×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

پیشنهاد سردبیر

true
    امروز  جمعه - ۴ بهمن - ۱۳۹۸  
false
true
انتخابات؛ منطقی‌ترین مدل پاسخگویی/ اگر ترامپ، خواست اقلیت را دنبال کند، در انتخابات بعدی رأی نمی‌آورد

به گزارش آتی نیوز، اولین جلسه از دوره آموزش تحلیل سیاسی، ۱۱ آذرماه به همت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در دانشکده علوم اداری و اقتصادی این دانشگاه برگزار شد.

سیداحمد فاطمی‌نژاد، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی و مدرس این جلسه از کارگاه که با عنوان «تحلیل از منظر سیاست خارجی» برگزار شد، ضمن معرفی تعدادی از کتب مرتبط با موضوع جلسه، اظهار کرد: کارگزار سیاست خارجی همیشه در حال انتخاب کردن، تصمیم گرفتن و رفتار کردن است و باید در نظر بگیرید بر اساس کدام دیدگاه می‌خواهید تحلیل کنید.

وی نظریات اصلی تحلیل سیاست خارجی را نظریه واقع‌گرایی، لیبرالیستی و سازه‌انگارانه معرفی کرده و افزود: اولین نکته حائز اهمیت از نظر واقع‌گرایان، تمرکز روی رفتار دولت‌ها در عرصه خارجی و در نظر گرفتن آن‌ها به‌عنوان منشأ اصلی رویکرد، جهت‌گیری و تصمیم‌گیری در سیاست خارجی است. تعریف سنتی سیاست خارجی نیز بر همین اساس است؛ تصمیم‌گیران در نظام‌های مختلف، متفاوت هستند اما مطابق برداشت واقع‌گرایان، رویکرد کل دولت، همان رویکرد انتخابی در عرصه بین‌الملل است. در این چارچوب، کار آسان می‌شود چراکه محور ثابتی برای تحلیل دارید که همان تصمیم‌گیران هستند و مثلاً اگر بخواهید سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تحلیل کنید، نوع رفتار بازیگرانی چون رهبری و رئیس‌جمهور و مبنای تصمیم را در نظر می‌گیرید.

این متخصص حوزه روابط بین‌الملل در توضیح چیستی منافع ملی، گفت: دومین مسئله مهم در تحلیل واقع‌گرایانه‌ سیاست خارجی، منافع ملی است؛ چراکه واقع‌گرایان تحلیل عقلانی را در نظر می‌گیرند و بر اساس آن، منافع را تشخیص می‌دهند. درواقع از نظر واقع‌گرایان، منافع ملی، اصل راهنمای سیاست خارجی است. واقع‌گرایان، مبنای منافع ملی را بر عقل سلیم می‌دانند درحالی‌که بقیه نظریه‌پردازان به‌شدت به این مسئله نقد وارد می‌کنند؛ چون این‌گونه منافع ملی تفسیرپذیر شده و نمی‌توان گفت کدام‌یک از تفاسیر درست است. البته پاسخ واقع‌گرایان این است که امنیت این موضوع را مشخص می‌کند و این‌گونه نیست که بتوانیم بگوییم هر کاری بکنیم، موافق امنیت کشور است.

وی ادامه داد: تعاریف متعددی برای منافع ملی بیان شده، اما واقع‌گرایان آن را با امنیت کشور می‌سنجند؛ حفظ تمامیت ارزی، تداوم حکومت و جان شهروندان و قدرت به‌عنوان ابزار تأمین منافع ملی، از شاخص‌های امنیت کشور است.

فاطمی‌نژاد: یکی از نکات اصلی در تحلیل سیاست خارجی، توازن بین قدرت، منافع ملی و راهبردهای عملیاتی کردن آن است.

فاطمی‌نژاد با اشاره به اینکه یکی از نکات اصلی در تحلیل سیاست خارجی، توازن بین قدرت، منافع ملی و راهبردهای عملیاتی کردن آن است، ادامه داد: وقتی قدرت، ابزار تأمین منافع ملی می‌شود، باید این موضوع را در نظر داشت که بقیه کشورها هم دولت‌هایی دارند که منافع ملی خود را تعریف کرده‌اند و دارای قدرتی برای دستیابی به آن‌ها هستند. در اینجا یکی از بحث‌های اساسی مطرح شده توسط واقع‌گرایان، دیپلماسی و کارکرد آن به‌عنوان ابزاری برای کسب منافع ملی در کنار قدرت و پرهیز از ضربه خوردن به امنیت است.

وی در توضیح قواعد دیپلماسی از منظر واقع‌گرایان بیان کرد: بازیگر سیاست خارجی قبل از هر چیز باید شناخت دقیقی از اهداف خودش داشته باشد؛ در سیاست خارجی بعضی از کشورها این یک مسئله است و سایر دولت‌ها نمی‌فهمند آن کشور، دقیقاً دنبال چه چیزی است. نکته دوم شناخت اهداف دیگران است و نکته سوم در حیطه دیپلماسی، مشخص کردن میزان تعارض و اجتماع اهداف کشورها با یکدیگر است. همچنین آمادگی کشور برای ارائه رویکرد در صورت وجود تعارض، چهارمین نکته در قواعد دیپلماسی است.

عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چه چیز باعث می‌شود دیپلماسی یک کشور در کشور دیگری متمرکز شود، ابراز کرد: پیوستگی جغرافیایی، تشابه نظام‌های سیاسی و تشابه در جهت‌گیری‌ها را از دلایل این موضوع برشمرد.

منطقی‌ترین مدل پاسخگویی، انتخابات است و اگر جامعه بسنجد که فردی خواسته‌اش را دنبال نکرده است، دوباره به او رأی نمی‌دهد.

فاطمی‌نژاد در توضیح دومین نظریه تحلیل سیاست خارجی گفت: از نگاه نظریه لیبرالیستی، مهم‌ترین عرصه در سیاست خارجی، عرصه مسئولیت‌پذیری است. در راستای انتظارات از دولت، یکی از شاخص‌های اصلی تحلیل لیبرالیستی، میزان در نظر داشتن خواست شهروندان و پاسخگویی به آنان است. در همین راستا، منطقی‌ترین مدل پاسخگویی، انتخابات است و اگر جامعه بسنجد که فردی خواسته‌اش را دنبال نکرده است، دوباره به او رأی نمی‌دهد.

آقای ترامپ احتمالاً ترجیحات عده‌ای را پیگیری می‌کند و اگر این عده اقلیت باشند، در رأی انتخابات بعدی، رأی اکثریت را کسب نمی‌کند.

وی اضافه کرد: دومین نکته مهم در تحلیل لیبرالیستی، مبحث ترجیحات داخلی است؛ ترجیحات داخلی در رایزنی‌ها تعدیل می‌شود و برآیند آن‌ها سیاست خارجی را شکل می‌دهد. مثلاً آقای ترامپ احتمالاً ترجیحات عده‌ای را پیگیری می‌کند و اگر این عده اقلیت باشند، در رأی انتخابات بعدی، رأی اکثریت را کسب نمی‌کند. در دولت‌های لیبرال، تکثرگرایی وجود دارد و این تکثرگرایی یعنی سیاست خارجی می‌تواند از منشأهای مختلف مثل یک نهاد، سازمان، مجموعه‌ای از افراد و … سرچشمه بگیرد. همچنین اولویت‌های دموکراتیک و میزان توجه بازیگر سیاست خارجی به ترجیحات دموکراتیک نیز نکته مهمی است.

مدرس این کارگاه تحلیل سیاسی، سومین نظریه در تحلیل سیاست خارجی را تحلیل سازه‌انگارانه دانسته و ضمن اشاره به فرهنگ محیط بین‌الملل به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی آن عنوان کرد: از منظر سازه‌انگاری، حیطه تأثیرگذاری تصمیمات و عرصه فعالیت بازیگر سیاست خارجی، از اهمیت بالایی برخوردار است. در یک دسته‌بندی کلی، فرهنگ محیط بین‌الملل، در سه مدل هابزی، لاکی و کانتی مطرح می‌شود.

فاطمی‌نژاد افزود: در فرهنگ هابزی، قاعده اصلی دشمنی است؛ پس باید طبق این قاعده رفتار کنیم و برای دشمنی آماده باشیم. فرهنگ لاکی، مبتنی بر رقابت است؛ درواقع دولت‌ها با یکدیگر دوست نبوده اما تهدید قطعی نیز برای هم نیستند. فرهنگ کانتی که در آمریکای شمالی و اروپای غربی حاکم شده، مدل دوستی است؛ یعنی جنگ بین آمریکا و کانادا یا بلژیک و هلند، دور از انتظار است. ولی در منطقه خاورمیانه، باوجوداینکه بین دو کشور مثل ایران و عراق، روابط خوبی برقرار است، جنگ دور از انتظار نیست؛ چون در منطقه پر منازعه‌ای با فرهنگ بین‌المللی متفاوتی قرار دارند.

هویتی که ما برای آمریکا در نظر داریم، کشوری مداخله‌گر است و آمریکا نیز جمهوری اسلامی را نظامی غیردموکراتیک می‌داند و در چنین نگاهی، نباید انتظار روابط دوستانه داشته باشیم.

وی با اشاره به اهمیت منافع ملی در رویکرد سازه‌انگاری تصریح کرد: دومین مسئله مهم در رویکرد سازه‌انگارانه، هویت بازیگران است که تحت تأثیر عوامل مختلف و از سمت سایر بازیگران، تعریف و تحلیل سیاست خارجی بر اساس هویت تعریف‌شده، انجام می‌شود. درواقع در این رویکرد، این خود بازیگر نیست که تعریفی ازخود ارائه می‌دهد، بلکه نگاه بازیگران نسبت به یکدیگر مهم است. مثلاً هویتی که ما برای آمریکا در نظر داریم، کشوری مداخله‌گر است و آمریکا نیز جمهوری اسلامی را نظامی غیردموکراتیک می‌داند و در چنین نگاهی، نباید انتظار روابط دوستانه داشته باشیم. پس با تغییر هویت، نوع سیاست و رفتار هم تغییر می‌کند. درواقع در دیدگاه سازه‌انگاری، هویت بازیگران، منافع ملی را تعریف می‌کند.

این متخصص حوزه روابط بین‌الملل در انتهای سخنان خود ابراز کرد: در عرصه سیاست خارجی، با فضایی به‌شدت در حال تغییر و تحول ناشی از یادگیری مواجه هستیم. یعنی بازیگران سیاست خارجی، از هر پیام و اتفاقی درس می‌گیرند و بر اساس آن ممکن است شاهد تغییر رفتارشان باشیم و این یادگیری در کلیت روند سیاست خارجی، تأثیرگذار است.

انتهای پیام/

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false