×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشنهاد سردبیر

true
    امروز  جمعه - ۴ بهمن - ۱۳۹۸  
false
true
مشروح خبر | دولت در سیاست افزایش نرخ بنزین اشتباه عمل کرد/ پسابرجام؛ بهترین زمان برای گرانی

به گزارش آتی‌نیوز، نشست «کشاکش آراء در مسئله بنزین»، ۱۲ آذرماه در سالن همایش سازمان مرکزی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی در مشهد برگزار شد.

علی سرزعیم: دولت در سیاست افزایش نرخ بنزین اشتباه عمل کرده است.

علی سرزعیم، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و مشاور اقتصادی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در ابتدا، اظهار کرد: دو تا مسئله را باید از هم تفکیک کرد، یکی اصل موضوع افزایش قیمت بنزین است که آیا این کار درست بوده است یا خیر، و دوم چگونگی اجرای این سیاست است. این دو را نباید باهم قاطی کرد. متأسفانه در فضای فکری ایران بعضی سوء استفاده می‌کنند و می‌گویند اصل کار اشتباه است اما به عقیده من اصل کار، درست بوده ولی در اجرا، سیاست اشتباه بوده است. اصولاً باید از ابزار اقتصادی در جهت نفع اجتماعی زیاد استفاده کرد و به نتایج نگاه کنیم. افزایش نرخ بنزین در بلندمدت نفع اجتماعی زیادی دارد، در بلندمدت باید جامعه را به سمتی پیش ‌برد که کمتر از بنزین استفاده کند، زیرا آلودگی و ترافیک ایجاد می‌کند، باید از ابزارهای اقتصادی استفاده کرده تا رفتارها را اصلاح کنیم و سیاست‌گذاری در بلندمدت به سمتی پیش رود که جامعه به سمت مصرف کم بنزین سوق یابند، بحث فنی سر جایش است و من آن را انکار نمی‌کنم. باید مسافت سفر کم شود، انگیزه سفر را کم کنیم، شکل سفر هم مهم است افراد باید ترجیحاً پیاده‌روی کنند تا لاغر شوند و از حمل و نقل عمومی استفاده کنند تا سلامتی‌شان حفظ شود. ایده‌آل ما باید این باشد که از لحاظ سیاست‌گذاری به این سمت برویم، چون قیمت را پایین نگه داشته‌ایم یک نوع چسبندگی به سمت مصرف بنزین ایجاد شده، از همین رو تمام سازوکارها، سبک زندگی مثل شکل سفر و نوع سفر را تخریب کرده‌ایم. ما به‌دنبال گزینه‌های ساده هستیم و از زیر کار سخت درمی‌رویم، حتی سیاست‌گذاران ما هم درمی‌روند. به‌نظر من نباید با توجیهات، امور را به عقب انداخت. شک نکنید که ما در آینده هزینه‌های سنگینی برای درمان آلودگی هوا خواهیم داد. ترافیک هم که دیگر مشکل همه شهرها و یک مسئله ملی شده است، با توجه به اینکه شهرها خیلی با هم فرق می‌کنند. کاری که اشتباه است قیمت بنزین است بدیهی است که می‌توانیم پول یارانه بنزین را صرف حمل و نقل عمومی، از جمله مترو نماییم که هر شهر ما دارای مترو باشد، اما متأسفانه مردم عادت کرده‌اند، زیرا دولت کار سخت را عقب انداخت. در مورد نحوه اجرا و چگونگی نحوه اجرا اختلاف نظر است. وقتی بخواهیم در مقیاس ۸۰ میلیون نفر کار را انجام دهیم چگونگی اجرا مهم می‌شود که اگر درست اجرا نشود، کل فلسفه درست زیر سؤال می‌رود که این کار نیاز به طراحی دارد و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. من در این طراحی سهیم نبودم و فقط دوتا پیشنهاد دادم که متأسفانه دولت به آن عمل نکرد. و وقتی اجرا شد متوجه شدیم که برنامه‌ای پشت این سیاست وجود نداشته است و در نحوه اجرا دیدیم که هزینه‌هایی، هم برای مردم و هم برای دولت به‌وجود آورد. اگر اصلاحات صورت نمی‌گرفت وضع روزبه‌روز بدتر می‌شد. در اصلاحات باید از تجربه اهل فن و متخصصین استفاده کرد تا برای جامعه اغتشاش فکری ایجاد نشود و دودش به چشم مردم نرود.

در ادامه این نشست علی دینی ترکمانی، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی اظهار کرد: قیمت‌ها نقش مهمی در بهبود عملکرد اقتصادی دارد و همه چیز با قیمت‌ها توضیح داده می‌شود در جامعه‌ای مثل جامعه ما که  در نهادها، ساختار قدرت و کژکارکردها مشکل وجود دارد، نمی‌شود چالش‌ها را حل کرد و‌ همه مشکلات را به قیمت بنزین ربط داد مثلاً گفته شود به‌خاطر وجود مشکلاتی چون قاچاق بنزین، آلودگی هوا، ترافیک و غیره قیمت بنزین را بالا ببریم، و یا بگوییم مصرف‌کنندگان عمده بنزین، افرادی هستند که ماشین دارند و ثروتمند هستند. نقدی که وجود دارد این است که اقتصاد ما با اقتصاد کشورهای دیگر که چالش‌های نهادی ندارند بسیار متفاوت است، مشکلات نهادی در کشور ما باعث می‌شود، روند انباشت سرمایه معیوب باشد. خروجی‌اش هم می‌شود تورم ساختاری که به‌دنبال آن دولت دچار پارادوکس می‌شود. مردم دریافتند که از طریق بازی با قیمت‌ها نه تنها مشکلاتشان حل نمی‌شود، بلکه تشدید هم می‌شود. پشت این یک سابقه تاریخی وجود دارد. از سال ۶۸ به بعد در چارچوب برنامه اول توسعه، بحث اصلاح قیمت‌ها عنوان شده و قیمت‌ها تعدیلی بوده است و همیشه هم دو تا بحث وجود داشته؛ عده‌ای معتقد بودند این به‌صورت تدریجی و گام به گام باشد و عده دیگر معتقدند باید انفجاری باشد که اشکال این نگاه آن است نگاهی به ناکارآمدی سازمان‌ها و نهادها ندارند، مثلاً در همین شهر مشهد آستان قدس رضوی یک طرح توسعه دارد، استانداری طرح دیگری برای توسعه شهری دارد و ممکن است این دو باهم و موازی کاری می‌کنند و به‌دنبال آن، این شهر، خوب مدیریت نشود. مثال دیگر در این زمینه، آن است که آقای بشار اسد به ایران می‌آید اما وزارت خارجه از آن بی‌خبر است و نمونه این کار در دنیا وجود ندارد و من اسم این را گذاشته‌ام تودرتوی نهادی، راهکار اصلاح نهادی است. اصلاحات نهادی کار آسانی نیست، اما اگر این رخ دهد تورم ساختاری هم درست می‌شود.

قیمت بنزین را زمان آقای هاشمی ایشان می‌گفتند بگذارید این کار را انجام دهم تا شر آن کنده شود، حتی اگر در دور دوم رأی نیاورم هرچند که مجلسیان اجازه چنین کاری را ندادند در آن زمان اعتیاد، نیاز جامعه و هم خودرو کمتر بود می‌شد این کار را انجام داد اما این قضیه را ۳۰ سال طول دادیم و نه‌تنها اصلاحات نهادی نشد بلکه بدتر هم شد.

سرزعیم بیان کرد: دو نوع موضع‌گیری و نگرش در میان دوستان نهادگرا وجود دارد، یک عده افزایش قیمت بنزین را قبول دارند اما می‌گویند پیش‌شرط آن اصلاحات است، دسته دیگر اصلاً افزایش قیمت بنزین را قبول ندارند که من اصلاً با این گروه‌‌ حرفی ندارم. دوستانی که می‌گویند پیش‌شرط اصلاحات قیمتی، اصلاحات نهادی است. ارزیابی من این است که هم بله و هم خیر. اصلاحات اقتصادی کار سختی است، در انتهای داستان هدف ما این است که تغییرات رفتاری را به سمت بهتر شدن ایجاد کنیم. اگر چارچوب‌های نهادی ایجاد نشود آدم‌ها مقاومتشان در برابر تغییر رفتار شدیدتر می‌شود. اگر کیفیت نهادهای ما مثل سوئیس و سوئد بود و مثل نروژ فساد کم‌تر بود، مردم راحت‌تر به اقدامات سخت تن می‌دادند تا اینجا موافق هستم. و به دو معنی مخالف هستم، بعضی اصلاحات را به گره زدن به اصلاحات نهادی گره می‎زنند که به‌نظر من وقت تلف کردن است، چون اصلاحات نهادی زمان‌بر است، با بدتر شدن متغیرها نیاز به یک ‌ابرمرد پیدا می‌شود همین قیمت بنزین را زمان آقای هاشمی ایشان می‌گفتند بگذارید این کار را انجام دهم تا شر آن کنده شود، حتی اگر در دور دوم رأی نیاورم هرچند که مجلسیان اجازه چنین کاری را ندادند در آن زمان اعتیاد، نیاز جامعه و هم خودرو کمتر بود می‌شد این کار را انجام داد اما این قضیه را ۳۰ سال طول دادیم و نه‌تنها اصلاحات نهادی نشد بلکه بدتر هم شد. مخالفت من به این خاطر است که ما دو نوع دموکراسی‌خواهی داریم یکی به معنای گردش نخبگان است و معنای دیگری که سیاسیون به دنبال آن هستند و آن این است که چرا فلانی رفت بالا من نرفتم من به‌دنبال دموکراسی حداقلی هستم ، اما دسته دوم دموکراسی حداکثری می‌خواهند که بسیار مستعد آشوب است چون کشور ما کشوری توسعه‌نیافته است و به سرعت به دامان پوپولیسم می‌افتد و بی‌ثباتی ایجاد می‌شود. ولی در دموکراسی حداقلی در عین کمک به شفافیت و کارایی، ثبات در سیستم هم ایجاد می‌شود. گره زدن همه مشکلات به اصلاحات نهادی درست نیست، زیرا وقت تلف می‌شد. ما اصلاً نباید زمان را به این تمنا از دست بدهیم. مسئله این است که سیاست‌مدار ما همیشه به‌خاطر ریسک‌پذیری و منفعت خود در مقابل اصلاح مقاومت می‌کنند، هدف ما تغییر رفتار بود. ۱۵ بار بعد از انقلاب، قیمت را بالا بردیم که فقط سه بار تورم ایجاد شد و افزایش‌ها معمولاً در حد تورم بوده است. دو تا مدل فهمیدم در دنیا هست یک تعداد دولت ‌کارآمد دارند، مثلاً قوه مجریه انگلیس کارآمد است. اما در آمریکا دولت، ناکارآمد است و به‌خاطر وجود بخش خصوصی و قوه قضاییه قوی، ابرقدرت شده‌اند، ازهمین‌رو رشد یافته هستند قوه قضاییه که خوب باشد بخش خصوصی رشد می‌یابند. یک عده‌ای می‌گویند برویم مثل انگلیس قوه مجریه را قوی کنیم و عده‌ای هم می‌گویند بخش خصوصی تقویت شود. احمدی‌نژاد اصل عملکردش خوب بوده است اینکه اگر نمی‌توانم پول را از مردم بگیرم چون اعتماد ندارند پول را به خودشان دهیم. اما اشتباهش این بود پولی که به مردم پس می‌داد، بیش از درآمدش بود و با کسری بودجه مواجه شد وگرنه ایده خوبی ارائه داد. از آنجایی که نهادها در کشور ما ضعیف هستند بهتر است که پول را به خود مردم دهیم.

دینی ترکمانی در ادامه اظهار کرد: اشکال اساسی به لحاظ هستی‌شناسی و فلسفی دانش اقتصاد و بسته آموزشی متعارف رشته اقتصاد این است که اقتصاد را اقلیمی جدا از جامعه، سیاست و فرهنگ تعریف می‌کند و به همین دلیل سروکارش با متغیری به نام قیمت است اما در حوزه علوم سیاسی مهم‌ترین متغیر ساختار قدرت است در جایی که ساختار قدرت دچار کژکارکردی باشد با تغییرات قیمت‌ها مردم واکنش نشان می‌دهند و اعتراض‌ها به سمت رادیکال شدن پیش رفته است و به شورش گرسنگان رسیده. تجربه نشان داده این یارانه‌ای که داده می‌شود، باعث می‌شود به‌مرور زمان بر اثر بازتولید تورم، قدرت خرید افت پیدا کند. مشکل اساسی این تئوری، آن است که اساساً به لحاظ هستی‌شناسی دغدغه عدالت اجتماعی ندارد و با بازی با قیمت‌ها می‌خواهد به عدالت اجتماعی بپردازد. اگر مسئله برابری مطرح است، چرا سیستم مالیات‌ها را اصلاح نمی‌کند چرا این همه نهاد و اشخاص حقیقی و حقوقی از پرداخت مالیات درمی‌روند این کار که خیلی ساده‌تر است. ما کژکارکرد نهادی داریم و نظم اجتماعی به‌هم خورده است موتور ماشین اقتصاد ایران مشکل دارد، اقتصاد ما دچار یک دور باطل شده است و راه رهایی از این دور باطل، بازی با قیمت‌ها نیست، بلکه خارج از قیمت‌ها است. اصل بحث من به دولت توسعه‌خواه برمی‌گردد، متأسفانه مراکز متعدد تصمیم‌گیری قدرت داریم و خروجی آن در عمل با مشکل روبرو می‌شود. اگر در سال ۷۷ و ۸۸ اعتراض‌ها مربوط به طبقه متوسط بود و مطالبات مدنی بود، از این به بعد با لایه‌های پایین اجتماعی که دغدغه نان دارند، مواجه می‌شویم. ما باید جهانی فکر کنیم و ملی عمل کنیم. بدان معنا که در قرن ۲۱، در چارچوب سنت‌گرایی تجددستیز عمل بکنیم و انتظار این را داشته باشیم که می‌توانیم جامعه را خوب اداره کنیم.

در پسابرجام سرمایه سیاسی دولت بالا رفته بود و بهترین وقت برای گرانی بنزین بود.

سرزعیم گفت: دور باطل را قبول دارم اما مشروط. حرف شما این است که باید تورم را کنترل کرد و من هم موافقم تورم از کجا می‌آید؟ یا اقتصاد شما به اندازه کافی کالا و خدمات تولید نمی‌کند و یا پول زیاد تولید می‌شود اما کالا تولید نمی‌شود که قیمت‌ها این‌ها را باهم سازگار می‌کند و به این نتیجه می‌رسیم که باید بخش خصوصی فعال شود، پس پول بنزین را به خود مردم دهیم بهتر است. دولت چهار و نیم میلیون کارمند نمی‌خواهد در حالی با گرفتن نصف این‌ نیروها تغییر عملکردی صورت نمی‌گیرد. چرا اینجوری شده است؟ چون پول نفت ملت را نمی‌دهیم و آویزان دولت می‌شوند و بیکاری پنهان ایجاد می‌شود. در حال حاضر تمام بودجه ما بودجه جاری است و دولت، پولی برای زیرساخت ندارد، ما ادامه بهزیستی شده‌ایم. من موافق گرفتن مالیات از همه هستم اما بنزین را اگر بالا ببریم شبیه مالیات است. اصلاحات، هم کارایی و هم برابری را افزایش می‌دهد. واکنش مردم نسبت به گرانی بنزین، چندین علت دارد؛ یکی اجرای بد بود، به اعتقاد من اگر در زمان سیل که ۳۰ هزار میلیارد تومان ضرر مالی خورده بود، قیمت بنزین ۵۰۰ تومان افزایش می‌یافت این مشکلات به‌وجود نمی‌آمد. در طراحی اصلاحات اقتصادی زمان‌بندی مهم است. نباید بعد از اتفاقات عراق و لبنان این اتفاق می‌افتاد. اگر بعد از سیل اتفاق می‌افتاد شاهد این مشکلات نبودیم و یا در زمان پسابرجام که سرمایه سیاسی دولت بالا رفته بود، بهترین وقت برای این بود که این داروی تلخ را به مردم می‌دادیم.

درصد افراد فقیر در کشور ما بالا رفته و اعتراض به فقر بوده نه افزایش نرخ بنزین.

بخشی از افراد که به‌دنبال احمدی‌نژاد هستند، فکر می‌کنند احمدی‌نژاد آن رفاه را به‌وجود آورده بود، در حالی که نمی‌دانند به‌خاطر رشد چین بود که قیمت جهانی نفت بالا رفته بود و پولش در جیب احمدی‌نژاد می‌رفت و در جامعه خرج می‌کرد.

وی ادامه داد: از طرف دیگر اقتصاددان‌های ما هم مقصر بودند، اعتراض افراد علتش بنزین نبوده بلکه بهانه بنزین داشتند، درصد افراد فقیر در کشور ما بالا رفته و اعتراض به فقر بوده نه افزایش نرخ بنزین. علت دیگر، بحث دادگاه‌های فساد بود زمانی که روحانی دو روز قبل از گرانی در یزد داد می‌زند یک میلیارد دلار را چکار کردید، این واکنش طبیعی است. جامعه ایران به غلط فکر می‌کند، ایران طبیعی دهه ۸۰ بود، اما الان غیر طبیعی است ولی به‌نظر من این قضیه برعکس است، دهه ۸۰ یک استثنا بود که رفاه موقتی داشتیم، حالت طبیعی، اقتصاد بدون نفت است. در سال ۵۳ و ۵۴ هم حالت طبیعی اقتصاد وجود نداشت، چون قیمت بنزین خیلی بالا رفت. بخشی از افراد که به‌دنبال احمدی‌نژاد هستند، فکر می‌کنند احمدی‌نژاد آن رفاه را به‌وجود آورده بود، در حالی که نمی‌دانند به‌خاطر رشد چین بود که قیمت جهانی نفت بالا رفته بود و پولش در جیب احمدی‌نژاد می‌رفت و در جامعه خرج می‌کرد. مردم درد زایمان اقتصاد جدید (بدون نفت) را می‌کشند.

دینی ترکمانی در ادامه بیان کرد: به نظر من مردم با گوشت و پوست و استخوانشان مسائل را درک می‌کنند. تجربه زیست‌شده مردم، نشان دهنده آن است که اگر اوضاع به قبل برگردد، یارانه نقدی را نمی‌خواهند، چون پول را مثل برفی می‌دانند که رفته رفته در اثر گرمای تورم از بین می‌رود و دچار آسیب بیش‌تری می‌شوند. موتور اقتصاد ایران معیوب است، ماحصل سیستم فساد و سوء مدیریت شدید در دولت، این شده است که پنج، شش هزار پروژه ناتمام می‌ماند. دولت در ایران بزرگ است به یک معنایی درست است و به یک معنایی درست نیست، چون نهادهای تصمیم‌گیری زیاد است و دستگاه‌های زیادی از بودجه ارتزاق می‌کنند که نباید این امر صورت گیرد. ما دچار یک دولت پارادوکسیکال هستیم. راهکار کوچک کردن دولت این است که اصلاحات نهادی صورت بگیرد، بحث من اصلاح نشدن نیست، بحث بر سر این است که چرا مشکلات اقتصادی حل نمی‌شود. بدون ایدئولوژی و سیاست توسعه‌گرایانه کشور چین، ‌چین نمی‌شد. ریشه بحث بر سر قیمت‌ها نیست، ما نمی‌توانیم شعار نفی و نابودی اسرائیل را دهیم و از طرفی بخواهیم با نظام اقتصاد جهانی تعامل سازنده داشته باشیم. نوع نگاه ایدئولوژیک ما باید تغییر پیدا بکند، در غیر این صورت امکانی برای رهایی از دور باطل وجود ندارد. تجربه زیستی این را ثابت کرده که مردم متوجه شدند که با افزایش نرخ بنزین وضعشان بهتر نمی‌شود.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false