تر و روح لطیف‌تری دارند و به نظر می‌رسد هر چه این جان روشن‌تر و فضای درونی انسان آزادتر می‌شود، آدمی به درجات بیشتری از فرزانگی می‌رسد و رازهای بیشتری را می‌تواند از حقایق دینی و مفاهیم مهم آفرینش به دست بیاورد. از طرفی، هرچه قدر دستگاه ذهنی، فربه‌تر شود، دریچه‌های مختلفی به ذهن ما گشوده می‌شود یعنی دینداران با دستاوردهای روانشناسی بیشتر آشنا شده و با فضای فلسفی ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند و درک آن‌ها نسبت به خداوند، انسان و جهان تغییر پیدا می‌کند. مفاهیم دینی یا هر چیز دیگری، این‌گونه نیست که یک بار برای همیشه، تکلیف آن را روشن کنید؛ حرفی که مولانا در مثنوی زده است، شرقی نیست و رنگ و بوی تمدن غربی دارد اما در شعر و زبان مولانا جاری است که می‌گوید «بی‌نهایت حضرتست این بارگاه /صدر را بگذار صدر تست راه» این بیت مفهوم بلندی دارد، امروز یافتن ذات یک پدیده یا مفهوم، یک کار غیرممکن شمرده می‌شود

این پژوهشگر اسلامی با بیان اینکه نگاه ما نسبت به انسان‌های دیگر بدون آنکه متوجه شویم، یک نگاه ابزاری است، گفت: ابتدا از پشت عینک ذهن خود با دیگران شروع به تعامل و برقراری ارتباط می‌کنیم؛ عموم ما انسان‌ها این‌گونه هستیم که اگر افراد، شبیه گمشده و آرمان‌های ما باشند، به آن‌ها اقبال می‌ورزیم و اجازه می‌دهیم که در وجود ما رخنه کنند اما اگر بعد از ارزیابی و شناخت متوجه شویم که این شباهت وجود نداشته و با اندیشه‌های ما ارتباط زیادی ندارند، از آن‌ها چندان دل‌خوشی در خاطر ما باقی نمی‌ماند و یک نگاه ابزاری به آن‌ها خواهیم داشت لذا اجازه نفوذ آن‌ها را در وجود خود نمی‌دهیم و ارتباط عاطفی بین ما خیلی سخت برقرار می‌شود؛ داشتن چنین نگاه و تفکر به انسان‌های دیگر، بعدها ممکن است هزاران آسیب به وجود آورد لذا بسیاری از این تنازع‌ها و کشمکش‌های بی‌موردی که بین انسان‌ها به وجود می‌آید، زائیده همین قصه است که ما نسبت خود را با دیگران تصحیح نکرده‌ایم. سخنی که کانت مطرح می‌کرد، این بود که اخلاق بنا نخواهد شد مگر اینکه ابتدا ذهن خود را تصحیح کرده و آن‌ها را به‌مثابه یک هدف نگاه کنیم و هیچ انسانی را به‌عنوان یک ابزار در جهت اهداف و امیال خود نبینیم؛ زمانی که این اتفاق بیفتد، بوی خوش صلح از راه می‌رسد و آدم‌ها می‌توانند در سطحی قرار بگیرند که به یکدیگر عشق بورزند.

وی با بیان اینکه یکی از لوازم ضروری ایمان ورزی این است که دیگری را به‌عنوان هدف ببینید، گفت: زمانی که افراد تجربه ایمانی به دست می‌آورند، دیگران در نگاه آن‌ها به‌مثابه یک هدف و انسان می‌شوند، آن‌ها را با میل خوشایند خود تقسیم نمی‌کنند و نمی‌گویند که این فرد، عقیده و تفکراتش شبیه من است، پس انسان‌تر است و کسانی که از این اوصاف برخوردار نیستند از انسانیت چیزی کم دارند و دچار رخنه‌های وجودی هستند.

وی ادامه داد: تجربه ایمانی یک تجربه شهودی، وجودی و درونی بوده و ایمان غیر از اعتقاد است زیرا اعتقاد یک چالش ذهنی است لذا زمانی که فکر انسان به یک موضوعی پایبند می‌شود و برای باور خود دلایل محکم می‌آورد که از آزمون‌های انتقاد دیگران، جان سالم به در بَرد، آن وقت می‌توانیم بگوییم که به آن مسئله اعتقاد داریم کما اینکه می‌توانیم به لحاظ ذهنی بگوییم که به وجود خداوند در این عالم اعتقاد داریم اما زمانی که تمام وجود شما با امری درگیر و یک رابطه شورمندانه برقرار می‌شود، تمام هستی انسان را یک حقیقت نابی در برمی‌گیرد و بیشتر از این نمی‌توان توضیح داد زیرا یک تجربه درونی بوده و توصیف آن با کلمات ظاهری دشوار است؛ تقریباً ایمان یک چنین نسبتی است و روند آن تدریجی است زیرا جان و وجود انسان درگیر می‌شود مانند کسی است که لب دریا ایستاده است، آن را می‌بیند و از نقاشی کردن و توصیف دریا عبور کرده است؛ آنجایی که با وجود خود درگیر می‌شوید، مفهوم ایمان پیدا می‌شود؛ این ایمان در قرآن، شدت، ضعف و قوت دارد؛ به این معنا که ایمان یک اتفاق فرایندی و طیفی است که به‌طور آرام بر جان می‌نشیند.

مهدوی در ادامه به مفهوم «فنا» اشاره کرد و گفت: مفهوم فنا را، بَد معرفی کردیم، فنا به معنای «نیستی» نبوده است؛ بزرگان ما این تجربه را داشتند و به میان آوردند اما چون عرفان مانند فقه و سایر جنبه‌های دینی از نقد و نظر خالی بوده، مفهوم فنا روشن نشده است.

این پژوهشگر با بیان اینکه پروژه پیامبر (ص) این بود که ما دیگران را به‌مثابه انسان ببینیم، گفت: ادعای ما در مورد تجربه پیامبر (ص) این است که می‌خواهد ما را به آن عرصه برساند تا دیگری را به‌عنوان یکی از آیات پروردگار ببینیم و از این جهت که یک انسان است به او نگاه کرده، اُنس بگیریم و او را تحمل کنیم حتی اگر کافر بوده و از حیطه باورها و تعلقات ذهنی ما بیرون باشد؛ قرآن ما را دعوت می‌کند که چنین افرادی را انسان در نظر بگیریم و این کتاب سعی می‌کند که ما را به چنین آستانه‌ای از آگاهی، شعور، معرفت و رشد باطنی برساند. خداوند ما را دعوت می‌کند که با او زندگی کرده و به او عشق بورزیم و هیچ‌چیز برای خود نمی‌خواهد لذا اگر کسی دیگری را به‌مثابه انسان نبیند، تقریباً دیانت او لَنگ است و نمی‌توان گفت که این آدم در قیامت از پاداش خداوند برخوردار می‌شود.

ناصر مهدوی: برخلاف سیره پیامبر که حتی به معاویه که شرور بود و ظلم کرده بود، آب رساندند، متأسفانه شرایط به‌گونه‌ای شده که مسلمان‌ها امروز «حق» و تمام عالم، نجس و باطل شده‌اند. در رساله‌های عملی و کتاب‌های کلاسیک فقهی، دیگری را آدم حساب نمی‌کنیم؛ قضات طبق دستورات فقه کلاسیک که علما می‌خوانند و از شور لذت به آسمان پرواز می‌کنند، می‌توانند در قضاوت خود، یک مسیحی را به ناحق تحقیر کند و حتی اگر مسلمان ناحق باشد.

وی ادامه داد: زمانی که آب را بر لشکر حضرت علی (ع) بستند، همه‌چیز بهم ریخت اما زمانی که نوبت به ایشان رسید، به مردم دستور دادند آب را بر روی معاویه باز کنند زیرا انسان است و حق نوشیدن آب دارد هرچند که شرور بوده و حقیقت را زیر پا گذاشته و ظلم کرده است. متأسفانه این تفکر به تدریج در تاریخ ما گم شد؛ مسلمان‌ها «حق» و تمام عالم، نجس و باطل شده‌اند. در رساله‌های عملی و کتاب‌های کلاسیک فقهی، دیگری را آدم حساب نمی‌کنیم؛ قضات طبق دستورات فقه کلاسیک که علما می‌خوانند و از شور لذت به آسمان پرواز می‌کنند، می‌توانند در قضاوت خود، یک مسیحی را به ناحق تحقیر کند و حتی اگر مسلمان ناحق باشد، این اندیشه‌ها بعداً رسالت پیامبر (ص) را دچار خدشه کرد. اخلاق، فدای قواعد فکری و شرعی و دیانت فدای قدرت شد. قدرت تعیین می‌کند که معرفت چیست؛ به تلویزیون نگاه کنید، بزرگواران نمی‌دانند که بسیاری از این مداحی گری‌ها، ریشه دینی و اخلاقی ندارد. اما ۱۰ شبکه در اختیار آن‌ها است. در کتاب‌های درسی تنها آیات آخر سوره مجادله را می‌آورند و تنها اشاره به این آیه می‌کنند که هرگز از کافران تبعیت نکنید؛ کافران امروز هم که آمریکا و اسرائیل است. جنس قدرت این‌گونه است که منافع خود را نگه می‌دارد و بقیه را حذف می‌کند لذا شعر، موسیقی حدیث و روایت می‌سازد و یا آن را جعل می‌کند. آدم‌ها سعی می‌کنند که معرفت را تحت استخدام خود دربیاورند؛ افلاطون می‌گفت که آموزش‌وپرورش بزرگ‌تر از این حرف‌ها است که به دست هر اوباشی بیفتد اما این نهاد بعداً به دست تمامی قدرتمندان افتاد که آموزش‌وپرورش مهم‌تر از آن است که به دست همه بیفتد زیرا ذهن و دین مردم را باید کنترل کرد.

به جاهایی رفتم که به‌شدت نسبت به من تاخت‌وتاز شد که چرا در این همه جنگ، فتنه، آشوب و مُثله کردن، مرتب از خدای رحمان حرف می‌زنم و حتماً یک غرضی دارم لذا تعجب کردم بعضی از دینداران که متصدیان جامعه نیز هستند این حرف را به من گفتند.

وی ادامه داد: به جاهایی رفتم که به‌شدت نسبت به من تاخت‌وتاز شد که چرا در این همه جنگ، فتنه، آشوب و مُثله کردن، مرتب از خدای رحمان حرف می‌زنم و حتماً یک غرضی دارم لذا تعجب کردم بعضی از دینداران که متصدیان جامعه نیز هستند این حرف را به من گفتند.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false