×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

انتخاب سردبیری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۸ مهر - ۱۳۹۸  
false
true
ترجمه متون ادبی به زبان‌های دیگر، امکان‌پذیر نیست

به گزارش آتی نیوز، هفتمین نشست «یک عصر، یک نویسنده»، ۱۴ مهرماه با موضوع نقد و بررسی کتاب در حاشیه یک نقد در فرهنگسرای حجاب مشهد برگزار شد.

در ابتدای نشست، جعفری، مجری برنامه عنوان کرد: کتاب در حاشیه یک نقد ادبی، شامل ۱۰ مقاله است که قبل از این در ماهنامه ادبی چوک منتشر شده است، ترتیب و چینش مقالات بر اساس حروف الفبا بوده و موضوعات مستقلی را دارا است. از آثار مهناز رضایی می‌توان به پرواز سوئیس، زنی بی‌چتر، پچ پچ و سنجاقکی روی آب اشاره کرد. همچنین چیزی که قابل توجه در این کتاب است، دقت روی ویراستاری و ویرایش متن است، همچنین از کوتاهی مقالات در عین پرمحتوا بودن می‌توان به‌عنوان نکته دیگر کتاب یاد کرد.

محمد ریاحی، کارشناس ادبی نیز در این نشست گفت: کتاب حاضر در واقع مجموعه‌ای از یکسری مقالات است که نویسنده با تکیه ‌بر آرای نظریه‌پردازان دهه ۱۹۶۰ در باب ماهیت ادبیات به‌ویژه ادبیات داستانی ارائه و سعی کرده است که با توجه به این آرا، پرسش‌های مطرح‌شده را عیان کند و برخی از آن‌ها را مورد خطاب قرار دهد. ما تقریباً در این نوع از برخورد با متون ادبی، مطلب چندانی به‌صورت ترجمه در دست نداشتیم و در مباحث مطرح‌شده با نقد، که می‌توانست متن را به چالش بکشد، ناآشنا بودیم. در اکثریت نوشته‌های برخورد با متون که تحت عنوان نقد منتشر می‌شد، سعی بر این بود که صرفاً نوع محتوای پیام که از طریق ادبیات داستانی به مخاطب انتقال داده می‌شود، مورد ارزیابی قرار گیرد و چیزی که در نوشته‌های نویسنده دیده ‌می‌شد این بود که در چه ساعتی از اندیشه، به مسائلی در سطح فرهنگ، اجتماع و سیاست می‌پردازد.

وی ادامه داد: نویسندگان، درگذشته بیش از اینکه نوع کارها‌یشان به لحاظ اصول زیبایی‌شناختی که می‌توان از آثار استخراج کرد، مورد تأیید قرار بگیرند، بیشتر به جهت نوع پیامی که آثار به آن‌ها ارائه می‌داد مورد توجه و تأیید قرار می‌گرفتند. این مسئله امروزه تا حدی رنگ ‌باخته است، هرچند هنوز هم در سطوح دانشگاهی ما وجود دارد و در دروس ادبیات نقطه تأیید، بر این ویژگی است.

ریاحی گفت: این کتاب با توجه به آرا سعی می‌کند ما را به بخش‌ها و ساعاتی از نوشتار نزدیک کند که به‌نوعی در تدوین تازه آرا در چند سال گذشته شاهد آن نبودیم. کار ارائه‌شده توسط خانم رضایی، در مرحله اول به آشناسازی می‌پردازد و در مقاله اول با پرسشی مبنی بر اینکه آیا متن، آینه روان مؤلف است، شروع می‌کند. نویسنده با توجه به آراء کسانی چون بارت، فوکو و ترجمه‌هایی مثل بابک احمدی سعی می‌کند این مسئله را مورد کندوکاو قرار دهد. نسبت مؤلف و متن، آن‌چنان‌که نزد برخی مؤلفین شناخته می‌شد از این ‌دست بود که رابطه بسیار تنگاتنگی بین متن و مؤلف وجود دارد. از طرفی متن وجودیت خود را از مؤلف می‌گیرد و شناخت مؤلف، بر اساس نوشته‌هایی که از طرف او صادرشده، ساده‌تر و بهتر می‌شود؛ اما با توجه به آرا می‌گوییم این‌گونه نیست، متن نه‌تنها در رابطه تنگاتنگ با مؤلف قرار ندارد بلکه از یک حیات مستقل برخوردار است و این را مدیون ساخت‌وساز زبانی خودش است و تمام تلاش نویسنده در اثبات همین نکته بود.

در مابین ریاحی به پرسش مجری در زمینه اینکه، قرآن معجزه‌ای استثنائی و خالق آن استثنائی است، آیا هیچ ‌وجهی از نویسنده در این متن قابل ‌دستیابی نیست؟ پاسخ داد: آنچه در متن است ما به ازای آن اندیشه و نیت نویسنده نیست، گاه می‌تواند آن را دربرگیرد و گاه می‌تواند نقطه مقابل آن باشد و گاه هم می‌تواند بسیار فراتر از آن برود، لذا با توجه به صحبت‌های گفته‌شده و توضیحات خانم رضایی در کتاب، متن کاملاً رها از نویسنده و دارای استقلال است.

وی در ادامه به قسمت دوم مقاله داخل کتاب پیرامون ابهام و نوشتار سپید اشاره کرد و گفت: نکته کلیدی‌ای که وجود دارد، مسئله ابهام‌زا بودن زبان به‌ویژه زبان ادبی است و نویسنده به این نکته می‌پردازد که ابهام یک امر افزون بر داستان و یک امر ذاتی زبان نیست بلکه یکی از ویژگی‌های نوع زیست جامعه امروز ماست و در پی هر گفته ما یک ناگفتنی است که همان ناگفتنی، وضوح گفته ما را می‌گیرد. ابهامی که در داستان است، ناشی از نوع کدگذاری‌های ویژه نویسنده در متن است و تعبیر این کدگذاری‌ها به عهده مخاطب از طریق خوانش منحصربه‌فرد خود است. نکته مطرح‌شده این است، ازآنجاکه زبان ادبی اصرار بر کتمان دارد، لذا نویسنده با کاربست امکاناتی مثل بهره‌گیری از کثرت‌ها، تشابه‌ها، تناقض‌ها و … سعی می‌کند آن ابهام را به نحو اعلا به نمایش بگذارد و ابهام بستری در متن به‌عنوان بستر سفیدخوانی تشکیل می‌دهد لذا شخصی که نوعی از خوانش را آموخته، به این سفیدخوانی توجه می‌کند و نویسنده نیز تأکید بر این دارد که متن ادبی، مملو از این ویژگی‌ها است.

ریاحی گفت: در مقاله سوم نویسنده به ترجمه متون ادبی اشاره می‌کند، اینکه ترجمه نعل به نعل از زبان مبدأ به زبان مقصد غیرممکن است، زیرا هر واژه، زندگی مستقل به خود ندارد و از یک پیکربندی تاریخی و عرف موجود در جامعه نشئت می‌گیرد لذا زمانی که قرار است ترجمه شود، مترجم باید تمام این موارد را در زبان مبدأ و مقصد بشناسد و این امر ممکن نیست و اگر بر فرض، این اتفاق بیفتد آنچه مترجم فکر می‌کند ترجمه درست است، تنها ورژن تازه‌ای از اثر است که در کنار آن متن می‌توان استفاده کرد و این مورد در متون ادبی و شعر صدق می‌کند، پس درنتیجه به نظر من نه شعر شاملو به آلمانی و نه شعر الیوت آلمانی به فارسی ترجمه می‌شود.

وی ادامه داد: کنش خوانش، کنشی فردی است، عمل خواندن به معنی رخداد پدیده‌ای جبری نیست، چراکه روند تفکر، تخیل و تأثیرپذیری، همواره به کمک نوعی جایگزین سازی پیش می‌رود و در این جایگزینی، نقش فردی برجسته است. متن، امکانات نهفته معنایی خودش را مدیون خوانشگر است و خوانشگر در نسبت به این متن، حضور تازه‌ای از خودش را نشان می‌دهد. خواندن، یک کنش تاریخ‌مند است و این دریافت که امروز ما از خواندن متنی به آن رسیدیم، متناسب با نوع کیفیت رفتار بشری می‌تواند شکل‌های تازه‌ای از خودش را به نمایش بگذارد و خوانش ما را به‌نوعی به  دریافت مشروط نسبت به زمان و مکان می‌رساند که می‌تواند هرلحظه در آن شکستی ایجاد شود و مدام وجه‌ها و صورت‌های تازه‌ای از خود نشان دهد و به خوانشگر دریافت تازه‌ای بدهد. اگر نگاه ما به متون مقدس به‌ویژه قرآن باشد، به تکرار، ما را در مسیر تازه‌ای قرار می‌دهد. درنتیجه، زبان متنی لغزنده است و دائم جابه‌جا می‌شود.

مهناز رضایی، نویسنده کتاب در حاشیه نقد اظهار کرد: انگیزه من چیزی جز تشنگی خودم در این امر نبود و مسئله‌ای که سعی کردم خودم را با آن‌هم جهت کنم، این است که به‌عنوان یک منتقد، دلم می‌خواست در وادی نقد قدم بگذارم، زیرا وقتی دید نقادانه پیدا کردید، می‌توانید داستان بهتری بنویسید که این نیاز به دانایی دارد. مقالات موجود در کتاب هرکدام از یک وجه وارد شده است حتی لوازم موردنیاز متفاوت را مورد بررسی قرار دادم. خیلی از متون ما به‌ویژه‌ وقتی وارد مدرن می‌شویم، از بین‌المتنیت، بسیار استفاده می‌کنند و باید دانست چگونه از آن استفاده کرد و این انگیزه‌ای بود که بتوان با دید بهتری از نقد در راستای داستان‌نویسی استفاده کرد.

به نظر یکی از حاضرین، کتاب بسیار به لحاظ اشارات به زبان، متن و رابطه آن‌ها پرمحتوا بوده و باید به زبان عامیانه و ساده‌تر نیز نوشته تا در دسترس عموم بوده و برای تمام اقشار قابل‌فهم باشد.

انتهای خبر/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false