×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

انتخاب سردبیری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۸ مهر - ۱۳۹۸  
false
true
مردسالاری را در داستان‌ها رواج ندهید/ حرف نمایندگان زن ایران به جایی نمی‌رسد

به گزارش آتی نیوز، سلسله جلسات هفتگی داستان‌نویسی خلاق، ۱۳ مهرماه با حضور علی براتی گجوان، مدرس داستان‌نویسی و سیدحسین رئیس‌السادات، مورخ و پژوهشگر در کتابخانه مرکزی حرم مطهر رضوی برگزار شد.

علی براتی گجوان، مدرس داستان‌نویسی با بیان اینکه نویسنده باید بی‌رحم و قاتل باشد، گفت: زمانی که نویسنده داستان می‌نویسد، باید واژه‌ها و کلماتی را که دردسر ایجاد می‌نماید، قتل‌عام کند؛ او باید مغرور باشد و هر کسی را به حریم خود راه ندهد تا بتواند با واژگان رقابت کند. اگر نویسنده به این خلق‌وخو استمرار بخشد، به جایی می‌رسد که شخصیت‌های داستانش به او اجازه نمی‌دهند، رفتاری را به آن‌ها نسبت دهد که در نویسنده وجود ندارد.

وی به شیوه‌های صحیح مصاحبه اشاره کرد و گفت: زمانی که می‌خواهید با شخصی مصاحبه کنید حتماً مصاحبه‌های قبلی او را بررسی کنید؛ ببینید در مصاحبه‌های پیشین خود به چه چیزهایی اشاره نکرده است زیرا ما یک مصاحبه متفاوت می‌خواهیم؛ برای این تفاوت باید افکار و عقاید این شخص را بدانیم، اگر کتابی نوشته است، آن را قبل از مصاحبه مطالعه کنید. برنامه «دورهمی» مهران مدیری نمونه خوبی از یک مصاحبه است، مدیری به شیوه خوبی گارد مهمان خود را می‌شکند و نکته‌هایی را از آن‌ها دریافت می‌کند که مخاطب تا به حال در هیچ مصاحبه‌ای نشنیده است. همچنین خاطراتی که گلستان و حبیبه جعفریان از همسران شهدا می‌نویسند، متفاوت است زیرا به سراغ لحظاتی می‌روند که شکل خاطره را از حالت روایی ستایش برانگیز و حماسی دور می‌کند.

گجوان با بیان اینکه «ناداستان» یک گونه ادبی است که در آن از عناصر داستانی استفاده می‌شود، گفت: امروز «ناداستان» در غرب مورد توجه قرار گرفته است. در حوزه «ناداستان» با حقیقت سر و کار داریم و برای رسیدن به آن نیازمند اطلاعات کامل بوده و حق تخیل در آن را نداریم. خواندن «ناداستان» شما را مسحور خود می‌کند زیرا وام گرفته از واقعیت‌های ملموس بیرونی است. کتاب‌های ‌«زندگی این پسر» نوشته توبیاس ولف، «زیتون» دیوا گرز، «شکست‌ناپذیر» لورا هیلنبرند و «نامیرای» هنریتا لکس از جمله آثاری بوده که در این زمینه نوشته شده است.

وی با بیان اینکه فیلم‌های پر فروش جهان در حوزه داستان است، گفت: در گذشته «ناداستان» اِشباع شده بود اما امروز مردم تشنه واقعیت‌ها هستند لذا فیلم‌هایی در این حوزه ساخته شده که ممکن است پر فروش نباشد. در «ناداستان» احتیاج به ایهام و توصیف نیست زیرا فی الذات این قابلیت در آن وجود دارد؛ همچنین «ناداستان»، یک ژورنالیسم ادبی است و می‌توان از نثر آن استفاده کرد.

سید حسین رئیس السادات، مورخ و پژوهشگر با بیان اینکه زندگینامه به دو نوع دگر نوشت و خود نوشت قابل تقسیم است، گفت: «خودسانسوری» یکی از ضعف‌های زندگینامه از نوع خودنوشت بوده که افراد ممکن است، مسئله اجتماعی یا سیاسی زندگی خود را بنا به مصالح شخصی سانسور کنند. اگر کسی یک سفرنامه را ترجمه می‌کند، باید نسبت به آن موضوع آشنایی داشته باشد و کاستی‌های آن را جبران نماید. در نوشتن زندگینامه افراد مختلف باید توجه داشته باشیم که نسبت به آن‌ها چه دیدگاه مثبت یا منفی داریم زیرا شناخت ما از آن شخص، جهت‌گیری‌های ما را نسبت به او در اثر مشخص می‌کند. توصیه من به تمام نویسندگان این است که ذهن خود را برای نوشتن آزاد کنید، کار فرهنگی، ساعتی نیست لذا زمان در کارهای نرم‌افزاری خیلی کاربرد ندارد و جهان‌بینی همان ذهن باز است.

سید حسین رئیس السادات: ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور را زنان تشکیل داده‌اند اما تنها ۴ نماینده مجلس، زن هستند و این مشخص می‌کند که خانم‌ها نسبت به همنوعان خود اصلاً احترام نمی‌گذارند.

وی به حضور زنان در جامعه اشاره کرد و گفت: همت کنید و نوشته‌های خود را به بانوان اختصاص داده و مردسالاری را رواج ندهید. گزینه‌های داستانی خود را روی زنان متمرکز کنید زیرا در هر دو حوزه «داستان» و «ناداستان»، بانوان مغفول مانده‌اند. در سیاست نیز همین‌گونه است؛ ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور را زنان تشکیل داده‌اند اما تنها ۴ نماینده مجلس، زن هستند و این مشخص می‌کند که خانم‌ها نسبت به همنوعان خود اصلاً احترام نمی‌گذارند؛ شما به خودتان ظلم کرده‌اید. در ذهن زنان ما، «مرد بزرگ بینی» وجود دارد. «داستان» و «ناداستان» اهمیتی ندارد، برای شما باید زندگی، آینده و نسل‌های بعدی مهم باشد. حدود یک سوم نمایندگان مجلس در غرب را زنان تشکیل دادند اما در ایران اینگونه نیست و حرف این تعداد کم، به جایی نمی‌رسد؛ تلاش خود را با داستان و خاطره شروع کنید.

وی به ساختمان پلاسکو اشاره کرد و گفت: در زمان گذشته، قهوه‌خانه‌ای در طبقه زیرین پلاسکو قرار داشت که پاتوق روشنفکرها بود و مثل کافی شاپ‌های امروز نبود که پر از دود و قلیان است. امیدواریم بنیاد مستضعفین، ساختمان پلاسکو را به پارک تبدیل کند.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false