×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

انتخاب سردبیری

true
    امروز  جمعه - ۲۴ آبان - ۱۳۹۸  
false
true
مشروح خبر| جای خالی نقد صحیح در سینمای کشور/ فیلم‌ها را با آثار قبلی مقایسه نکنیم

به گزارش آتی‌نیوز، هفدهمین جلسه طعم گپ، طعم نقد، با موضوع نقد و بررسی فیلم «ایده اصلی»، پنجشنبه ۳۱ مردادماه در پردیس سینمایی مشهد برگزار شد.

این فیلم به کارگردانی آزیتا موگویی و با بازی بهرام رادان و مریلا زارعی در نقش‌های سعید و رؤیا تولید ‌شده که موضوع آن، پیرامون پروژه تفریحی بزرگی در جزیره هندورابی است که قرار است با سرمایه‌گذاری مشترک یک شرکت اسپانیایی و طرف ایرانی به مناقصه گذاشته شود، ازاین‌رو چند شرکت پیمان‌کار ایرانی برای این پروژه نان و آبدار، برنامه ریخته‌اند. یکی از این شرکت‌ها که تازه‌کار هم هست، متعلق به سعید و دیگری شرکتی باسابقه زیاد متعلق به رؤیا است و نکته این‌که سعید و رؤیا قبلاً زن و شوهر بوده و اکنون متارکه کرده‌اند. قصه با جنگ این دو بر سر پروژه آغاز می‌شود.

محسن بدرقه، مدرس و منتقد سینما ابراز کرد: اولین چیزی که برای یک کارگردان مهم است، جامعه هدف اوست. کارگردان باید انتخاب کند که مخاطب او کیست و این به هوشی که در ضمیر ناخودآگاه وی نهفته است، برمی‌گردد. اگر فیلمی مانند رحمان ۱۴۰۰ هدف خاصی ندارد و پراکندگی و عدم هارمونی در جامعه مخاطب در آن به چشم می‌خورد، به دلیل عدم شناخت جامعه هدف توسط کارگردان است.

وی افزود: سینما به چند بخش تقسیم می‌شود: بدنه، روشنفکری و سینمای تجاری. کارگردان باید بداند که چه فیلمی می‌خواهد بسازد و از الگوهای عناصر سینمایی پیروی کند. آزیتا موگویی، کارگردان فیلم «ایده اصلی» از جمله کارگردانان هوشمندی است که سینمای تجاری را دنبال می‌کند. این فیلم یک قصه سرراست، درست و بسیار جذاب دارد و یک فیلم تجاری خوب است که در آن از تمام الگوهای تجاری اعم از گریم اغراق‌شده، نورپردازی، لوکیشن، موسیقی و حتی سوپراستارهای مدیریت‌شده استفاده ‌شده است.

بدرقه در ادامه بیان کرد: در سینمای روشنفکری از تمام عناصری که سینمای  بدنه خلق کرده است، برای بیان هدف استفاده می‌شود. اصغر فرهادی از جمله کارگردانانی است که سینمای بدنه، روشنفکری و تجاری را با هم می‌سازد که این امر به‌وضوح در فیلم جدایی نادر از سیمین دیده می‌شود.

محسن بدرقه در ادامه افزود: اولین چیزی که سینمای تجاری از آن استفاده می‌کند، الگوهای خلق‌شده توسط کارگردانان دیگر در خدمت تجارت است، مانند هلی شات که در پلان اولیه فیلم «ایده اصلی» به دلیل افزودن جذابیت به فیلم، از آن استفاده شد و خرسندی و خوشحالی مخاطب را در پایان به همراه دارد.

همچنین احسان روحی، نویسنده، کارگردان و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: ما از فیلم‌هایی مانند «ایده اصلی» در سینما کم داریم و از منظر دیگر وقتی می‌خواهیم در رابطه با نقد فیلم «ایده اصلی» به یک ایده نرمال برسیم، بیشترین چیزی که مهم است جای‌گیری واژه‌ها و کلمات در کنار هم است. خود نام این فیلم نیز، نشان‌دهنده تجاری بودن آن است. این فیلم توانسته نشان دهد که فارغ از جنبه‌های هنری، خیلی از کسانی که ادعای کارگردانی دارند شاید از پس آن برنیایند.

وی در خصوص نقاط قوت فیلم افزود: در فیلم ایده اصلی تضاد بین آدم‌ها، تضاد طبقاتی و تضاد فرهنگی، کاملاً رعایت شده است. همچنین استفاده از احساس و جنبه‌های عشقی و عاطفی و استفاده درست از رنگ‌بندی و اصلاح رنگ کاملاً  به‌جا استفاده ‌شده است. نوع داستان نیز که به‌صورت شخصیت‌های جدا از هم اما مرتبط است و هر بار آن‌ها را از یک زاویه می‌بینیم، ازجمله کارهایی است که ما در سینما کمتر مشاهده می‌کنیم. صحنه‌های جذاب، تعدد لوکیشن های مختلف در کشورهای گوناگون و پرداختن به مسئله سیاسی و آقازاده‌ها که امروزه در کشور مطرح است، باعث شده تا یک خانواده جدا از مسائل فنی از دیدن فیلم لذت ببرد و تمام این‌ها هوشمندی نویسنده را نشان می‌دهد. پس فیلم ایده اصلی در جای درست می‌تواند یک فیلم خوب باشد.

وی در ادامه بیان کرد: مشکلی که چند سال  است ما در نقد، شاهد آن هستیم این است که فیلم را در جایگاه خودش نقد نمی‌کنیم. فیلمی که تازه ساخته‌شده را بلافاصله با اثرهایی که قبلاً ساخته‌شده و اثر خوبی بودند، مقایسه می‌کنیم. شاید فیلم ایده اصلی مورد علاقه من نباشد اما در سینمای تجاری به‌عنوان فیلمی که می‌تواند به فروش برود و تأثیرگذار باشد و مخاطب تکلیفش با آن مشخص است، فیلم موفقی بوده و در بدنه سینمای تجاری ما فیلم درستی به شمار می‌رود.

وی در پاسخ به یکی از حضار که آیا کارگردانان و نویسندگان امروزی می‌دانند که به سراغ چه نوعی از سینما می‌روند، افزود:  هر نویسنده و کارگردانی می‌داند که به دنبال چیست، فردی مانند اصغر فرهادی، دیدگاهی جهانی دارد و به دنبال اثری است که مطلوب جهان باشد، حتی اگر آن فیلم مشخصاً به اقلیم ایران اشاره داشته باشد اما فردی مانند خانم موگویی جامعه هدفش مردم ایران است و برای کسانی که با چیپس و پفک به سینما می‌روند و می‌خواهند از سینما لذت ببرند، فیلم ساخته است.

روحی در پایان بیان کرد: ما در فیلمی کاملاً اکشن و پرهیاهو، از کمپانی «مارول» شاهدیم که چگونه شخصیت داستان در قالب کمدی، مخاطب را در رابطه با مرگ و زندگی به فکر فرو می‌برد، زیرا مخاطب خود را می‌شناسد و می‌داند که امروزه کسی به دنبال نصیحت نیست و این‌گونه به شکل دیگری به القای این واقعیت‌ها می‌پردازد. اگر فیلم ایده اصلی، توانسته باشد فارغ از مسائل فنی حال مردم را خوب کند، فیلمی موفقی است.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false