×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

انتخاب سردبیری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۸ مهر - ۱۳۹۸  
false
true
ذلت و عقب‌نشینی؛ نتیجه رویکرد «برد ـ برد» اقتصاد برجامی

به گزارش آتی نیوز، نشست بصیرت حسینی، پنجشنبه ۱۴ شهریورماه، با سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سبزوار برگزار شد.

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با بیان اینکه عاشورای امام حسین (ع) همواره الهام‌بخش تشکل‌های مؤمن و مبارز انقلابی بود، در باب تمایز تشکل اسلامی و تشکل معطوف به قدرت در دنیا گفت: برای تشکل اسلامی باید هدف مشخص و دقیقی تعریف شود تا امکان تجمع ادامه‌دار به‌خصوص در وسط صحنه و معرکه پیش بیاید و هر جریان سیاسی و فکری که در مورد آن، حساسیت کافی نشان نداده، هم به خودش و هم به جامعه صدمه زده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اساساً کار جمعی از نظر هدف دو سنخ است: کاری تشکیلاتی با اهداف خودخواهانه و تشکل عاشورایی با هدف رضایت الهی و خدمت به خلق. در تشکل اول، عده‌ای برای کسب امتیازی مادی دور هم جمع شده، تقسیم ‌کار کرده و سازمان نسبتاً پیچیده‌ای ایجاد کنند تا بتوانند بر بقیه افراد جامعه که معمولاً به‌صورت فردی تصمیم گرفته و عمل می‌کنند، مسلط شوند اما هیچ رابطه عمیق ایمانی و قلبی این‌ها را به هم وصل نمی‌کند بلکه هر کس به فکر خود است و هدفش از متصل شدن به بقیه این است که چطور بقیه را در مسیر منافع خود به کار بگیرد اما در یک تشکل عاشورایی، جمع و انجمن انقلابی و حزب توحیدی، افراد به هم نزدیک می‌شوند نه برای تعظیم خود بر دیگران، بلکه برای ایثار یعنی ترجیح دیگران بر خود و فدا کردن خود برای دیگران و این تفاوت مهم در هر حوزه‌ای به‌خصوص سیاسی، فرهنگی حتی اقتصادی وجود دارد.

نتیجه «بردـ برد» اقتصاد برجامی را هم دیدید که باید برای حداقل حقوقمان از کسانی که ذره‌ای حرمت برای این ملت و حقوقش قائل نیستند التماس کنید، یعنی هم ذلت و عقب‌نشینی و امتیاز دادن و آخرش هم بدهکار و متهم شدن؛ جایی که عقلانیت نیست امکان حرف زدن هم نیست.

رحیم‌پور ادامه داد: مغالطه‌ای که از تعبیر «برد ـ برد» شد، اگر نگوییم بعضی‌ها بالاتر از مغالطه، دنبال هدف دیگری بودند، بین دوستان، حرف درستی است نه با دشمن. در اقتصاد و روابط اجتماعی و خانوادگی، باید «برد ـ برد باشد»، منتها برخی این تعبیر را با دشمن به کار بردند مثل این است که در عاشورا بگوییم حسین و یزید یک کاری کنند که هم یزید پیروز شود و هم حسین. با دشمنان حق «برد ـ برد» نداریم، مگر تجارت و کاسبی است؟ تعبیر «برد ـ برد»، درون یک جامعه توحیدی ـ اخلاقی که هرکسی به حقوق خود قانع است، حدودش را پذیرفته و به حقوق دیگری تجاوز نمی‌کند، خوب است اما نه در جنگ با دشمن که حیوان‌صفتی و استکبار، خصیصه ذاتی اوست و اصلاً برای کسی بُردی قائل نیست و می‌گوید تمام عالم مال من است و جز به بردوباخت نمی‌اندیشند. نتیجه این «بردـ برد» اقتصاد برجامی را هم دیدید که باید برای حداقل حقوقمان از کسانی که ذره‌ای حرمت برای این ملت و حقوقش قائل نیستند التماس کنید، یعنی هم ذلت و عقب‌نشینی و امتیاز دادن و آخرش هم بدهکار و متهم شدن؛ جایی که عقلانیت نیست امکان حرف زدن هم نیست.

رحیم‌پور با بیان اینکه مبنای حرکت سپاه امام حسین (ع)، بندگی و محبت خدا و در راستای آن، محبت اولیاء خدا و محبت به خلق خدا بود، لذا عاشق هم بودند، گفت: در این نوع تشکل، دغدغه اصلی هر کسی، رشد همه‌جانبه همه اعضا و مؤمنین و از جمله خودش است؛ غرض خدا از خلق انسان، جابجایی قدرت که از اهداف واسطه است نبوده، بلکه هدف، رشد ماست که باید با آگاهی و آزادی، انتخاب کرده، هدف‌دار شده و حرکت کنید و هزینه‌اش را بپردازید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به کلام امام خمینی (ره) که «ما مأمور به تکلیف هستیم نه نتیجه»، گفت: مراد امام این نبود که نتیجه برای ما مهم نیست یا از آن تکلیف‌گراهایی هستیم که محاسبه و عقل برایشان مهم نیست بلکه معنایش این است که ما صرفاً نتیجه پرست نیستیم. من باید رشد کنم و این فداکاری به نفع خود من است، همان‌طور که وقتی به دیگری ظلم می‌کنم بنا به فرموده خدا قبل از دیگران به خود ظلم کرده و از انسانیت ساقط‌ شده‌ام. لذا شکست و پیروزی مادی در این جبهه مساوی است و اصلاً شکست نداریم و در تجارت با خدا در هر صورت برنده‌ای. این منطق است که می‌گویند هرچه به ظهر عاشورا نزدیک می‌شوند، سیدالشهدا (ع) و یارانشان، مدام مبتهج‌تر و شادمان‌تر می‌شدند چون به هدف نزدیک‌تر می‌شدند.

وی ادامه داد: یکی از نمونه‌های تشکل اسلامی، هیئات صادقانه و مخلص هستند که اکثریت هیئات ما را تشکیل می‌دهند. اما هیئات غیر مخلصانه هم داریم. صاحب مفاتیح‌الجنان، شیخ عباس قمی می‌گوید اغلب هیئت‌های مذهبی ما گرفتار سه گناه هستند، ریا، غنا و موسیقی حرام که گاهی اوقات برخی آهنگ‌های سلطنت‌طلب‌ها را برمی‌دارند و مداحی می‌کنند و گاهی افراد از یادشان می‌رود که مراد از این موسیقی، ایجاد حزن و ماتم است و خود بزن‌وبکوب، هدف نهائی‌شان می‌شود و گناه سوم هیئت‌ها، این است که در هیئت‌های مذهبی از امام (ع) به‌گونه‌ای صحبت شود که ناصری‌ها و تکفیری‌ها بگویند دیدید ما گفتیم شیعه‌ها امام‌پرست هستند نه خداپرست.

رحیم‌پور در ادامه به تحریفی که در تعریف دین شکل‌گرفته به‌عنوان درس دوم از قیام امام حسین (ع) اشاره کرد و گفت: امروز در دنیا دین را به شکلی مطرح می‌کنند که خدا باشد اما در حاشیه و فرع، و مذهب را به‌عنوان دکور و ظاهر صحنه قبول می‌کنند و نه باطن، چنین دینی را همه‌جا قبول دارند؛ آن‌وقت رهبران سیا و پنتاگون که این‌همه جنایت کرده و در همین دهه گذشته چندین میلیون مسلمان را در عراق، افغانستان، سوریه، سودان، لیبی و یمن به خاک و خون کشیدند، رسماً می‌گویند ما با دین قائدین مشکل نداریم، بلکه با تروریسم اسلامی یعنی مجاهدان و رزمنده‌هایی که جلوی ما می‌ایستند مشکل ‌داریم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: تحریف دین در دنیا، درس دوم امام حسین (ع) است که هم دین باشد و هم ظلم و فسق و فضاحت و شرک و زیر سایه دین، جنگ ثروت و قدرت کنیم. هم مذهبی باشیم و هم دائماً دعوا و طلاق و اعتیاد و کلاه‌برداری، هم عزای امام حسین (ع) بگیریم و هم در سپاه یزید باشیم. این همان مذهبی است که خیلی از ما داریم ولی به رو نمی‌آوریم. در بازار، سیاست، دانشگاه، حوزه، حکومت و خانواده یک‌طور عمل می‌کنیم و موقع عزای امام حسین (ع) و عاشورا و تاسوعا و عید غدیر و بعثت طور دیگری عمل می‌کنیم. چنین مذهبی، هیچ ربطی با نظام‌سازی انقلابی و توحیدی ندارد، چنانچه برخی متکلمین مشروع مسیحی در غرب این را در یکی دو قرن اخیر گفتند که هر آموزه‌ای که مربوط به خداست را کنار بگذاریم مگر در این حد که خدا امیدی مقدس باشد و نه واقعیت.

رحیم‌پور با بیان اینکه این منحرفان دین، می‌گویند هرکس تلاش کند مفهوم حق و باطل را مفهومی واقعی و ثابت بداند و به این‌ها وفادار بماند، شکست‌خورده و نابود می‌شود، گفت: معنای این حرف که «مگر می‌شود در بازار باشی و دروغ نگویی» همین است که خدا را قبول نداریم. فکر می‌کنیم در عالم سیاست هر کسی دروغ بگوید و رأی آورده، قدرت را به دست آورد پیروز است؛ صادقانه در این ۲۰۰ سال گذشته چه کسی برده است؟ امام چگونه پیروز شد با اینکه یک دروغ به کسی نگفت حتی زمانی که قطعنامه را قبول می‌کرد هم فیلم بازی نکرد و گفت: «ما می‌خواستیم صدام سرنگون شود و نشد پس به خاطر مصالح مملکت جام زهر را می‌نوشم»؛ این آدم راست‌گو، امروز عزیزترین و مقتدرترین شخص در جهان اسلام و قدرت مادی هم دست انقلاب امام است.

وی افزود: اگر تقسیم مؤمن و کافر و خطوط تمایزات را کنار بگذاریم و مفاهیمی نسبی و متغیر باشند، این معنای دین یعنی راه حفظ ایمان از دست دادن دائم ایمان است؛ هیچ حقیقت و باطنی وجود ندارد که بخواهیم به خاطر آن مبارزه کنیم و معروف و منکری نیست که بخواهی امر به ‌معروف و نهی از منکر کنی. معروف تو منکر من است و منکر تو معروف من؛ تو چه حقی داری که معروف خودت را به من بگویی؛ چنین نگاهی از دین و ایمان با سرمایه‌داری و سکولاریسم و حتی کمونیسم هم سازگار است و با آن مشکلی ندارند اما اگر این خدایی که می‌گویید جدی است و حسینی که می‌گویید قرار است مرز حسینیان و یزیدیان را از هم جدا و داوری کرده و در سبک زندگی و اقتصاد و سیاست ما اثر بگذارد را جلویش می‌ایستند.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false