×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

انتخاب سردبیری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۸ مهر - ۱۳۹۸  
false
true
محرم‌‌ها تکرار می‌‌شود تا حق و باطل‌ها را بشناسیم

به گزارش آتی نیوز، مراسم هیئت محبان‌‌المهدی، ۱۵ شهریورماه با سخنرانی حجت‌الاسلام اسلام‌‌نژاد، استاد حوزه و دانشگاه در حسینیه طبسی‌‌های مشهد برگزار شد.

حجت‌الاسلام اسلام‌نژاد، استاد حوزه و دانشگاه در این مراسم با بیان اینکه امت پیغمبر باید چهار ویژگی داشته باشد، گفت: اول این‌‌که خوب بشنوند، دوم حفظ کنند، سوم به آن عمل کنند و در آخر آن را نشر بدهند. آن خدمتگزاری نتیجه‌‌بخش خواهد بود که پیوسته باشد. آن خدمتی که یک‌‌بار باشد و یک‌‌بار نباشد فایده ندارد. اگر در هر زمینه‌‌ای پیوسته اقدام کردیم، ثمربخش خواهد بود. همچنین اگر همه کارها برای خدا بود، همه می‌‌شود برای او. از خوردن و پوشیدن تا خوابیدن. گاهی یکی خواب است، اما همین خوابش عین عبادت است و از آن طرف فرد دور خانه خدا دارد می‌‌چرخد و در حال عبادت است، اما کارش هیچ اجر و قربی ندارد. چون برای غیر خداست و اخلاص در آن نیست.

اسلام‌‌نژاد با اشاره به گوشه‌‌هایی از زندگی حضرت علی (ع) بیان کرد: می‌‌گویند امام علی (ع) همیشه در حال ذکر گفتن بودند. اگر قرار باشد ما این‌‌طور باشیم، باید خالی از ظلمت باشیم. چون ذکر خدا باعث آبادانی می‌‌شود و جایی نداریم که گفته باشند ظلمت باعث آبادانی می‌‌شود. پس کارها باید به همین منوال باشد. با این نگاه، حتی وقتی سلام می‌‌کنید، به خاطر خداست و سلام تجاری نیست.

وی، انتخاب همسر را به حق رسیدن خواند و افزود:. ازدواج، ابزاری است برای به حق و خدا رسیدن، این رزق را برایش در نظر گرفتند و حالا باید ببینیم که باید با زندگی چه‌‌کار کنیم. مدل خدایی ازدواج کردن می‌‌شود ذکر. بعد، آن موقع بحران‌‌هایش هم قشنگ است و از آن فرصت استفاده می‌‌کند. آدم با این نگاه برود در زندگی، دیگر به هم گره نمی‌‌خورد. سریع به نتیجه نمی‌‌رسند که قطعش کنند. اگر با خدامحوری زندگی کنیم و عبودیت در زندگی‌‌هایمان رنگ و لعاب گرفت، نور خدا می‌‌آید وسط و ظلمت دیگر جایگاهی ندارد و همه‌‌چیز روشن است. ظلمت جایی می‌‌آید سراغ آدم که نور نیست. چه چیزی نور است؟ خدا و ذکر و ائمه (ع) نور هستند. حسین (ع)، مصباح الهدی و سفینه‌النجاه است. خوش به حال کسانی که زندگی و مرگشان مثل اهل بیت (ع) است و با معیار حق زندگی می‌‌کنند و خدا را در نظر می‌‌گیرند. بعضی وقت‌‌ها ما یک خطا و مکروهی را از آب خوردن راحت‌‌تر انجام می‌‌دهیم. گاهی کاری انجام می‌‌دهیم که عین ظلم است. اصلاً چرا بعضی از ما یاد گرفتیم که ظلمی را با ظلم بزرگ‌‌تر پاک کنیم؟ حالا اشتباهی صورت گرفته، چرا می‌خواهی با ظلم این اشتباه را پاک کنی؟ چرا می‌‌خواهی دلی را بشکنی که اشتباهی را جبران کنی؟

وی، دلیل این اتفاقات را فاصله گرفتن از خدا دانست و اظهار کرد: ما نگاهمان به حق و به دین نیست. دین خط‌‌کش است. دفترچه راهنماست و می‌‌گوید چه کار کنیم؟ چه‌‌طور غذا بخوریم که گند نزنیم؟ چه‌‌طور لباس بپوشیم که خراب نشود؟ کجا بشین کجا نشین. این دین است. وقتی با هوش خودم بروم جلو، خراب‌‌کاری‌‌ها شروع می‌‌شود و ظلمت جای نور را می‌‌گیرد. هرچه تاریکی بیشتر شود، قلبمان کدر می‌‌شود و آدم پیچیده و سردرگم می‌‌شود و در نهایت سرگردان دو عالم می‌‌شویم. یک کسی در لحظه‌‌های آخر فهمید که باید چه کار بکند، مثل حر و زهیر، عاقبت به خیر شدند. فردی مثل عمر بن سعد از کودکی شاهد بزرگ شدن امام بوده و کمر به قتل حضرت می‌‌بندد. اما یک نفر دیگر نصرانی است و با یک رؤیای صادقه می‌‌رود در زمره اصحاب امام حسین (ع) قرار می‌‌گیرد. اوج نور و ظلمت را ببینید. معلوم می‌‌شود که طرف چه‌‌طور زندگی کرده است؟ نوع مرگ را ما با زندگی‌‌ کردنمان مشخص می‌‌کنیم.

این استاد حوزه گفت: اگر در خدمت ولی خدا قرار گرفتیم، در خدمت و مسیر حق هستیم، چون ولی خدا تمام حق و لباس حق است که نتیجه‌اش نصرت و یاریِ خدا می‌شود. با حسین بودن در مکه و عرفات بودن هنر نبود. با حسین در صحرای کربلا ماندن هنر بود. خیلی‌‌ها از مکه که حرکت کردند جزو کاروان امام بودند، ولی در کربلا نبودند. بعضی‌‌ها بدون خداحافظی رفتن‌اند. در منزلگاه‌‌ها حصرت به نماز می‌ایستادند و بعد از نماز تعداد این آدم‌‌ها کم و کم‌‌تر می‌‌شد. و این شد قصه ۷۲ تن. این اراده و خواست خودشان بود. آیا یزید کسی را مجبور کرد که مقابل حضرت بایستد و شمشیر بکشد؟ تهدید کرد، اما مجبور نکرد. عین کلامی که شیطان دارد. روز محشر به خدا می‌‌گوید که تو شاهدی که من فقط دعوت کردم. می‌‌توانست نیاید.

وی بیان کرد: اگر در خدمت ولی خدا قرار گرفتیم، در خدمت و مسیر حق هستیم چون ولی خدا این‌‌گونه است و تمام حق و لباس حق است. این نتیجه‌‌اش می‌‌شود نصرت و یاریِ خدا. با حسین بودن در مکه و عرفات بودن هنر نبود. با حسین در صحرای کربلا ماندن هنر بود. خیلی‌‌ها از مکه که حرکت کردند، جزو کاروان امام بودند، ولی در کربلا نبودند. بعضی‌‌ها بدون خداحافظی رفتنی‌اند. در منزلگاه‌‌ها حضرت به نماز می‌ایستادند و بعد از نماز تعداد این آدم‌‌ها کم و کم‌‌تر می‌‌شد. و این شد قصه ۷۲ تن. این اراده و خواست خودشان بود. آیا یزید کسی را مجبور کرد که مقابل حضرت بایستد و شمشیر بکشد؟ تهدید کرد، اما مجبور نکرد. عین کلامی که شیطان دارد. روز محشر به خدا می‌‌گوید که تو شاهدی که من فقط دعوت کردم، می‌‌توانست نیاید. قصه امام حسین (ع) هم همین است. اراده و خواست مردم بود. باید فکر کنیم چه اتفاقی افتاد که نتیجه‌‌اش سکوت و خانه‌‌نشینی بعضی از مردم و خواص و شمشیر کشیدن به روی امام شد. مگر آن آدم‌‌ها شاخ داشتند یا دم؟ الان وهابی‌‌ها می‌‌گویند امام حسین (ع) را شیعیان کشتند. تا قبل از روز عاشورا وقتی نماز می‌‌شد، از آن طرف می‌‌آمدند و پشت سر امام نماز می‌‌خواندند. همان آدم‌‌ها در آب فرات غسل شهادت کردند. این‌‌ها که جزو مستحبات ماست و همه‌‌مان بلدیم.

حجت‌الاسلام اسلام‌‌نژاد در پاسخ به این سؤال که فرق ما و اشقیای صحرای کربلا کجاست، گفت: فقر، معرفت آدم را نابود می‌‌کند. بترسید از فقر معرفت. علم و عمل، معرفت را بالا می‌‌برد، عملی که با اخلاص همراه باشد. چه کسی می‌‌داند آخر و عاقبتش چیست؟ اصلاً داستان شیطان برای چه در قرآن روایت شده است؟ برای این‌‌که بدانیم نمی‌‌شود به جایگاهمان، عبادت‌‌هایمان و اسم و ناممان اطمینان داشت و اعتماد کرد. شیطان در همه این‌‌ها مقرب بود و می‌‌دانید که چه شد؟ برای چه این‌قدر توصیه کرده‌‌اند که عاقبت به خیری بخواهید؟

وی با اشاره به این‌‌که شرایط زندگی، صحنه نبرد است، افزود: کسی رشد می‌‌کند که خودش را همیشه در نبرد و جبهه ببیند. زندگی صحنه پیکار حق و باطل و ظلمت و نور است. کل یوم عاشورا یعنی چه؟ یعنی همه‌‌جا کربلاست، چون همه‌جا جنگ بین حق و باطل است؟ بروم یا نروم؟ این حرف را بزنم یا نزنم؟ اگر تهمت و افترا و غیبت باشد و بگویی، جنگ را باختی و اگر نگویی حق است و جنگ را برده‌‌ای. همه دنیا به همین زوج تقسیم شده است و این نور و ظلمت را در آخرالزمان می‌بینی. مردم در آخرالزمان به دو دسته تقسیم می‌‌شوند. گروهی که زمینه‌‌ساز ظلم و جور می‌‌شوند و گروه دیگری که زمینه‌ساز عدل و داد می‌‌شوند. اراده و خواست ماست که مشخص می‌‌کند در کدام یک از دسته‌‌ها فعالیت کنیم و یار ‌‌شویم و یارگیری ‌‌کنیم. برای ظلمت، ظلم و جور یا برای نور و عدل و داد؟

اسلام‌‌نژاد ادامه داد: تفاسیر معتبر در تفسیر آیه هفت سوره تکویر، گفته‌‌اند مراد از زوج بودن نفوس، زن و مرد نیست. هر نفسی زوج آفریده شده است. منظور این است که هر نفس با نور و ظلمت تلفیق شده است. ولایت نور است. اگر ولایت‌‌پذیر شدید، نور را اختیار کردید. اگر نقض عهد ولایت کردید، ظلمت است.

وی با بیان این‌‌که حرام‌‌خواری از اسباب قساوت قلب است، گفت: آن کسی که دلش آماده است، یعنی کار حقانی زیاد کرده است. در روایات هست حرام‌‌خواری باعث ظلمت و قسی‌القلب می‌شود. مگر می‌‌شود کسی امام را دوست داشته باشد و او را بکشد؟ کسی که کارهایی کرده و قسی‌القلب شده، هم امام را می‌‌تواند بکشد و هم طفل شش ماهه را ذبح کند. خود امام حسین (ع) می‌‌گویند قلب قسی، قلبی است که حرام خورده باشد. کسی که به خوردن مال حرام عادت کرده باشد، ظلمت در وجودش رخنه می‌‌کند و دیگر حواسش نیست و گوشش به روی حق بسته می‌‌شود. کارهای اشتباه و ظلمش را نمی‌‌شنود. قلبش تکان نمی‌‌خورد. امام سجاد (ع) روز عاشورا به پدرش گفت مگر خودت را برای این‌‌ها معرفی نکردی؟ گفتند چرا. ولی شکم‌‌هایشان از مال حرام پر شده و حق را نمی‌‌شنوند. این ظلم‌‌های ریزی که بعضی از ما می‌‌کنیم، دل کسی را می‌‌شکنیم یا اشک فردی را درمی‌‌آوریم. اگر این‌‌ها کنار هم جمع بشود فاتحه یک زندگی را می‌‌خواند. به خودمان فشار بیاوریم و تحمل کنیم، اما دل کسی را نشکنیم. چون کفیل دل شکسته خداست و گفته وای به احوال ظالم. خداوند خودش حق کسی که یاوری را ندارد، می‌‌گیرد. مثلاً در زندگی شخصی خودمان وقتی به همسرت زور می‌‌گویی و به کاری مجبورش می‌‌کنی، یاوری ندارد جز خدا. دنیا، مکافات عمل است و خداوند باید دوستمان داشته باشد که همین‌‌جا مجازات کند، اگر برسیم آن‌‌طرف که اوضاعمان بی‌‌ریخت است.

وی بزرگ‌‌ترین ظلم‌‌ها را ظلم در حق خدا و خلیفه‌‌اش دانست و اظهار کرد: پیامبر اکرم (ص) دو امانت بین امتش گذاشت و گفت خیانت در امانت نکنید. یکی از همان ظلمت‌‌ها، خیانت در امانت است. مردم در طول تاریخ با امام‌‌های زمانشان چه کردند و ما امروز چه کار می‌‌کنیم و چه کار خواهیم کرد؟ محرم‌‌ها تکرار می‌‌شود تا ما حق و باطل‌‌ها را بشناسیم.

وی ادامه داد: مبارزه با نفس توصیه شده زیرا باعث پرورش نور درون می‌‌شود و «من من» کردن، باعث زیاد شدن ظلمت‌‌های درونمان می‌‌شود. هرچه که باعث می‌‌شود به ولی خدا نزدیک شویم، می‌‌شود نور و حق و هرچه که اهل بیت (ع) از آن کراهت دارند، می‌‌شود ظلمت و باطل. سخت است در زندگی‌‌مان این سؤال را از خودمان قبل از هر عملی، بپرسیم که امام راضی است؟ اگر راضی بود انجام بدهیم و اگر نبود نکنیم. این کار زمانی سخت می‌‌شود که کار سلمانی، مقدادی و ابوذری نکنیم.

اسلام‌‌نژاد با اشاره به این‌‌که شاخصه مشترک یاران امام حسین (ع) این بود که امر ولی را به امر خودشان ترجیح دادند، بیان کرد: این آدم‌‌ها دنبال آن هستند که ببینند ولی خدا چه چیزی می‌‌خواهد تا همان را انجام ‌‌دهند. برای حر، سخت بود که جواب امام را بدهد؟ ادب کرد و سرش را انداخت پایین و گفت مادر شما بانوی دو عالم است. نور را انتخاب کرد. بعضی وقت‌‌ها نورهایی را انتخاب می‌‌کنیم که آن‌‌چنان وسعت دارند که زندگی‌‌ را نورانی می‌‌کنند. چیزی که حر انتخاب کرد، از همین جنس بود. یک شاه‌کلید بود. اما کسی مثل عمر بن سعد از حکومت ری نتوانست بگذرد. یک حرکت کرد و تمام زندگی‌‌اش را نابود کرد و شد اشقیای عالم. باید مواظب باشیم که اگر این ظلمت‌‌ها زیاد شود، بعید نیست که ما را از مسیر ولایت بیرون کند. آیا کسی چک امضاشده دارد که تا آخر عمر ولایتمدار باقی بماند؟ تاریخ این را نشان نداده است.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false